دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تبذیر Extravagance

No image
تبذیر Extravagance

كلمات كليدي : در اسلام دستورهائي داده شده كه اگر انسان آنها را رعايت كند مي‏تواند از نعمات الهي مخصوصاً مال و ثروت بهره‏مند شده، از ضررهايش مصون بماند. يك

نویسنده : اصغر صفرزاده

در اسلام دستورهائى داده شده که اگر انسان آنها را رعایت کند مى‌تواند از نعمات الهی مخصوصاً مال و ثروت بهره‌مند شده، از ضررهایش مصون بماند. یکی از این موارد تبذیر «صرف مال در غیر جای خود» است. زیرا شخص تبذیر کننده به اهمیّت و ارزش مال جاهل است و نمى‌داند که اگر در مواقعى مال نباشد اهل و عیال تباه مى‌شوند و آدمى از کسب معارف و فضائل اعمال باز مى‌ماند. علاوه بر اینکه مال در ترویج احکام دین و نشر فضیلت و حکمت دخالت و تأثیرى بزرگ دارد.

تعریف تبذیر

کلمه تبذیر در اصل لغت از ماده بذر و به معناى پاشیدن دانه است ولى اصطلاح تبذیر، معمولاً مخصوص مواردى است که انسان، اموال خود را به صورت غیر منطقى و فسادآمیز، مصرف مى‌کند. معادل آن در فارسى امروز ریخت و پاش است. به تعبیر دیگر، تبذیر، آن است که مال، در غیر موردش، مصرف شود هر چند کم باشد اما اگر در موردش صرف شود هر چند که بسیار باشد تبذیر نیست.[1] شایان ذکر است که بعضی بین اسراف و تبذیر فرق می گذارند و مصرف مال در موردی که سزاوار نیست را تبذیر و در زیادتر از مقدار سزاوار را اسراف می نامند ولی معمولاً علمای اخلاق آن دو را به یک معنا بکار می‌برند.[2]

تبذیر در اعمال و اعتقادات

تبذیر فقط در مصرف اموال جریان ندارد بلکه در مورد هر چیزی که در غیر محلش بکار رفته و از حد تجاوز کند صادق است. بنابراین در امور اعتقادی و همچنین در تمام افعال و اعمال انسانی متصور است:

اسراف در عقیده آن است که درباره خود یا دیگری چیزی را که دروغ و سزاوار نیست معتقد شود. مثلاً فرعون به علت ادعای بی‌موردش(ادعای پروردگاری کردن)[3] از مسرفین شمرده شده است.

یا شخص آنچه را که سزاوار تصدیق و اعتقاد است باور نکند مانند عدم اعتقاد به خدا و نبوت پیغمبران و امامت ائمه و معاد و غیره.[4]

اسراف در افعال هم آن است که آنچه را که درست نیست بجای آورد یا آنچه را سزاوار است ترک بکند، همانطور که قرآن کریم قوم لوط را بخاطر عمل قبیحشان که مردان به جای زنان به مردان اکتفاء می کردند[5](همجنس بازی رایج شده بود) در جرگه مسرفین به حساب آورده است.[6]

تبذیر از منظر عقل و نقل

مصرف کردن دارایی که با تحمل انواع مشقّتها و سختیها به دست آمده در غیر محل صحیح آن از نظر عقلاء کاری مردود و ناپسندیده است و در قرآن کریم و سنت معصومین علیهم السلام نیز از این عمل نهی شده است؛ آنجایی که تبذیر کنندگان برادران شیاطین خوانده شده‌اند:

« و حق نزدیکان را بپرداز و (همچنین حق) مستمند و وامانده در راه را و هرگز اسراف و تبذیر مکن چرا که تبذیر کنندگان، برادران شیاطینند و شیطان در برابر پروردگارش، بسیار ناسپاس بود»[7]

سبب اینکه ابلیس در آیه شریفه، کافر معرفی شده است این است که نعمتهای خداوند را در جهت نادرست آن و در مسیر گمراه کردن مردم و دعوت و وسوسه آنان و کفران نعمت به کار برده است.[8] استفاده از کلمه تبذیر در این مورد اشاره دارد به اینکه مصرف مال درباره این افراد، اکثراً اسراف و خروج از حد و حدود عدل نیست. آری اگر بدون نظم و برنامه، مال در میان آنها تقسیم شود به دور از تدبیر و عدل است.[9]

از جمله شیواترین أحادیثی که در این باب وارد شده است فرمایش امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌باشد که به گروهی از شیعیان فرموده‌اند:

هر کسی که مالی در دست اوست از فساد آن مواظب باشد، خرج کردن مال در غیر محلش تبذیر است و اسراف، چنین شخصی هر چند که نامش بر سر زبانها بگردد ولی خدای تعالی او را خوار می‌سازد. کسی مالش را در غیر جایگاهش قرار نمی‌دهد مگر اینکه خدای تعالی سپاس دیگران را از او برگردانده دوستی شان را متوجه دیگری می‌کند و اگر کسانی هم اطراف او باشند که از او قدردانی کنند چاپلوسان و دروغگویانند(مگسانند دور شیرینی).[10]

اختلاف اسراف و تبذیر به حسب اشخاص

باید دانست که اسراف به اعتبار اشخاص از جهت شأن و شرف و صحت و مرض و جوانی و پیری و از جهت غنا و فقر و زیادی درآمد و کمی آن فرق می‌کند. ممکن است صرف فلان مقدار از مال برای لباس (مثلاً) نسبت به شخصی که دارای فلان مقام و شخصیت در اجتماع است یا دارای فلان درآمد است اسراف نباشد در حالی‌که نسبت به کسی که چنین ویژگی‌هایی ندارد اسراف است. در روایت آمده است « بسا تهیدستی که اسراف کننده‌تر از ثروتمند است؛ زیرا ثروتمند خرج می‌کند از آنچه خداوند به او داده و فقیر خرج می‌کند بی آنکه به او عطایی شده باشد».[11]

اختلاف اسراف و تبذیر به حسب زمانها

ممکن هم است که صرف مقداری از مال برای معیشت نسبت به شخصی اسراف نباشد در حالی که اگر سال قحطی و فقر عمومی پیش آید، صرف چنین مقدار برای همین شخص اسراف باشد در این زمان بر او واجب می‌شود که به کمتر از آن بسنده کند و مازاد را به دیگران که گرفتارند بدهد، چنانچه نسبت به لباس هم چنین است، در روایت هم داریم که بعضی از بی‌خردان به حضرت امام سجاد و امام صادق و امام رضا(علیهم السلام) ایراد می‌گرفتند که چرا شما لباس فاخر می‌پوشید در حالی‌که اجداد شما پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) چنین نمی‌پوشیدند؟

امام علیه السلام در جواب می‌فرمود: زمان رسول خدا(ص) فقر عمومی بود و پوشش مناسب آن زمان همان بود که جد ما می‌پوشید و خلاف آن رفتار کردن ناپسند بود ولی زمان ما زمان توسعه و گشایش است و اگر بخواهیم مانند جدمان لباس بپوشیم به ما توهین می‌کنند.[12]

اسرافی که همیشه حرام است

باید دانست که سه قسم اسراف است که برای همه و در جمیع حالات حرام و اختصاص به شخص یا زمان یا جای خاصی ندارد:

اول:ضایع کردن مال و بی‌فایده کردن آن هر چند آن مال کم باشد مانند دور انداختن هسته خرما هنگامی که قابل استفاده است (مثلاً در مناطق حاصلخیز خرما) و یا بقیه ظرف آب را ریختن در جایی که به آن مقدار رفع نیازمندی می‌گردد.

دوم: صرف کردن مال در آنچه که به بدن ضرر برساند چه خوردنی و آشامیدنی باشد و چه غیر آنها. مانند خوردن چیزی پس از سیری هرگاه مضر باشد. البته مصرف مال در آنچه که برای بدن نافع و سودمند باشد اسراف نیست.

سوم: صرف کردن مال در جاهایی که حرام است. مانند خریدن شراب و آلات قمار و هزینه خواننده مبتذل (که متأسفانه در بعضی از جشنها و عروسی‌ها مرسوم است).[13]

عوامل تبذیر

نا گفته نماند معمولاً منشأ اسراف و تبذیر ناآگاهى به مشکلات و سختی تحصیل مال حلال است و این حال (تبذیر) غالباً براى کسى پیش مى‌آید که ناگهان از طریق میراث یا غیر آن، مالى به دست آورده که به رنج و کوشش خود نبوده است و مثل کسى است که از دشوارى کسب مال حلال غافل است. زیرا کسبها و سودهاى طیّب و پاک اندک است و اقدام به بسیارى از کسبها براى آزادگان مشکل می‌باشد و در مقابل اینان، کسانى هستند که به سبب بى‌مبالاتى در تحصیل مال به هر نحو و از هر طریق که باشد اقدام می‌کنند. یکى از حکما گفته است: «به دست آوردن مال همچون بالا بردن سنگ گران به قلّه کوه است و خرج کردن آن همانند رها کردن آن است».[14] گاهی هم بخاطر غرور و فخر فروشی دست به حیف و میل کردن اموال خود می‌زند.

آثار تبذیر

از جمله اثراتی که برای تبذیر و اسراف گفته شده است ضایع کردن حق دیگران است. زیرا هر کسی به اندازه خودش حق استفاده از نعمتها و منابع طبیعی را دارد و چنین شخصی بیش از حق خویش بهره برده است که به خاطر محدودیت این منابع، نتیجه‌ای جز ضایع شدن حق دیگری نخواهد داشت. علاوه بر اینکه دچار فقر و محرومیتی خواهد شد که یا او را بسوی دره هلاکت و نابودی سوق خواهد داد[15] و یا باید برای گذران زندگی، خفت و ذلت دست دراز کردن به پیش دیگری را به جان بخرد.[16] از طرفی هم مورد غضب الهی واقع می‌شود؛ چرا که از نعمتهای الهی استفاده نامطلوب برده است و عذاب الهی در پی‌خواهد داشت.[17] گاهی هم بخاطر گناهانی که کرده است دچار یأس و نابودی می‌شود (هر گناهی اسراف و تجاوز از حد و حدود بندگی است).[18]

موارد استثناء

البته در مواردی اسراف و تبذیر جایگاهی نداشته بلکه ممدوح و مورد تأیید است. از آن جمله اموالی که برای صحت بدن مورد استفاده قرار می‌گیرد[19] و یا در کارهای خیر و احسان بکار می‌رود. همانطور که امام حسن مجتبی (علیه السلام) در طول عمر شریفشان سه بار تمام اموال خود را با فقراء نصف کردند. حتی اگر دو جفت کفش یا دو لباس داشتند آنها را نیز بین خود قسمت می‌کردند.[20]

درمان تبذیر

کسی که قصد اصلاح خود و علاج این رذیله را دارد ابتدا باید درباره آیات و روایات و همچنین دلایل عقلی که بر مفاسد این صفت گفته شده خوب تفکر و تعقل کند. آنگاه با عزمی راسخ قدم به میدان عمل نهد و هنگام انجام هر کاری چه خرج مال و چه انجام اعمال دیگر در موردش فکر کند که آیا فایده اخروی یا دنیوی به حال او دارد یا خیر؟ در صورتی که جواب مثبت بود انجام دهد وإلا از آن کار دست بردارد. با این کار با گذر زمان ملکه میانه روی برای او حاصل خواهد شد و اسراف ریشه کن خواهد گردید.

مصرف کردن دارایی در غیر محل خودش است هرچند اندک باشد ثمره و سرانجامش محرومیت و فقر و ناداری و عذاب الهی است.[21]

مقاله

جایگاه در درختواره رذائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آيين زمامداری در سيره ي حكومتی اميرالمومنين علی عليه السلام

فتوحات خلفای پیش از امیرمومنان علی علیه السلام سرزمینی وسیع و پهناور برای حکومت ایشان به ارث گذاشت (که شامل تمام کشورهای کنونی شبه جزیره، ایران، عراق، شامات کنونی، مصر و...) زمامداری موفقیت آمیز ایشان برآن سرزمین با ابزار و سایل و سطح فرهنگی آن زمان می تواند بهترین الگوی زمامداری برای ما شیعیان ایشان باشد.
No image

برخورد با استهزاء گران از ديدگاه قرآن

آياتي كه در قرآن از استهزا به ميان آورده بيشتر مربوط به حوزۀ عقيده و دين بوده كه در آن دشمنان، انبياي الهي، مومنان، وحي، آيات قرآن، احكام عبادي، معاد، پيامبران و حتي خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزا به عنوان حربه اي براي رويارويي با دين الهي بهره مي جستند
No image

تربيت توحيدی در سیره اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم)

سیرۀ پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی در زمینۀاصل توحید دارای مراحل سه گانۀ تبیین، توصیف و تثبیت بوده است.اولا:در مواجهه با اکثریت مردم اصل وجود خدا را مفروض گرفته اما در برابر عقاید انحرافی از دلایل روشن و قوی استفاده می کردند. ثانیا: در مقام معرفی خدا تاکید بر بیان صفات خدا می کردند با رعایت سطح فکری مخاطب. ثالثا: برای ارتقا و رشد ایمان فرد را به ارتباط با خدا و حفظ و تقویت ارتباط با خدا دعوت می کردند.
No image

تربيت فرزند در سيره معصومان (عليهم السلام)

بانگاهی هر چند اجمالی به آیات و روایاتی كه در مورد فرزند وارد شده، می توان به نگرش عمیق اسلام درباره فرزند و جایگاهش در اندیشه اسلامی پی برد. فرزندان نعمت های الهی نزد والدین اند، هم می توان آنها را بر انجام اعمال ناشایست و خلاف فطرت الهی شان به خاك ذلّت و پستی نشاند.

پر بازدیدترین ها

No image

دشمن شناسي از ديدگاه امام علي (عليه السلام)

اکثر مشکلاتی که جامعه اسلامی را از درون و برون تهدید می کند و از سوی بعضی از مغرضین به ناکارآمدی و عقب ماندگی تفسیر می شود، در سایه ی عدم دشمن شناسی درست جوامع اسلامی است.
No image

فلسفه امتحان از دیدگاه قرآن و روایات معصومین

امتحان در فرهنگ قرآن، قرار دادن انسان ها در بستر حوادث گوناگون تلخ و شیرین با هدف رسیدن آنان به كمال لایق خویش است و در آیات پرشماری با واژه های یاد شده و غیر آنها مطرح گردیده است.
No image

سیره ی نبی مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله در تغییر نام افراد

هرکس تاریخ زندگانی نبی مکرّم اسلام حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله را مطالعه نماید درمی یابد که ایشان در موارد متعدد، نام افراد شهرها را عوض می نموده اند. امام صادق علیه السلامنیز در این باره می فرمایند: پیامبر نام های زشت شهرها و اشخاص را تغییر می دادند
Powered by TayaCMS