دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گریه شیر

No image
گریه شیر

جناب شیخ محمدحسن مولوى از عالم بزرگوار حاج سید محمد رضوى کشمیرى فرزند آقا سید مرتضى کشمیرى چنین نقل کرده است:

«در کشمیر، کوهى است که در دامنه آن حسینیه‌اى قرار دارد. ساختمان حسینیه طورى است که از بیرون آن مى‌توان داخل را مشاهده کرد. جهت روشنایى، در پشت بام حسینیه پنجره‌اى گذاشته‌اند. هر سال در روز عاشورا، جمعى از شیعیان در آنجا جمع شده و مراسم عزاى سالار شهیدان‌علیه السلام را برگزار مى‌کنند. شیرى در آن نزدیکى‌ها زندگى مى‌کند که هر سال در شب اوّل محرّم، از بیشه‌اش بیرون مى‌آید و خودش را در پشت بام حسینیه رسانده، سرش را از آن روزنه داخل مى‌کند و به عزاداران مى‌نگرد و قطرات اشک از چشمانش جارى مى‌شود. و بعد از مجلس، راهش را مى‌گیرد و به بیشه‌اش بر مى‌گردد. این برنامه تا شب عاشورا به همین کیفیت، ادامه مى‌یابد. به همین دلیل، در این قریه، هیچگاه اوّل محرم اشتباه نمى‌شود و با آمدن آن حیوان، همه مى‌فهمند که شب اول محرم فرا رسیده است.»

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS