دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پاسخ های اعجاب انگيز امام علی (ع)

No image
پاسخ های اعجاب انگيز امام علی (ع) پرسش و پاسخ

پرسش:

امام علي(ع) چگونه با پاسخ هاي اعجاب انگيز خود به سؤالات علماي يهودي توانستند آنها را مسلمان کنند؟

پاسخ:

بنا به گواهي متون تاريخي و روايات موثق، روزي سه تن از علماي يهود نزد علي(ع) آمدند و پرسش هايي را مطرح ساختند، و حضرت تنها به اين شرط راضي به پاسخ دادن به آنها گرديدند که اگر آن پاسخ ها را موافق با تورات يافتند هر سه فرد يهودي به دين اسلام درآيند.

آنها پذيرفتند و مجدد سؤالات خود را اين گونه مطرح کردند:

1- قفل آسمان ها چيست؟

امام علي(ع): همانا قفل آسمان ها شرک به خداوند است و مرد يا زني که مشرک باشد، عمل او به سوي آسمان بالا نمي رود.

2- کليد آنها چيست؟

امام علي(ع): گواهي «لااله الاالله» و «محمد رسول الله» است.

3- کدام قبر با صاحبش راه رفت؟

امام علي(ع): آن قبر ماهي اي بود که يونس(ع) را بلعيد و او را در درياهاي هفت گانه گردانيد.

 4- آن کيست که قوم خود را بيم داد و ترسانيد، درحالي که نه از جنيان بود و نه از آدميان؟

امام علي(ع): آن مورچه سليمان(ع) بود که به مأموران گفت: اي گروه مأموران! داخل خانه‌هاي خود برويد تا توسط سليمان و لشکريان او پايمال نگرديد.

5- پنج چيز بر روي زمين راه رفتند، درحالي که در رحم خلق نشده بودند، آنها کدامند؟

امام علي(ع): آدم، حوا، ناقه صالح(ع)، گوسفند ابراهيم(ع)، و عصاي موسي(ع).

6- صدای حيوانات چه چيزی را بيان می دارد؟

امام علي(ع): خروس مي گويد: «اذکرالله يا غافلين» خدا را ياد کنيد اي غافلين. اسب می‌گويد: «اللهم انصر عبادک المؤمنين علي عبادک الکافرين» خداوندا ياري ده بندگان مؤمن خود را بر بندگان کافرت. وزغ(قورباغه) مي گويد: «سبحانه ربي المعبود المسج في لجج البحار» پاک و منزه است پروردگارم که مستحق پرستيدن است و تنزيه مي کنند او را درميان درياها.

پس از آن، علماي يهود که سه نفر بودند، دو نفرشان بلند شدند و شهادتين را بر زبان جاري ساختند و مسلمان گرديدند، و عالم سوم آنها ايستاد و گفت: يا علي! آنچه از نور اسلام در دل رفيقان من افتاد، در دل من نيز افتاده است، لکن يک مسئله ديگر مانده است که چون از آن پرسش نيز جوابم را بگويي بي شک مسلمان مي گردم! حضرت فرمود: بپرس! سپس آن عالم يهودي سؤالاتي را در باب جزئيات مأجراي اصحاب کهف بدين نحو پرسيد:

7- تاج پادشاهي که در زمان اصحاب کهف، حکومت مي نمود از چه چيزي ساخته شده بود؟

امام علي(ع): نام او دقيانوس بود و تاج او از طلاي مشبک بود و هفت رکن داشت و بر هر رکني مرواريد سفيدي نصب کرده بودند که در شب هاي تار مانند چراغ روشنايي مي داد.

8- نام غلامان اين پادشاه چه بود؟

امام علي(ع): آن سه غلام که در سمت راست مي ايستادند: «تمليخا»، «مکسلمينا» و «منشليا» نام داشتند، و آنان که در جانب چپ بودند «مرنوس»، «ديرنوس» و «شاذريوس» ناميده شده بودند.

9- نام سگ اصحاب کهف چه بود؟

امام علي(ع): رنگش سياه و سفيد بود و نامش «قطمير» بود.

سپس حضرت علي(ع) فرمودند: اي يهودي! آيا اين پاسخ ها موافق و برابر بود با آنچه در تورات شما آمده است؟

عالم يهودي عرض کرد: به راستي که يک حرف زياد و کم ننمودي و من شهادت مي دهم به وحدانيت خدا و رسالت محمد(ص).

منابع:

1- قصص الانبياء، راوندي، ص 255.

2- عرائس المجالس، ثعلبي نيشابوري، ص 413.

3- حيوةً القلوب (تاريخ پيامبران)، محمدباقر مجلسی.

روزنامه كيهان، شماره 21718 به تاريخ 19/6/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS