دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کشفِ آرامگاه کفعمى

No image
کشفِ آرامگاه کفعمى

کشفِ آرامگاه کفعمى

کفعمى با همه علاقه اى که به کربلا داشت، موفق نشد تا آخر عمر در آن جا بماند و مهمان حضرت ابى عبدالله(علیه السلام) بشود. وى در اواخر عمر خویش، سفرى به زادگاهش نمود که در همان جا وفات یافت و به خاک سپرده شد.

آن منطقه در اثر مرور زمان خراب شده و قبر شریف کفعمى در زیر خاک ماند و از منظر مردم پنهان گردید.

کسى آن جا را نمى شناخت و از اثر قبر او اطلاعى نداشت، تا این که بعد از قرن یازدهم هجرى قمرى، کشاورزى هنگام شخم زدن زمین، گاوآهن وى به سنگى برخورد و آن را از محل خودش تکان داد، از زیر آن سنگ جسدى با کفن تر و تازه برخاست و با حیرت تمام به راست و چپ نگاه کرد و گفت: «هل قامت القیامةآیا قیامت به پا شده است؟!» آن گاه افتاد و دوباره به خواب ابدى فرو رفت. کشاورز از مشاهده این واقعه شگفت انگیز بیهوش مى شود. و بعد از مدتى که به حال طبیعى بر مى گردد، اهالى روستا را مطلع مى کند. آنان نوشته سنگِ قبر را مشاهده مى کنند که روى آن چنین حک شده بود: هذا قبر الشیخ ابراهیم بن على الکفعمى(رحمه الله).

بعد از این واقعه، مردم قبر شریف او را بازسازى و تعمیر نمودند. هم اکنون نیز مرقد او زیارتگاه عاشقان اهل بیت(علیهم السلام) و شیعیان جهان مى باشد. بدین ترتیب، کفعمى بعد از عمرى تلاش و جهاد در راه احیاى فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام)در سال 905 هـ .ق. در آستانه سلطنت شاه اسماعیل صفوى، در زادگاه خویش جهان را وداع گفت و به لقاى دوست شتافت.([25])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS