23 دی 1396, 11:21
قال الصادقُ (ع) : «المَغرُورُ فی الدّنیا مِسکینٌ و فی الآخرهِ مَغبُونٌ لأنَّهُ باعَ الأفضلَ بالأدنی» (بحارالانوار ، ج69، ص319، باب117)
غرور حالتی در وجود انسان است که از بینش غلط او نسبت به مظاهر زندگی و امور مادّی پیدا میشود و گاهی هم محصول غفلت انسان از واقعیّات الهی است که بر اثر افزایش کار مادّی و توسعه یافتن مال و زر و زیور بهوجود میآید و در هر دو صورت رابطه انسان از خداوند و آخرت و بسیاری از واقعیّات قطع میگردد و شقاوت دنیا و آخرت را بهدنبال دارد.[1] ممکن است انسان پیش خود بگوید که من آدم مغروری نیستم در حالی که در واقع مغرور باشد. روایت شده که مدتی در حضور پیامبر(ص) از یکی از اصحاب تعریف و تمجید میکردند تا اینکه روزی همان شخص را به پیامبر(ص) و گفتند: او را که تعریف میکردیم همین شخص است. پیامبر(ص) به چهره او نگریست و فرمود: نوعی سیاهی مربوط به شیطان در چهره او مینگرم. او نزدیک آمد و سلام کرد. پیامبر فرمودند: تو را به خدا سوگند میدهم آیا پیش خود نگفتی بهتر از من، در میان اصحاب، کسی نیست؟ او گفت: چرا، همین فکر را کردم.[2] آری، گاهی انسان خیال میکند که مغرور نیست در حالیکه مغرور هست. گاهی انسان فریفته مال و ثروت و سلامتی خود است به خیال اینکه همیشگی هستند و گاهی انسان به عمر خود و فرزندان و دوستان خود مغرور میشود بهخیال اینکه آنها باعث نجات او هستند. گاهی در زندگی، فریب حالات خود و آرزوها و رسیدن به آنها را میخورد و گمان میکند که همیشه راست و درست عمل میکند و هیچ وقت اشتباه نمیکند. چه بسا به علم و اصل و نسب خود و اینکه فرزند فلانی است، افتخار میکند و از اسرار خدا آگاه نیست و چه بسا که غیر خدا را بخواند و گمان کند خدا را خوانده است و شاید که خود را خیرخواه مردم حساب میکند، در حالیکه میخواهد آنها به او توجّه کنند. و چهبسا نفس خود را نکوهش میکند در حالیکه در حقیقت آن را ستوده است.
آری انسان از تاریکیهای غرور خارج نمیشود؛ مگر با انابه و خشوع در برابر خداوند و شناخت عیوب خود. انسان مغرور، اگر به حالتی که دارد راضی باشد، هیچکسی مانند او با عملش بدبخت نشده و عمرش را ضایع نکرده است؛ چراکه او، مایه حسرت خود را در روز قیامت فراهم کرده است.[3] حضرت علی(ع) درنهج البلاغه هنگام تلاوت آیه
«یا أیّها الانسانُ ما غَرَّکَ بِربِّکَ الکَرِیم»[4]
ای انسان چه چیز تو را به خداوند کریم مغرور ساخته است.
در بیانی انسان را از غرور زدگیها برحذر داشته و به بدبختی و بیچارگی انسان مغرور اشاره کرده و میفرمایند: ای انسان چه چیز تو را بر گناه جرأت داده؟ و در برابر پروردگارت مغرور ساخته؟ و بر نابودی خود علاقمند کرده است؟ آیا بیماری تو را درمانی نیست؟ و خوابزدگی تو را بیداری نیست؟ چرا آنگونه که به دیگران رحم میکنی به خود رحم نمیکنی؟ چه بسا کسی را که در آفتاب سوزان میبینی بر او سایه میافکنی یا بیماری را مینگری که سخت ناتوان است، از روی دلسوزی بر او اشک میریزی، امّا چه چیز تو را بر بیماری خود بی تفاوت کرده؟ و بر مصیبتهای خود شکیبا و از گریه بر حال خویشتن باز داشته است؟ در حالیکه هیچ چیز برای تو عزیزتر از جانت نیست![5]
آری انسان مغرور در دنیا بدبخت و در آخرت زیانکار است و در حقیقت، به ترحّم و دلسوزی سزاوارتر است؛ چراکه او به توهّمات واهی دلخوش کرده که نتیجهای جز شقاوت دنیا و آخرت بهدنبال ندارد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان