دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نپوسیدن بدن آیت الله فاضل شربیانى

No image
نپوسیدن بدن آیت الله فاضل شربیانى

نپوسیدن بدن آیت الله فاضل شربیانى

در سال 1357 قمری دولت عراق تصمیم گرفت که راه هایى را که در اطراف حرم مطهر حضرت على، علیه السلام، براى دفن اموات منظور شده بود، مسدود کنند. در این عملیات اجساد تعدادى از علما ظاهر گردید. از آن جمله جسد پاک مرحوم آیت الله فاضل شربیانى پدیدار گشت و همگان مشاهده کردند که پیکر پاکش بعد از 35 سال تر و تازه است. مرحوم آیت الله ملاّ على واعظ خیابانى در این خصوص مى نویسد:

... پس دیدند به همان حالتى که دفن شده، تمام کفن در بدن بدون این که چیزى بپوسد و عضوى متلاشى بشود در قبر موجود است و حال آن که میان دفن و آن تاریخ، سى و پنج سال فاصله بود و چون هواى خارج به کفن رسید تغییر یافت، بدون این که در بدن شریف تغییرى پدید آید. پس کفن را تجدید و قبر شریف را بنا کردند. مقتضاى این مدت آن بود که از بدن به جز استخوان پوسیده باقى نماند و لیکن نزد خداوند متعال از براى اولیاى خود مقام منیعى(استوار) و شأن رفیعى هست که عقول مردم از معرفت کُنه آن عاجز و قاصر است. [83]

گفته مى شود که یک بار دیگر در زمان حکومت عبدالکریم قاسم (1958 ـ 1963 م) به هنگام مرمت قبور، جسد آیت الله فاضل شربیانى ظاهر شده و کاملا تر و تازه بوده است.

در آن تاریخ حدود 60 سال از رحلت ایشان مى گذشت، ولى گذشت زمان هیچ تغییرى در پیکر آن مرد بزرگ پدید نیاورده بود. [84]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

محمد فاضل شربیانی

محمد فاضل شربیانی

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS