دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انفاق

No image
انفاق

كلمات كليدي : تاريخ، پيامبر(ص)، مال، عطا، بخشيدن

نویسنده : سيد علي اكبر حسيني

انفاق در کتب لغت به دو معنا به کار رفته است، در یک معنا، بر انقطاع از شیء و بریدن از آن دلالت دارد و در معنای دیگر، بر پوشاندن و چشم پوشی از چیزی، حکایت دارد.[1]

جود و بخشش و بذل مال به دیگران، از صفات بسیار پسندیده‌ای‌ است که در همه ادیان آسمانی و مکاتب اخلاقی، مورد ستایش قرار گرفته و از آن با تجلیل فراوان، یاد شده است. این صفت حمیده، نمایانگر حس همدردی با مستمندان و محرومان جامعه بوده، حاکی از احساس مسئولیتی است که شخص در مقابل خدا و مردم، دارد و نوعی سپاسگزاری از الطاف الهی است که وی را از نعمت‌های خود، برخوردار کرده است؛ بخشش و انفاق علاوه بر اینکه فضیلتی اخلاقی، محسوب می‌شود باعث تعادل اجتماع و پرکردن شکاف طبقاتی نیز هست.

جود و بخشش پیامبر(ص)

پیامبراکرم(ص) به عنوان بخشنده‌ترین مردم و گشاده‌دست‌ترین افراد بشر، الگویی بی‌بدیل، در انفاق مال در راه خدا بود. ایشان، سخی‌ترین و بخشنده‌ترین مردم، بودند،[2] می‌فرمود: «من تربیت شده خدایم ... خدایم امر کرده به سخاوت و نیکی و نهی کرده مرا از بخل و ستم؛ آنچه مبغوض خداست بخل است ...».[3] هرگز شبی نمی‌گذشت که درهم و دیناری نزد او بماند و اگر چیزی زیاد می‌آمد و تا شب کسی را نمی‌یافت که به او ببخشد، به خانه نمی‌رفت تا آن را به مستحقش برساند؛ از آنچه خدا روزیش کرده بود، بیش از آذوقه همان سال، بر نمی‌داشت، آن هم از میسورترین چیزی که می‌یافت از خرما و جو و بقیه را در راه خدا انفاق می‌کرد، هر چه از او می‌خواستند، عطا می‌کرد، آنگاه سراغ آذوقه سال خود می‌رفت و از آن هم ایثار می‌کرد چه بسا پیش از تمام شدن سال، اگر چیزی به دستش نمی‌رسید، خود، نیازمند آذوقه می‌شد.[4]

ملک و املاکی ذخیره نداشت و آنچه را که از سهم غنائم به او می‌رسید به همراه آنچه که از غذایش اضافه می‌آمد، ملک و املاک می‌خرید و صدقه می‌داد.[5] او باغ‌هایی خرید و صدقه داد که تا به امروز، معروفند.[6] عطا و دهش او به گونه‌ای بود که هرگز از تنگدستی، نمی‌هراسید و آن چنان به نیازمندان کمک می‌کرد که سابقه نداشت. ابن‌عباس می‌گوید: «پیامبر(ص) از همه کس بخشنده‌تر بود و در ماه رمضان، از نسیم وزان هم بخشنده‌تر می‌شد».[7] همچون باد تند و سریع، هر چه که داشت، انفاق می‌کرد تا اینکه ماه تمام می‌شد.[8]

هرگز در جواب کسی که از او چیزی می‌خواست، نه نمی‌گفت؛[9] هر که با او همنشین می‌شد، خواسته‌ای نداشت؛ مگر اینکه برآورده می‌شد و در خواستی نداشت مگر اینکه انجام می‌شد. انس بن مالک – خادم حضرت- می‌گفت: «حضرت(ص) چیزی از اموال را ذخیره‌ نمی‌کرد و همه را به دیگران انفاق می‌کرد».[10] بذل و بخشش‌هایش را پایانی نبود، مسلمان و غیر مسلمان، همه از مرحمت‌هایش بهره‌مند ‌بودند؛ حماد بن سلمه از انس بن مالک - خادم حضرت - نقل کرد که مردی از حضرت، گوسفندانش را طلب کرد، حضرت هم، همه آن‌ها را به او بخشید، پس او میان قومش رفت و گفت: «ای مردم اسلام بیاورید، بخدا که محمد(ص)، عطا می‌کند به حدی که از فقر نمی‌ترسد.»[11]

نقل شده زنی بدست خود لباس یا عبایی دوخته بود و بر آن حاشیه‌زده تزیین کرده بود و آن را تقدیم حضرت کرده بود، حضرت عبا را گرفت در حالی که برای پوشش خود به شدت بدان نیاز داشت، در این هنگام مردی از اصحاب جلو آمد و گفت: «چه لباس زیبایی؛ آن را به من می‌دهید تا بپوشم؟ رسول‌خدا(ص) فرمودند: بله؛ حضرت لباس را تا کرده، مرتب کردند و آن را به آن مرد بخشیدند...[12]

ابن شهاب نیز نقل کرده که حضرت بعد فتح از مکه، به همراه تازه مسلمان شدگان مکه، برای جنگ، به حنین رفتند. در این جنگ، قوای اسلام پیروز شد؛ پس حضرت به صفوان بن امیه، دشمن سرسخت و به ظاهر مسلمان خود، صد رأس دام بخشید، سپس صد تای دیگر هم، به او عطا کرد؛[13] ابن شهاب از سعید بن مسیب و او از صفوان نقل کرد که می‌گفت: «به خدا، پیامبرخدا(ص) به من عطا کرد در حالی که او منفورترین مردم نزدم بود، پس آن قدر به من عطا کرد تا اینکه او محبوب‌ترین مردم نزدم شد.»[14]

از امام صادق(ع) درباره انفاق حضرت سئوال شد فرمودند: «نزد حضرت یک اوقیه (= هفت مثقال) طلا بود. حضرت دوست نداشتند که آن، در نزدش بماند پس شبانه همه آنها را صدقه دادند و چون صبح شد چیزی نداشت تا به سائلی که نزدش آمد، بدهد.»[15]

در روایت دیگری از امام صادق(ع) آمده که «سائلی نزد رسول‌خدا(ص) نمی‌آمد؛ مگر اینکه چیزی به او می‌بخشید».[16] پس، زنی پسرش را نزد حضرت فرستاد و گفت: نزد رسول‌خدا(ص) برو و از او درخواست کمک کن، اگر گفت چیزی نزدم نیست بگو پیراهن تنت را به من بده، پسر آمد و چنین کرد؛ پس حضرت، لباس از تن در درآورد و به او داد و چون لباس نداشتند، نتوانستند برای نماز به مسجد بروند، پس آیه نازل شد که

« ولا تجعل یدک مغلولةً إلی عنقک و لا تبسطها کلّ البسط فتقعد ملوماً مّحسوراً».[17]

« نه هرگز دست خود محکم بسته دار نه بسیار باز و گشاده‌دار که به نکوهش و حسرت‌خواهی نشست.»[18]

حضرت هرآنچه داشت، می‌بخشید و اگر چیزی نداشت، به سائل می‌گفت: «خدا به تو برساند.»[19] ایشان، تنها در غزوه هوازن، از عطایا، چیزی در حدود پنج میلیون، بخشید؛ غنائمی که 6 هزار اسیر، 24 هزار رأس شتر، 400 هزار رأس گوسفند، 4 هزار اوقیه نقره، از جمله آن بود که جمیع آن ر ا بخشید.[20] سپس فرمودند: «آنقدر شتر و گوسفند به شما دادم که چیزی از آن برای من نماند آیا چیزی از من خواستید و من بخل ورزیدم؟ به خدا قسم من بخیل و ترسو و کذاب نیستم».[21]

ایشان بخشنده و بزرگ هر قوم و طایفه‌ای را بزرگ می‌شمردند و دیگران را نیز بدین کار سفارش می‌کردند،[22] می‌فرمودند: «اکرموا کریم قوم» همچنین فرمودند:

«اذا اتاکم کریم فاکرموه و ان خالفکم»

«هر گاه بخشنده‌ای نزدتان آمد احترامش کنید اگرچه مخالفتان باشد.»[23]

مقاله

نویسنده سيد علي اكبر حسيني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آيين زمامداری در سيره ي حكومتی اميرالمومنين علی عليه السلام

فتوحات خلفای پیش از امیرمومنان علی علیه السلام سرزمینی وسیع و پهناور برای حکومت ایشان به ارث گذاشت (که شامل تمام کشورهای کنونی شبه جزیره، ایران، عراق، شامات کنونی، مصر و...) زمامداری موفقیت آمیز ایشان برآن سرزمین با ابزار و سایل و سطح فرهنگی آن زمان می تواند بهترین الگوی زمامداری برای ما شیعیان ایشان باشد.
No image

برخورد با استهزاء گران از ديدگاه قرآن

آياتي كه در قرآن از استهزا به ميان آورده بيشتر مربوط به حوزۀ عقيده و دين بوده كه در آن دشمنان، انبياي الهي، مومنان، وحي، آيات قرآن، احكام عبادي، معاد، پيامبران و حتي خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزا به عنوان حربه اي براي رويارويي با دين الهي بهره مي جستند
No image

تربيت توحيدی در سیره اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم)

سیرۀ پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی در زمینۀاصل توحید دارای مراحل سه گانۀ تبیین، توصیف و تثبیت بوده است.اولا:در مواجهه با اکثریت مردم اصل وجود خدا را مفروض گرفته اما در برابر عقاید انحرافی از دلایل روشن و قوی استفاده می کردند. ثانیا: در مقام معرفی خدا تاکید بر بیان صفات خدا می کردند با رعایت سطح فکری مخاطب. ثالثا: برای ارتقا و رشد ایمان فرد را به ارتباط با خدا و حفظ و تقویت ارتباط با خدا دعوت می کردند.
No image

تربيت فرزند در سيره معصومان (عليهم السلام)

بانگاهی هر چند اجمالی به آیات و روایاتی كه در مورد فرزند وارد شده، می توان به نگرش عمیق اسلام درباره فرزند و جایگاهش در اندیشه اسلامی پی برد. فرزندان نعمت های الهی نزد والدین اند، هم می توان آنها را بر انجام اعمال ناشایست و خلاف فطرت الهی شان به خاك ذلّت و پستی نشاند.

پر بازدیدترین ها

No image

دشمن شناسي از ديدگاه امام علي (عليه السلام)

اکثر مشکلاتی که جامعه اسلامی را از درون و برون تهدید می کند و از سوی بعضی از مغرضین به ناکارآمدی و عقب ماندگی تفسیر می شود، در سایه ی عدم دشمن شناسی درست جوامع اسلامی است.
No image

فلسفه امتحان از دیدگاه قرآن و روایات معصومین

امتحان در فرهنگ قرآن، قرار دادن انسان ها در بستر حوادث گوناگون تلخ و شیرین با هدف رسیدن آنان به كمال لایق خویش است و در آیات پرشماری با واژه های یاد شده و غیر آنها مطرح گردیده است.
No image

سیره ی نبی مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله در تغییر نام افراد

هرکس تاریخ زندگانی نبی مکرّم اسلام حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله را مطالعه نماید درمی یابد که ایشان در موارد متعدد، نام افراد شهرها را عوض می نموده اند. امام صادق علیه السلامنیز در این باره می فرمایند: پیامبر نام های زشت شهرها و اشخاص را تغییر می دادند
Powered by TayaCMS