دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انحلال شرکت سهامی

No image
انحلال شرکت سهامی

كلمات كليدي : انحلال، شركت، شريك، سهامي، تصفيه، دارايي

نویسنده : محمد حسين احمدي

شرکت سهامی مطابق ماده 1 لایحه اصلاحی قسمتی از قانون تجارت مصوب 1347، شرکتی است که سرمایه آن به سهام[1] تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام، محدود به مبلغ اسمی سهام آن‌‌‌ها است.

اصطلاح انحلال شرکت، به زمانی اشاره دارد که شرکت تصمیم می‌‌‌گیرد که فعالیت خود را به انجام عملیات تصفیه، یعنی اجرای تعهدات ناتمام و پرداخت بدهی‌‌‌ها و در نهایت تقسیم اموال باقی مانده شرکت بین شرکا، محدود نماید.[2]

علل انحلال شرکت سهامی

بخش نهم لایحه فوق الذکر، موارد انحلال و تصفیه شرکت سهامی را ضمن مواد 199 و 201 ذکر کرده است. با توجه به این دو ماده معلوم می‌‌‌شود که انحلال این شرکت یا به صورت قهری (اجباری) است یا به تشخیص مجمع عمومی و بر مبنای تصمیم همین مجمع و یا بر مبنای حکم دادگاه صورت می‌‌‌گیرد:[3]

أ‌) انحلال قهری؛

هرگاه شرکت سهامی ورشکسته شود و حکم ورشکستگی‌اش صادر گردد، منحل می‌‌‌شود. (بند 3 ماده 199 لایحه قانونی 1347) این مورد تنها موردی است که در آن برای انحلال شرکت، حکم دادگاه ضرورت ندارد و همین که حکم ورشکستگی شرکت صادر شود، منحل شده و باید طبق مقررات راجع به ورشکستگی، تصفیه شود. (ماده 200 لایحه قانونی)

ب‌) انحلال به تصمیم مجمع عمومی؛

مجمع عمومی فوق العاده یکی از ارکان شرکت سهامی است و صلاحیتش در مورد تغییر مواد اساسنامه، تغییر در سرمایه شرکت و انحلال شرکت قبل از موعد می‌‌‌باشد. برابر بند 4 لایحه قانونی1347 هر زمان که مجمع عمومی فوق العاده اراده کند می‌‌‌تواند به تشخیص خود و به هر علت قبل از موعد، شرکت را منحل کند. این تصمیم مجمع عمومی نیاز به توجیح ندارد، البته این تصمیم زمانی اعتبار دارد که در جلسه رسمی و با اکثریت دو سوم آرا حاضر در جلسه اتخاذ شود.[4] (ماده85 لایحه قانونی1347)

علاوه بر مورد فوق که مجمع عمومی فوق العاده به صورت اختیاری شرکت را منحل می‌‌‌کند، در یک مورد نیز الزاماً باید شرکت را منحل کند. ماده 141 لایحه این مورد را پیش بینی کرده که به طور خلاصه به آن اشاره می‌‌‌شود: اگر بر اثر زیان‌های وارده حداقل نصف سرمایه از بین برود، مجمع عمومی فوق العاده باید تشکیل شود و به کاهش سرمایه شرکت یا انحلال آن رای دهد. در صورتی که هیات مدیره شرکت سهامی، مجمع عمومی فوق العاده را برای تشکیل جلسه فوق دعوت نکند یا مجمع مذکور نتواند طبق قانون منعقد شود.[5] هر شخصی که نفعی در این مورد دارد می‌‌‌تواند انحلال شرکت را از دادگاه بخواهد.

ج) انحلال به حکم دادگاه؛

موارد انحلال شرکت سهامی به حکم دادگاه بدین شرح است:

1- وقتی شرکت موضوعی را که برای آن تشکیل شده است انجام داده یا انجام آن غیر ممکن شده باشد، باید منحل شود. (بند یک ماده199 لایحه) انحلال شرکت سهامی در این مورد باید بوسیله مجمع عمومی فوق العاده اعلام شود هرگاه مجمع عمومی این کار را انجام ندهد هر ذی نفع می‌‌‌تواند انحلال را از دادگاه بخواهد. (بند4 ماده201 لایحه)

2- در صورتی که شرکت سهامی برای مدت معین تشکیل شده باشد و این مدت تمام شود، منحل می‌‌‌شود مگر مجمع عمومی فوق العاده، مدت شرکت راقبل از اتمام تمدید کرده باشد. (بند2 ماده199 لایحه) البته باید گفت که انحلال شرکت به سبب انقضای مدت به ندرت پیش می‌‌‌آید به این دلیل که در اساسنامه‌‌‌ها مدت شرکت به صورت نامحدود قید می‌‌‌شود و این قید نیز در حقوق ما بدون اشکال است.[6] (مفهوم ماده174لایحه)

3- هر گاه انحلال به دلایل موجه لازم باشد شرکت منحل خواهد شد، دلایل موجه انحلال شرکت در لایحه صریحاً مشخص شده است:

اول) در صورت وجود شرایط ماده 141 لایحه که قبلاً شرح داده شده است[7]

دوم) مطابق ماده 201 لایحه در سه مورد شخص ذینفع می‌‌‌تواند انحلال شرکت را از دادگاه بخواهد:

1- در صورتی که تا یک سال پس از ثبت شرکت هیچ اقدامی برای انجام موضوع شرکت صورت نگرفته باشد و یا به مدت بیش از یک سال فعالیت های شرکت متوقف باشد.

2- در صورتی که مجمع عمومی سالانه برای رسیدگی به حساب های هر سال مالی تا ده ماه از تاریخی که اساسنامه معین کرده تشکیل نشده باشد.

3- در صورتی که سمَت تمام یا برخی اعضای هیئت مدیره و هم چنین سمَت مدیر عامل شرکت برای مدتی بیش از شش ماه بدون متصدی مانده باشد.(بند های 1،2،3 ماده 201 لایحه)

البته باید دانست که دادگاهی که تقاضای انحلال در آن مطرح است بلافاصله به مراجعی که طبق اساسنامه و لایحه قانونی 1347 صلاحیت اقدام دارند (رئیس و اعضای هیئت مدیره) مهلت مناسبی که از شش ماه تجاوز نکند داده می‌‌‌شود تا در رفع موجبات انحلال اقدام نمایند، در غیر این صورت دادگاه پس از پایان مهلت، حکم به انحلال شرکت خواهد داد.(ماده 202 لایحه)

سوم) برابر ماده 5 لایحه قانونی 1347 در صورتی که سرمایه شرکت سهامی از حداقل میزان قانونی کمتر شود[8] و شرکت به نوع دیگری از انواع شرکت های مذکور در قانون تجارت تغییر شکل پیدا نکند یا ظرف مدت یک سال نسبت به افزایش سرمایه تا میزان حداقل مقرر درقانون اقدامی به عمل نیاید، هر ذینفع می‌‌‌تواند انحلال شرکت را از دادگاه بخواهد. البته مطابق قسمت آخر این ماده در صورتی که قبل از صدور رای قطعی[9] سرمایه شرکت به حدنصاب قانونی برسد دادگاه حکم به انحلال نخواهد داد.

با ملاحظه موارد انحلال شرکت سهامی مشخص می‌‌‌شود که در هیچ موردی انحلال شرکت مربوط به شخص شرکا نمی‌‌‌باشد. زیرا در این شرکت شخصیت شرکا دخالت ندارد.[10]

نتایج انحلال شرکت سهامی

نتیجه انحلال شرکت سهامی تصفیه و تقسیم اموال آن است. البته طبق ماده 274 لایحه زمانی که شرکت به حکم دادگاه باطل می‌‌‌شود نیز تصفیه و تقسیم اموال شرکت صورت می‌‌‌گیرد.

تصفیه

تصفیه عبارت است از، خاتمه دادن به کارهای جاری شرکت، اجرای تعهدات شرکت، وصول مطالبات شرکت، انجام معاملات جدید در صورتی که برای اجرای تعهدات شرکت لازم باشد.[11]

در لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب 1347، فقط تصفیه قانونی[12] پذیرفته شده است و قانونگذار تصفیه قراردادی را نپذیرفته است. به نظر می‌‌‌رسد قانونگذار نخواسته است تضاد میان مقررات اساسنامه و برخی مواد امره(الزام آور) قانون اشکال عملی ایجاد کند.[13] به همین دلیل در ماده 203 لایحه فقط تصفیه قانونی را لازم الاجرا دانسته: «تصفیه امور شرکت سهامی با رعایت مقررات این قانون انجام می‌‌‌گیرد...‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. »

وضعیت حقوقی حین تصفیه (پس از انحلال)

شرکت سهامی در طول تصفیه شخصیت حقوقی خود را حفظ می‌‌‌کند. البته باید توجه داشت که طبق ماده 208 لایحه بقای شخصیت حقوقی شرکت در راستای انجام اموری است که برای تصفیه شرکت لازم است.

بنابراین ضرورت باقی ماندن شخصیت پس از انحلال با تردیدی روبرو نیست، چرا که انجام اموری مانند پرداخت بدهی ها، اجرای تعهدات باقی مانده و‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. .. نیاز به ادامه شخصیت حقوقی شرکت دارد.[14]

نتایج بقای شخصیت حقوقی شرکت سهامی مختصراً توضیح داده می‌‌‌شود:

1- نام شرکت؛

طبق ماده 206 لایحه، نام شرکت در طول تصفیه حفظ می‌‌‌گردد ولی پس از نام آن باید همه جا عبارت «در حال تصفیه» ذکر شود.

2- نشانی شرکت؛

شرکت در طول تصفیه نشانی اقامتگاه خود را حفظ خواهد کرد.(ماده 207 لایحه)

3- اهلیت[15] شرکت؛

شرکت فقط برای انجام یافتن امور تصفیه موجود است، بنابراین انجام معاملات جدید ممنوع است، مگر برای اجرای تعهدات شرکت.(ماده 208 لایحه)

4- دارایی شرکت؛

شرکت در زمان تصفیه دارایی خود را حفظ می‌‌‌کند. انحلال موجب نمی‌‌‌شود دارایی شرکت بین شرکا تقسیم گردد. این قاعده کاملاً منطقی است، چرا که دارایی شرکت تضمین طلب طلبکاران آن است و طلبکاران شخصی شرکا حقی نسبت به این دارایی ندارند.[16]

5- ورشکستگی شرکت؛

هرگاه در حین تصفیه معلوم بشود که شرکت ورشکسته است می‌‌‌توان حکم ورشکستگی آن را از دادگاه تقاضا کرد.(ماده 203لایحه)

تقسیم دارایی

تقسیم دارایی شرکت میان شرکا ممکن است در حین تصفیه شروع شده باشد. طبق ماده 223 لایحه آن قسمت از دارایی نقدی شرکت که در مدت تصفیه مورد احتیاج نیست بین شرکا به نسبت سهام تقسیم می‌‌‌شود.

باید گفت در اصل، تقسیم دارایی پس از ختم تصفیه و انجام تعهدات و پرداخت تمام بدهی‌های شرکت انجام می‌‌‌گیرد[17] چون میزان سهم هریک از شرکا در آن زمان به صورت قطعی مشخص می‌‌‌شود.

در صورتی که پس از پایان تصفیه، دارایی باقی مانده شرکت بیش از سهم هریک از شرکا باشد، مقدار مازاد بر سهم شرکا، طبق اساسنامه و در جایی که اساسنامه چیزی راجع به این مطلب نیاورده به نسبت میزان سهام‌شان بین آن‌‌‌ها تقسیم می‌‌‌شود.(ماده 224 لایحه)

ماده 225 لایحه نیز ترتیباتی را درمورد تقسیم دارایی پیش بینی کرده و تخلف از آن به استناد ماده 226 لایحه موجب مسئولیت مدیران تصفیه در مقابل طلبکارانی خواهد بود که طلبشان را دریافت نکرده اند.

در ماده 225 آمده است:«تقسیم دارایی شرکت بین صاحبان سهام(شرکا) خواه در مدت تصفیه و خواه پس از آن ممکن نیست مگر آنکه شروع تصفیه قبلاً سه مرتبه و هر مرتبه به فاصله یک ماه در روزنامه رسمی و روزنامه کثیرالانتشاری که آگهی‌های مربوط به شرکت در آن درج می‌‌‌گردد، آگهی شده و لااقل شش ماه از تاریخ انتشار اولین آگهی گذشته باشد.

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق تجارت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آيين زمامداری در سيره ي حكومتی اميرالمومنين علی عليه السلام

فتوحات خلفای پیش از امیرمومنان علی علیه السلام سرزمینی وسیع و پهناور برای حکومت ایشان به ارث گذاشت (که شامل تمام کشورهای کنونی شبه جزیره، ایران، عراق، شامات کنونی، مصر و...) زمامداری موفقیت آمیز ایشان برآن سرزمین با ابزار و سایل و سطح فرهنگی آن زمان می تواند بهترین الگوی زمامداری برای ما شیعیان ایشان باشد.
No image

برخورد با استهزاء گران از ديدگاه قرآن

آياتي كه در قرآن از استهزا به ميان آورده بيشتر مربوط به حوزۀ عقيده و دين بوده كه در آن دشمنان، انبياي الهي، مومنان، وحي، آيات قرآن، احكام عبادي، معاد، پيامبران و حتي خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزا به عنوان حربه اي براي رويارويي با دين الهي بهره مي جستند
No image

تربيت توحيدی در سیره اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم)

سیرۀ پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی در زمینۀاصل توحید دارای مراحل سه گانۀ تبیین، توصیف و تثبیت بوده است.اولا:در مواجهه با اکثریت مردم اصل وجود خدا را مفروض گرفته اما در برابر عقاید انحرافی از دلایل روشن و قوی استفاده می کردند. ثانیا: در مقام معرفی خدا تاکید بر بیان صفات خدا می کردند با رعایت سطح فکری مخاطب. ثالثا: برای ارتقا و رشد ایمان فرد را به ارتباط با خدا و حفظ و تقویت ارتباط با خدا دعوت می کردند.
No image

تربيت فرزند در سيره معصومان (عليهم السلام)

بانگاهی هر چند اجمالی به آیات و روایاتی كه در مورد فرزند وارد شده، می توان به نگرش عمیق اسلام درباره فرزند و جایگاهش در اندیشه اسلامی پی برد. فرزندان نعمت های الهی نزد والدین اند، هم می توان آنها را بر انجام اعمال ناشایست و خلاف فطرت الهی شان به خاك ذلّت و پستی نشاند.

پر بازدیدترین ها

No image

دشمن شناسي از ديدگاه امام علي (عليه السلام)

اکثر مشکلاتی که جامعه اسلامی را از درون و برون تهدید می کند و از سوی بعضی از مغرضین به ناکارآمدی و عقب ماندگی تفسیر می شود، در سایه ی عدم دشمن شناسی درست جوامع اسلامی است.
No image

حلم و بردباری در سيره اخلاقي ائمه معصومين

تعریف و مفهوم حلم ، اهمیت وفضیلت حلم در آیینه آیات و روایات ، ویژگی های شخص حلیم ، حلم وکظم غیظ ، همراهی حلم با علم و عقل و آثار و ثمرات حلم در نتیجه بحثی مختصر از سیره ائمه معصومین علیهم السلام در این باب از جمله مباحثی است که در اندک مجالی بحث خواهد شد .
No image

سیره پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی درباره معاد

یكی از مهمترین اصول اعتقادی كه در متون دینی اهمیت ویژه ای برای آن قائل شده اند مسألة حیات پس از مرگ و زندگی اخروی است كه اصطلاحا به نام معاد شناخته می شود. یك نظر اجمالی به آیات قران مجید نشان می دهد كه در میان مسایل عقیدتی هیچ مسأله ای در اسلام بعد از توحید به اهمیت مسألة معاد و اعتقاد به حیات بعد از مرگ و حسابرسی اعمال بندگان و پاداش و كیفر و اجرای عدالت نیست. در قرآن حدود 1200 آیه دربارة معاد وجود دارد.
Powered by TayaCMS