دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرایی حد كفاف برای سالكين

No image
چرایی حد كفاف برای سالكين

(بدان اي سالک راه خدا!) اينکه چه مانعي دارد يک نفر، در مواردي که خدا آن را حرام نکرده به دنبال جمع کردن بيش از حد کفاف خود باشد؟ در اينجا بحث حرام نيست، بحث لذت هاي حلال بيش از اندازه است، بحث کيف هاي مشروع و التذاذات نفسانيه است. در مباحث اخلاقي و بحث هاي رواني عوامل و اسبابي براي محبت مطرح شده که عبارتند از: التذاذ و لذت بردن، موانست و همراهي، زيبايي و جمال. در باب دنيا، چه ابزار دنيوي و چه حيات دنيوي، عوامل ايجاد محبت به نحو شديدي مطرح بوده و کارساز است. يعني هم لذت بردن از ابزار دنيوي وجود دارد، هم موانست با ابزار دنيوي در زندگي همه هست و هم جلوه ها و زيبايي هاي ابزار دنيوي موجود بوده و مي تواند محبت را در انسان ايجاد نمايد، بنابراين عوامل ايجاد محبت اگر بيش از حد کفاف مورد توجه قرار گيرد، موجبات تبديل نگرش انسان را فراهم مي آورد و نگاه الهي انسان را به نگاه مادي و دنيوي تغيير مي دهد و همين حب دنيا سبب مفاسد بعدي براي او خواهد شد. (1)

    برگرفته از: 1- رسائل بندگی، آيت الله شيخ مجتبی تهرانی، ص152

                روزنامه كيهان، شماره 21035 به تاريخ 27/1/94، صفحه 6 (معارف)

مقاله

نویسنده آیت الله مجتبی تهرانی
جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS