دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سخن مطابق با عمل

No image
سخن مطابق با عمل

بي گمان سخن استوار و واقع و حق آن است كه ارتباط تنگاتنگي با عمل داشته باشد. هر كسي كه باوري دارد و آن را راست و استوار مي‌يابد مي‌كوشد تا بر پايه آن عمل كند. از اين رو برخي، قول و سخن را همان اعتقاد شمرده‌اند و حتي در برخي از آيات قرآن قول به معناي اعتقاد و باور آمده است كه بيانگر ارتباط نزديك ميان سخن و اعتقاد است. شخص هنگامي كه سخني را بر زبان مي‌آورد بر اين باور است كه آن سخن قول سديد و كلامي استوار است و بر بنياد حق و راستي و عدالت استوار است. از اين رو كلام و سخن خويش را باور دارد و به عنوان اعتقادي دروني بر زبان مي‌راند. لذا مي‌بايست شخص مطابق سخن خويش عمل كند و آنچه را بر زبان مي‌آورد بدان عمل نمايد. برخي گفته‌اند كه دعوت ديگران به عمل، نزديك‌تر به نتيجه است و از اين مهم‌تر كسي كه مي‌گويد و خود پيش از ديگران بدان عمل مي‌كند از بهترين شيوه تبليغ عقايد و افكار خود بهره برده است. از اين رو تنها كساني در تبليغ موفق هستند كه خود آنچه را مي‌گويند و به نظر مي‌رسد به آن باور دارند عمل مي‌كنند. در داستان پيامبر (ص) و كودك و خرماي تازه به اين مساله به روشني اشاره شده است. زني نزد پيامبر (ص) مي‌آيد و از كودك خويش شكايت مي‌كند كه رطب بسيار مي‌خورد و براي او مفيد نيست و از پيامبر(ص) مي‌خواهد تا او را از رطب خوردن باز دارد. پيامبر (ص) او را به روزي ديگر حوالت مي‌دهد و گويا اين مساله چند روزي تكرار مي‌شود تا آنكه روزي كودك را از رطب خوردن منع و باز مي‌دارد. وقتي علت را جويا مي‌شوند كه چرا روز نخست اينگونه نفرمودید پاسخ مي‌شنوند كه رطب خورده كي منع رطب كند. هنگامي كه خود رطب خورده‌ام چگونه مي‌توانم ديگري را از خوردن آن منع نمايم؟ اين همان مطابقت قول و عمل انسان است. خداوند كساني را كه سخني مي‌گويند و شعاري مي‌دهند ولي خود بر خلاف آن عمل مي‌كنند سرزنش كرده و آن را به عنوان گناه و نابهنجاري عظيم و بزرگ مي‌شمارد. (صف آيات 2 و 3).

سخن راست و زيبا

يكي از معيارهاي سخن گفتن آن است كه بر پايه حق و راستي و داراي زيبايي باشد و سخنان زشت و نابهنجار نباشد. خداوند در بسياري از آيات در بيان احكام مي‌كوشد تا مساله شيوايي و زيبايي را مراعات كند و بسياري از مسائل را به شكل كنايات و استعارات و در لفافه بيان مي‌كند تا زشتي محتوا به گونه‌اي پوشيده شود. بنابراين بهتر است كه شخص افزون بر اينكه از گفتن سخنان باطل و ناروا (حج آيه 30) خودداري مي‌كند بكوشد تا سخنان خويش را به شكلي بيان كند كه از زيبايي و شيوايي نيز برخوردار باشد.

سخن تقوا گرايانه

شخص بهتر است كه همواره در سخن گفتن مراعات تقوا را داشته باشد. دوري از نمامي و سخن چيني و تهمت و غيبت و ديگر گناهان و اعمال زشت و نابهنجاري كه از راه زبان و بيان مطرح مي‌شود امري لازم و حكمي واجب است كه در بسياري از آيات بيان شده است. سخن چيني (همزه) و ايجاد دشمني با زبان (لمزه) و تفرقه افكني در ميان دوستان و آشنايان (همزه آيه 1) و سوگندهاي دروغ و ناروا خوردن (قلم آيات 10 و 11) از مهم‌ترين عللي است كه تقوا را از ميان مي‌برد و شخص را انساني غير متقي مي‌سازد. از اين رو خداوند از همگان به ويژه مومنان مي‌خواهد تا با تقواي الهي در سخن گفتن مراعات حقوق ديگران را كرده و نعمت بيان و زبان را درباره خود به كار گيرند. اينها گوشه‌هايي از معيارهايي است كه قرآن در آيات مختلف بيان كرده است. اميد كه با مراعات آنها بتوانيم هم در تعالي شخصي و هم اجتماعي خود و جامعه گامي‌برداريم و جامعه قرآني را در محيط خود ايجاد كنيم و به امت شاهد و نمونه تبديل شويم.

معيار شناخت دوست از دشمن

حضرت علي (ع) چه تعبيرات زيبايي دارد. حضرت مي‌فرمايد: «الصديق من كان ناهيا عن الظلم و العدوان» دوست كسي است كه انسان را از ظلم و دشمني بازدارد. «رفيق» به كسي مي‌گويند كه جلوي تو را بگيرد و نگذارد حق كشي و مرزشكني كني. «معينا علي البر و الاحسان» (غررالحكم/514) از اين طرف وقتي كه مي‌بيند تو مي‌خواهي مرز الهي را رعايت كني و اطاعت الهي را بجا آوري، به تو كمك مي‌كند. معيارهاي رفيق، اين است. «صديقك من نهاك و عدوك من اغراك» (همان) دوست تو كيست؟ آنكه وقتي مي‌خواهي مرزشكني كني، جلوي تو را مي‌گيرد و نمي‌گذارد كه مرزشكني كني. به تو مي‌گويد: اين كار را نكن! رفيق چنین رویکردی در روابط دوستانه با رفیق خود دارد. «و عدوك من اغراك» آن كسي كه تو را فريب مي‌دهد، مغرورت مي‌كند و تو را به وادي مرزشكني مي‌كشاند، دشمن تو است. كسي كه تو را از وادي انسانيت و الهيت دور مي‌كند، دشمن تو است. حضرت يك تعبير در ارتباط با رياست دارد كه به نظر خيلي گوياست، آنجا كه مي‌فرمايد: «عند زوال القدره يتبين الصديق من العدو» (همان ص424) هنگام پايان قدرت، دوست از دشمن شناخته مي‌شود. وقتي كه به رياست (و به تعبير امروزي‌ها مسئوليت) رسيدي دنبال تو هستند اما همين كه مسئوليت را از تو گرفتند، همه مي‌گويند: خداحافظ! به سلامت! آنجا دوست از دشمن شناخته مي‌شود. آنجا مي‌بينيد كه چه كساني پشت كردند و رفتند و چه كساني هم باقي ماندند. حضرت معيار مي‌دهد تا كساني را كه براي دنيا به سوي تو آمدند و معيار رفاقتي‌شان دنيا بود و كساني را كه معيار رفاقتي‌شان دنيا نبود، بشناسي. قدرت در اينجا اعم است يعني هر نوع تمكن و توانايي. چون ظهور قدرت در رياست است وگرنه بحث دنيا است كه سرآمدش رياست و قدرت مالي است. تمكن مالي هم قدرت است. اين تعبيرات امام علي (ع) معيار است. يك بحث اساسي اين قانون الهي است كه در باب رفاقت بايد توضيح مي‌دادم. لذا ما مي‌بينيم كه قرآن به پيغمبرش مي‌گويد با چه كسي رفاقت كن و با چه كسي رفاقت نكن! جهت آن هم روشن است، چون اين رابطه نقش سازندگي دارد. لذا اگر طبق معيار الهي باشد، اصلاح مي‌كند و اگر نباشد، نقش تخريبي دارد و سازندگي و تخريب هم براي انسان بسيار سرنوشت‌ساز است. در آيه‌اي خداوند مي‌فرمايد: «الاخلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو الاالمتقين» توجه كن كه با كه رفاقت مي‌كني! گروهي رفاقتشان به دشمني تبديل مي‌شود، اما دوستي گروهي ديگر پايدار مي‌ماند(زخرف/76).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آيين زمامداری در سيره ي حكومتی اميرالمومنين علی عليه السلام

فتوحات خلفای پیش از امیرمومنان علی علیه السلام سرزمینی وسیع و پهناور برای حکومت ایشان به ارث گذاشت (که شامل تمام کشورهای کنونی شبه جزیره، ایران، عراق، شامات کنونی، مصر و...) زمامداری موفقیت آمیز ایشان برآن سرزمین با ابزار و سایل و سطح فرهنگی آن زمان می تواند بهترین الگوی زمامداری برای ما شیعیان ایشان باشد.
No image

برخورد با استهزاء گران از ديدگاه قرآن

آياتي كه در قرآن از استهزا به ميان آورده بيشتر مربوط به حوزۀ عقيده و دين بوده كه در آن دشمنان، انبياي الهي، مومنان، وحي، آيات قرآن، احكام عبادي، معاد، پيامبران و حتي خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزا به عنوان حربه اي براي رويارويي با دين الهي بهره مي جستند
No image

تربيت توحيدی در سیره اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم)

سیرۀ پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی در زمینۀاصل توحید دارای مراحل سه گانۀ تبیین، توصیف و تثبیت بوده است.اولا:در مواجهه با اکثریت مردم اصل وجود خدا را مفروض گرفته اما در برابر عقاید انحرافی از دلایل روشن و قوی استفاده می کردند. ثانیا: در مقام معرفی خدا تاکید بر بیان صفات خدا می کردند با رعایت سطح فکری مخاطب. ثالثا: برای ارتقا و رشد ایمان فرد را به ارتباط با خدا و حفظ و تقویت ارتباط با خدا دعوت می کردند.
No image

تربيت فرزند در سيره معصومان (عليهم السلام)

بانگاهی هر چند اجمالی به آیات و روایاتی كه در مورد فرزند وارد شده، می توان به نگرش عمیق اسلام درباره فرزند و جایگاهش در اندیشه اسلامی پی برد. فرزندان نعمت های الهی نزد والدین اند، هم می توان آنها را بر انجام اعمال ناشایست و خلاف فطرت الهی شان به خاك ذلّت و پستی نشاند.

پر بازدیدترین ها

No image

فلسفه امتحان از دیدگاه قرآن و روایات معصومین

امتحان در فرهنگ قرآن، قرار دادن انسان ها در بستر حوادث گوناگون تلخ و شیرین با هدف رسیدن آنان به كمال لایق خویش است و در آیات پرشماری با واژه های یاد شده و غیر آنها مطرح گردیده است.
No image

سیره ی نبی مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله در تغییر نام افراد

هرکس تاریخ زندگانی نبی مکرّم اسلام حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله را مطالعه نماید درمی یابد که ایشان در موارد متعدد، نام افراد شهرها را عوض می نموده اند. امام صادق علیه السلامنیز در این باره می فرمایند: پیامبر نام های زشت شهرها و اشخاص را تغییر می دادند
No image

دشمن شناسي از ديدگاه امام علي (عليه السلام)

اکثر مشکلاتی که جامعه اسلامی را از درون و برون تهدید می کند و از سوی بعضی از مغرضین به ناکارآمدی و عقب ماندگی تفسیر می شود، در سایه ی عدم دشمن شناسی درست جوامع اسلامی است.
No image

صبر و شکیبایی از دیدگاه معصومین (ع)

در آیات و روایات همان گونه که به علل و عوامل ایجادی صبر توجه شده است به آسیب شناسی آن نیز پرداخته شده و علل و عواملی که مانع صبر در شخص می شود را توضیح داده اند. در این جا تنها به یکی از مهم ترین این موانع اشاره و بسنده می شود؛ زیرا این مانع از موانع مهمی است که قرآن در چند آیه بدان اشاره می کند و حتی پیامبر (ص) را نسبت به آن هشدار می دهد. این مانع چیزی جز شتابزدگی نیست؛ زیرا عاملی بسیار مهم در راه تحقق صبر و شکیبایی است.
Powered by TayaCMS