دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کلام روز

بی تردید کلام الهی و سخنان بزرگان دین، بهترین و مطمئن ترین چراغ راهنمای بشریت به سوی خیر دنیا و آخرت و کسب مواهب ارزشمند است. مرور روزانه برخی نکته های هدایتگر، نقش ارزشمندی در روشنگری ذهنی و روحی خواهد داشت.
No image
کلام روز آیه روز :
الله یأمر بالعدل والاحسان وایتَاء ذی القربى وینهى عن الفحشاء والمنکر والبغی یعظکم لعلکم تذکرون .
به راستى خدا به عدالت و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد و از فحشا و منکر و ستمگرى نهى می کند . شما را اندرز می دهد تا متذکر این حقیقت شوید که فرمانهاى الهى ، ضامن سعادت دنیا و آخرت شماست .
سوره نحل، آیه 90
ذکر روز چهارشنبه :
احادیث امروز:
رسول اکرم (ص) فرمودند:
اتقوا فراسة المؤمن فانه ینظر بنور الله .
از فراست مؤمن بترسید که چیزها را با نور خدا می نگرد.
سنن ترمذی، کتاب تفسیر القرآن، ح 3052
امام صادق (ع) :
من لم یملک غضبه لم یملک عقله.
کسی که مالک خشم خود نباشد مالک عقل خود نیست

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS