دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ویژگى هاى اخلاقى

No image
ویژگى هاى اخلاقى

ویژگى هاى اخلاقى

آقا ضیاء به بلند همت بودن، تواضع، فروتنى، خوش اخلاقى و زهد که سرآمد فضایل اخلاقى اند، معروف و از نظر هوش و فکر، دقّت و نظم، ذوق سلیم و حسن معاشرت و پرهیز از تکلّف براى معاشران و مراجعان، زبانزد عام و خاص بود. بدین جهت شاگردانش او را بسیار دوست مى داشتند. او در وادى مبارزه با نفس، همه هم طرازان علمى (فقهى ـ اصولى) را از خود برتر مى دانست.

هرگاه مرجعى از دنیا مى رفت، با آن که صلاحیت مرجعیّت را از هر حیث دارا بود، این امر را به سایران و مراجعان را به دیگران حواله مى داد و مُبلّغ آنان نیز بود.

پس از استادان و مراجع قبل و به دلیل کثرت مراجعات در عراق و ایران، وى بر رساله عملیه آقا شیخ عبدالله مازندرانى (1256 ـ 1330 هـ.ق.) حاشیه زد تا مقلدین از نظراتش استفاده کنند.

او در معاشرت با شاگردان، ضمن احترام به آنها ظرایف و نکات لطیفى به کار مى برد. شاگردان هم او را بسیار دوست مى داشتند و نهایت ادب و احترام را نسبت به او رعایت مى کردند. جلساتش با آن که خودمانى بود، براى شاگردان نوعى تربیت عملى و آثار فراوانى در برداشت.

یکى از مزاحهایى که از او نقل مى کنند، این است که مى گفت: «اگر درس صبح گفته شود، هم استاد مى فهمد و هم شاگرد و اگر عصر گفته شود، فقط استاد مى فهمد چه مى گوید و هر آینه اگر درس شب گفته شود، نه استاد مى فهمد و نه شاگرد.»

آقا ضیاء الدین عشق وافرى به اهل بیت(علیهم السلام)، به ویژه امام حسین(علیه السلام) داشت. او مجلس روضه خوانى مفصلى را در ایّام محرم در منزلشان برقرار مى ساخت. در این مجلس که اکثر علما و طلاب و استادان حوزه شرکت مى کردند، آقا ضیاء منبر مى رفت و از روى مقتل براى اهل مجلس مصیبت مى خواند و بسیار مى گریست و اهل مجلس را مى گریاند.([7])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS