دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برهان علّی

No image
برهان علّی

كلمات كليدي : برهان علّي، اصل عليت، علت، معلول، عالم

نویسنده : رضا میرزائی

یکی از راه های اثبات وجود خداوند، اثبات او از طریق برهان علّی یا برهان علت و معلول است که در آن از طریق معلولیت عالم به وجود خداوند پی می‌بریم. این برهان مبتنی بر اصل علیت است که عبارت است از: «‌هر معلولی نیازمند علت است». این برهان را به طور مختصر این گونه می‌توان بیان کرد: 1. جهان معلول است . 2. هرمعلولی نیازمند علت است. 3. نتیجه این که جهان نیازمند علتی است که آن علت یا خداوند است و یا در نهایت به خداوند منتهی می شود. پس نتیجه می‌گیریم که خداوند موجود است.[1]

در فلسفه، علت به دو معنا به کار می رود؛ اول، علت به هر چیزی اطلاق می‌شود که چیز دیگری برآن متوقف باشد، هر نوع توقفی که باشد. مثلا دست، قلم و کاغذ علت برای نوشتن هستند. این معنا از علت، معنایی عام است، وشامل هر چهار نوع علت – فاعلی، غایی، مادی و صوری – می‌شود. دوم، معنای خاص علت است که از آن به علت هستی بخش هم تعبیر می شود؛ یعنی آن موجودی که موجود دیگر را پدید می آورد. به بیان دیگر، علت به این معنا، موجودی است که با وجود آن، تحقق و وجود موجود دیگر ضرورت پیدا می‌کند. این علت را علت تامه نیز می‌نامند، که فقط شامل علت فاعلی می‌شود.[2] مراد ما از علت در برهان علّی، معنای خاص آن است که همان علت فاعلی هستی بخش است.

اکنون باید ثابت کنیم که عالم، معلول است، تا بتوانیم با استفاده از اصل علیت وجود علتی هستی بخش را که عالم را به وجود آورده است ثابت کنیم. معلولیت دارای نشانه ها و آثاری است که بواسطه آنها معلول بودن آن و در نتیجه ضعف وجودی آن و نیازمندی او به علت مشخص می‌شود. از جمله این آثار محدویت زمانی ومکانی، محدودیت آثار، وابستگی به غیر،‌ تغییر پذیری و فناپذیری است. موجودی که تغییر می‌پذیرد، بدون تردید فقر وجودی دارد، چرا که تغییر، نشانه نقص و کمبود است. در نتیجه این موجود، معلول و نیازمند علتی است که نقص و کمبود او را برطرف کند. وجود تغییرات گوناگون در عالم و موجودات آن، امری مسلم و غیر قابل تردید است، پس عالم معلول است و نیازمند علت.[3] علی (ع) می‌فرمایند: «هر چیزی غیر از خداوند معلول است».[4]

بعد از اثبات معلول بودن و نیازمندی عالم به علت، می‌گوییم علتِ عالم یا خود عالم است و یا علتی غیر از خودش دارد. یک شیء نمی‌تواند علت به وجود آمدن خودش باشد، چون لازمه آن، این است که آن شیء قبل از خودش وجود داشته باشد تا بتواند به خودش وجود بدهد و این «دور» است و امری محال. در نتیجه علت عالم باید غیر از خود عالم باشد، و این علت خارجی یا باید علتی باشد که خودش معلول نباشد و هرگز به علتی نیاز نداشته باشد- که همان خداوند است - و یا این که به یک علتی که معلول نیست منتهی شود، چون اگر علت عالم مانند خودش معلول باشد، او هم نیازمند علتی دیگر خواهد بود و اگر این علت هم معلول باشد باز نیازمند علتی دیگر خواهیم بود. اگر سلسله علتهایی که خودشان نیز معلول هستند تا بی‌نهایت ادامه یابند، تسلسل[5] لازم می‌آید که امری محال است. به دلیل این که در این صورت هیچ چیز بوجود نخواهد آمد. پس سلسله علت‌ها باید به یک علتی منتهی شوند که او خودش معلول نیست ونیازمند علتی نمی‌باشد، و این علت هستی بخش که نیازمند هیچ علتی نیست همان خداوند تعالی است.[6]

برخی از اندیشمندان غربی مانند جان هاسپرز ،گمان کرده‌اند که مفاد اصل علیت، این است که «هر موجودی نیازمند علت است»، لذا مدعی شده‌اند که این اصل در مورد خود خداوند هم جاری می‌شود و می‌توان پرسید که علت خداوند چیست؟ در حالی که باید به این گونه اشخاص پاسخ داد که مفاد اصل علیت عبارت است از این که «هر معلولی نیازمند علت است» نه هر موجودی،‌ لذا این اصل در مورد خداوند جاری نمی شود و هرگز سئوال نمی‌شود که علت خدا چیست؟ چرا که خداوند معلول نیست و در نتیجه بی نیاز از علت است.[7]

مقاله

نویسنده رضا میرزائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آيين زمامداری در سيره ي حكومتی اميرالمومنين علی عليه السلام

فتوحات خلفای پیش از امیرمومنان علی علیه السلام سرزمینی وسیع و پهناور برای حکومت ایشان به ارث گذاشت (که شامل تمام کشورهای کنونی شبه جزیره، ایران، عراق، شامات کنونی، مصر و...) زمامداری موفقیت آمیز ایشان برآن سرزمین با ابزار و سایل و سطح فرهنگی آن زمان می تواند بهترین الگوی زمامداری برای ما شیعیان ایشان باشد.
No image

برخورد با استهزاء گران از ديدگاه قرآن

آياتي كه در قرآن از استهزا به ميان آورده بيشتر مربوط به حوزۀ عقيده و دين بوده كه در آن دشمنان، انبياي الهي، مومنان، وحي، آيات قرآن، احكام عبادي، معاد، پيامبران و حتي خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزا به عنوان حربه اي براي رويارويي با دين الهي بهره مي جستند
No image

تربيت توحيدی در سیره اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم)

سیرۀ پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی در زمینۀاصل توحید دارای مراحل سه گانۀ تبیین، توصیف و تثبیت بوده است.اولا:در مواجهه با اکثریت مردم اصل وجود خدا را مفروض گرفته اما در برابر عقاید انحرافی از دلایل روشن و قوی استفاده می کردند. ثانیا: در مقام معرفی خدا تاکید بر بیان صفات خدا می کردند با رعایت سطح فکری مخاطب. ثالثا: برای ارتقا و رشد ایمان فرد را به ارتباط با خدا و حفظ و تقویت ارتباط با خدا دعوت می کردند.
No image

تربيت فرزند در سيره معصومان (عليهم السلام)

بانگاهی هر چند اجمالی به آیات و روایاتی كه در مورد فرزند وارد شده، می توان به نگرش عمیق اسلام درباره فرزند و جایگاهش در اندیشه اسلامی پی برد. فرزندان نعمت های الهی نزد والدین اند، هم می توان آنها را بر انجام اعمال ناشایست و خلاف فطرت الهی شان به خاك ذلّت و پستی نشاند.

پر بازدیدترین ها

No image

دشمن شناسي از ديدگاه امام علي (عليه السلام)

اکثر مشکلاتی که جامعه اسلامی را از درون و برون تهدید می کند و از سوی بعضی از مغرضین به ناکارآمدی و عقب ماندگی تفسیر می شود، در سایه ی عدم دشمن شناسی درست جوامع اسلامی است.
No image

مهرورزی در سيره اميرالمؤمنين

چکیده بحث: نگاهي به زندگي 63 ساله اميرالمؤمنين علي عليه السلام اين مفهوم را در پي دارد که آنچه در رفتار و گفتار حضرت حکمفرما بوده از شدت عدالت نشأت مي گرفته است و در سايه اين عدالت مهرورزي هايي نسبت به همگان مثل دشمن، دوست، مسلمان، غير مسلمان، کودک، جوان، پير، يتيم، فقير و... صورت مي گرفته است به طوري که تعجب انسانها و در زمان اخير، مستشرقين را برانگيخته است و افراد زيادي به واسطه مهرورزي هاي حضرت مسلمان شدند.
No image

عدالت اجتماعی در حکومت امام علی (ع)

عدالت اجتماعي به عنوان يک مفهوم جامع و همه جانبه در سياست گذاري يک حکومت و يک نظام وسيع بين المللي، براي اولين بار در تاريخ، از طرف امام علي (ع) و پس از شکست امپراطوري هاي روم و ايران و فتوحات مسلمين در قاره هاي آسيا و افريقا پايه گذاري شد. از ديدگاه امام علي (ع)، عدالت اجتماعي يک اصل همگرا و مشروع حکومتي است و همه ي ابعاد سياسي، اقتصادي اداري و سازماني را در بر دارد.
No image

تقيه در سيره معصومين «عليهم السلام»

در سیره اهل بیت علیهم السلام تقیه از جایگاه و اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده است. در اقع تقیه تاکتیکی بی نظیر و یکی از شکل های دفاع در هنگام کمی یاران و تسلط باطل به شمار می آید.
Powered by TayaCMS