دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ویژگی ها

No image
ویژگی ها

ویژگی ها

سید ابوالحسن اصفهانی بسیار مایل بودند که ایشان امور قضا را بر عهده بگیرند، اما او این مسؤلیت را ردّ می کرد. بارها ایشان از او خواستند تا به جای او در مسجد هندی نماز گزارند، اما ایشان از قبول آن امتناع می کرد.‌

او همواره به مطالعه و تحقیق مشغول و از دنیا گریزان بود. از تعصبات قومی، به دور، و معیار او در هر کار خدا بود. از ریا، به دور، و در غذا با فقرا شریک بود. او مال و شخصیت خود را وقف مسلمانان کرد. معتقد بود شخصیت او ملک مسلمانان است. با تقوا و ورع بود. خاقانی در وصف او گفته است: «او بقیة السلفی است که داستان ها درباره ی آنها شنیده ایم و با دیدن او فهمیدم که زمین از عالمان ربانی ـ که حجت های الهی هستند ـ هرگز خالی نیست.».[40]

ایشان از دقت نظر بالا و مهارت زیبا در تفهیم مطالب و تفکر عمیق برخوردار بودند.

شیخ محمدطاهر آل راضی درباره ی ایشان می نویسد: «او در تقوا و عدالت، مَثَل برای مردم بود، به گونه ای که من گمان می کردم او معصومی است که عصمت او ناشناخته است. او در نماز، بخصوص در قنوت آن، چنان با ندایی دل ربا با خدا مناجات می کرد که انسان را به ملکوت می برد و آن چنان صوت با خشوع او تأثیر داشت که گویا بهشت و جهنم در برابر چشمانت مجسم می شد.».

عالم مبارک

انسان وقتی خود را وقف خدا کرد، او هم انسان را مبارک قرار می دهد. خدا در قرآن، «عیسی» و «مکه» را «مبارک» معرفی می کند[41]. از ویژگی های شیخ محمدحسن این بود که دست با برکتی داشت. نقل است جوانی برای اجرای صیغه ی عقد ازدواج نزد شیخ محمدحسن رفت. شیخ محمدحسن با خواندن صیغه ی عقد، پیوند خانوادگی این دو زن و شوهر جوان را برقرار کرد. بعد از اندکی، تازه داماد به بیماری سختی مبتلا شد که مردم از سلامتی او مأیوس شدند و بعضی گمان کردند که همسر او با ازدواج با او در گرفتاری واقع شده است. این ماجرا به گوش یکی از علما می رسد و او می گوید: «من امید بسیار به این ازدواج دارم؛ زیرا، شیخ محمدحسن عقد این ازدواج را خوانده است و او میمون و مبارک است.» مجرب است که هر کس صیغه ی ازدواج او را شیخ خواند، از ازدواجش ناامید نشد. بعد از مدتی جوان ناگهان سلامتی خود را باز می یابد و زندگی خوب و خوشی را در کنار همسر خود آغاز می کند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

محمد حسن مظفر

محمد حسن مظفر

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS