دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چگونه بخوریم، چگونه بخوابیم؟

باید انسان یک مقدار زیاده بر معمول تقلیل غذا و استراحت بکند تا جنبه حیوانیت کمتر، و روحانیت قوت بگیرد، و میزان آنها را هم چنین فرمود
چگونه بخوریم، چگونه بخوابیم؟
چگونه بخوریم، چگونه بخوابیم؟

چگونه بخوریم، چگونه بخوابیم؟

متن:

باید انسان یک مقدار زیاده بر معمول تقلیل غذا و استراحت بکند تا جنبه حیوانیت کمتر، و روحانیت قوت بگیرد، و میزان آنها را هم چنین فرمود: که انسان اولا روز و شب زیاده از دو مرتبه غذا نخورد حتى تنقّل مابین الغذائین نکند. ثانیا هر وقت غذا مى‌خورد باید مثلا یک ساعت بعد از گرسنگى بخورد، و آن قدر بخورد که تمام سیر نشود، این در کمّ (=مقدار) غذا. و اما کیفش (=چگونگی) باید غیر از آداب معروفه، گوشت زیاد نخورد، به این معنى که شب و روز هر دو (هم برای ناهار و هم شام) نخورد، و در هر هفته دو سه دفعه هر دو را یعنى هم روز و هم شب(خوردن گوشت) را ترک کند، و یکى هم اگر بتواند للتکلیف[1] بخورد، و لامحاله آجیل خور نباشد. و اگر بتواند روزه هاى سه روزه هر ماه را ترک نکند. و اما تقلیل خواب مى‌فرمودند شبانه روز شش ساعت بخوابد. و البته در حفظ لسان و مجانبت (=دوری) اهل غفلت اهتمام زیاد نماید. اینها در تقلیل حیوانیت کفایت مى کند.

منبع داستان:در آسمان معرفت: تذکره اوحدی از عالمان ربانی، علامه حسن حسن زاده آملی،به اهتمام محمد بدیعی، قم، تشیع ، ص 109، 108.

نکته‌ها‌:

1- برای سیر الی‌الله باید در خواب و خور نیز مراقب خود بود بدین معنی که خور و خواب را نیز در جهت تکامل معنوی تنظیم نمود.

2- هر چه از حیوانیت کاسته شود بر روحانیت آدمی افزوده می‌شود.

[1] - برا ی ادای تکلیف بخورد یعنی به خاطر حفظ جان از مرگ.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS