دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شرایط اعتراض شخص ثالث

No image
شرایط اعتراض شخص ثالث

شرايط اعتراض شخص ثالث، قانون آيين دادرسي مدني،حكم يا قرار، اصحاب دعوي يا نماينده و قائم مقام آنها،معترض ثالث و معترض عليه

نویسنده : محمد مهدی حکیمی

اعتراض شخص ثالث یکی از طرق فوق العاده شکایت از آراء شمرده می‌شود که برای اشخاص ثالث باز است. در مواردی که در دعوایی حکم یا قراری صادر شده و بر اثر آن به حقوق شخص ثالثی خللی وارد آمده و به عبارت ساده‌تر موجب تحمیل ضرر و زیان به شخص ثالث گردد،[1] شخص ثالث حق دارد که نسبت به آن حکم یا قرار اعتراض کند.[2]

ماده 417 قانون آیین دادرسی مدنی شرایط اعتراض شخص ثالث را بیان نموده است و این ماده ناظر به سه شرط می‌باشد، که در این تحقیق ما به تشریح شرایط اعتراض شخص ثالث می‌پردازیم.

شرط اول (حکم یا قراری صادر شده باشد)

اعتراض ثالث، ناظر به احکام قطعی می‌باشد و مرجع تقدیم اعتراض هم دادگاه صادر کننده حکم قطعی است و در مورد احکام غیر قطعی چون متضرر از آن طبق ماده 335 آ.د.م[3] حق تجدید نظر خواهی دارد، بنابراین باید منتظر بماند و با تجدید نظر خواهی یکی از اشخاص موضوع ماده 335 آ.د.م به عنوان وارد ثالث طرح دعوا نماید، یا این که در صورت عدم تجدید نظر خواهی و قطعیت حکم دادگاه بدوی به عنوان معترض ثالث به آن اعتراض کند. (رأی شماره 4065/ 7 – 25/ 5/ 1382 اداره حقوقی قوه قضائیه) بنابراین اگر تصمیم دادگاه عنوان حکم یا قرار نداشته باشد، شخص ثالث نمی‌تواند به آن اعتراض نماید. مراد از قرار هم، قرار نهایی یا قرارهای مذکور در ماده 332 آ.د.م است و نیز قرارهایی مانند تأمین خواسته و دستور موقت که از طرف شخص ثالث قابل اعتراض می‌باشد.

اما قرارهای اعدادی مانند قرار ارجاع امر به کارشناس یا قرار استماع شهادت شهود و امثال آن، فی نفسه به حقوق شخص ثالث خللی وارد نمی‌سازد و به همین جهت نمی‌توان آنها را مستقلاً از طرف شخص ثالث قابل اعتراض دانست. البته بعضی از حقوق‌دانان معتقدند که مطلق قرارها حتی قرار اعدادی از طرف شخص ثالث قابل اعتراض است.[4]

در مورد اعتراض شخص ثالث به استناد ماده 418 آ.د.م شخص ثالث حق دارد به هر‌گونه حکم یا قرار صادره از دادگاههای عمومی،‌ انقلاب و تجدید نظر اعتراض کند. بنابراین برخالف فرجام خواهی که منحصراً نسبت به آراء منصوص در قانون امکان پذیر است و نیز اعاده دادرسی که تنها نسبت به احکام قطعیت یافته و نه قرارها و نه تنها آرای غیرقطعی، بلکه آرای قطعی و نه تنها احکام حضوری، بلکه احکام غیابی و نه تنها آرای صادره از دادگاههای بدوی بلکه آرای صادره از دادگاه‌های تجدید نظر هم قابل اعتراض شخص ثالث می‌باشد.[5]

پس به حکم رفع مزاحمت و تصرف عدوانی هم می‌توان اعتراض ثالث نمود، اگر در حقوق او خللی وارد گردد. (حکم شماره 2925/1079/ 308 )[6]

پس برای اینکه شخص ثالثی اعتراض پیدا کند، باید قطعاً حکم یا قراری از محاکم دادگستری صادر شده باشد.

شرط دوم (رأی صادره موجب اخلال به حقوق ثالث شود)

در واقع این شرط به معنی این است که معترض باید ذی نفع باشد، بنابراین رأی به موجب ماده 417 آ.د.م در صورتی می‌تواند مورد اعتراض قرار گیرد که به حقوق شخص ثالث خلل وارد آورد و لذا معترض ثالث باید مانند هر مدعی دیگر در دعوا ذی نفع باشد.[7]

بنابراین اعتراض شخص ثالث به حکم یا قرار که آن حکمیا قرار به نحوی از انحلاء مخل حقوق و موجب تضییع حق یا اضرار به شخص ثالث باشد، یکی از لوازم قاعده‌آی است که در آیین دادرسی همیشه جاری بوده و مطابق آن کسی که اقامه دعوی می‌کند باید در آن نفعی داشته باشد،‌ زیرا اگر نفعی نباشد، دعوی موضوع ندارد و اصولاً برای هر دعوایی وجود نفع شرط است.[8] این اصل و قاعده کلی در ماده 2 آ.د.م[9] بیان شده و نه تنها در مرحله بدوی، بلکه در شکایت از آراء و سایر اقدامات در مراجع قضایی هم لازم الاتباعی است.[10]

بنابراین وقتی رأی معترض علیه به نحوی با منافع و حقوق شخص ثالث اصطکاک پیدا می‌کند و به آن لطمه می‌زند، اقدام او به دفع ضرر و رفع این اخلال در منافع و حقوق نوعی مبین ذی نفع بودن شخص ثالث است و همین امر کافی است که او بتواند نسبت به حکم یا قرار اعتراض کند.[11]

قانون‌گذار ما همانطوری که در ماده 582 آ.د.م سابق هم بیان کرده بود، امروز هم در ماده 417 آ.د.م از خلل یاد کرده است و بین خلل و ضرر فرق وجود دارد،‌ زیرا ضرر فعلیت دارد و مستقیماً به حقوق فرد ارتباط پیدا می‌کند،‌اما خلل ممکن است منجر نباشد و فعلیت نداشته باشد.[12]

در نتیجه تضرر شخص از رأی لازم نیست مستقیم و محقق باشد و مضرر غیر مستقیم و احتمالی هم برای طرح اعتراض کافی است، زیرا فلسفه وضع ورود شخص ثالث و یا اعتراض شخص ثالث، قائم بر این است که از ضرر محقق و یا احتمالی ورود ثالث و یا معترض ثالث جلوگیری شود و ماده 130 آ.د.م و 417 آ.د.م جدید همین معنا را پیش بینی نموده است، البته لازم به ذکر است که احراز متضرر بودن از حکم از مسائل ماهیتی است که حایز اهمیت است و تابع رویه دادگاهها است.[13]

شرط سوم (عدم دخالت معترض ثالث در دادرسی)

در حقیقت این شرط بیان کننده این مطلب است که معترض باید ثالث باشد، بنابراین با توجه به این که علاوه بر خواهان و خوانده وارد ثالث و مجلوب ثالث هم از اصحاب دعوا شمرده می‌شوند و اعتراض وارد و یا مجلوب ثالث به رأیی که در آن دعوا صادر می‌شود، شنیده نمی‌شود، اما اگر معترض در دادرسی منتهی به رأی مورد اعتراض، از اصحاب دعوا شمرده نمی‌شده است، می‌‌تواند به رأی اعتراض نماید، در نتیجه برای مثال در مواردی که تنها بعضی از وراث در دادرسی دخالت داشته‌اند، وارث یا وراث دیگر که نماینده هم نداشته‌اند، می‌توانند برأی اعتراض نمایند. همچنین در صورتی که قرار رد دادخواست ورود ثالث صادر شده باشد، شخص می‌تواند به رأیی که در انتهای دادرسی صادر می‌شود، به عنوان ثالث اعتراض نماید، زیرا شخص ثالث در دادرسی منتهی به رأی مورد اعتراض دخالت نداشته است، آگاهی شخص ثالث از دادرسی منتهی به رأی مورد اعتراض و خودداری او از ورود به این دعوا به عنوان ثالث مانع پذیرش اعتراض نیست.

بنابراین هر چند قانون‌گذار از کلمه دخالت به عنوان یکی دیگر از شروط اعتراض ثالث نام برده است، اما باید اعتراض ثالث را که از طریق فوق العاده شکایت است، به این منظور دانست که شخص متضرر از حکم یا قرار صادره از جریان دادرسی بی اطلاع بوده و جریان دادرسی موجب تضییع حق او شده است و لذا اگر کسی به عنوان طرف دعوای اصلی یا به عنوان وارد ثالث یا مجلوب[14] ثالث به دادرسی دعوت و وقت دادرسی و اوراق و ضمائم به او ابلاغ گردیده، اما در دادرسی شرکت ننموده است، نمی‌تواند از عنوان دخالت یعنی عدم پاسخگویی و حضور در جلسه سود برد.[15]

مقاله

نویسنده محمد مهدی حکیمی
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آيين زمامداری در سيره ي حكومتی اميرالمومنين علی عليه السلام

فتوحات خلفای پیش از امیرمومنان علی علیه السلام سرزمینی وسیع و پهناور برای حکومت ایشان به ارث گذاشت (که شامل تمام کشورهای کنونی شبه جزیره، ایران، عراق، شامات کنونی، مصر و...) زمامداری موفقیت آمیز ایشان برآن سرزمین با ابزار و سایل و سطح فرهنگی آن زمان می تواند بهترین الگوی زمامداری برای ما شیعیان ایشان باشد.
No image

برخورد با استهزاء گران از ديدگاه قرآن

آياتي كه در قرآن از استهزا به ميان آورده بيشتر مربوط به حوزۀ عقيده و دين بوده كه در آن دشمنان، انبياي الهي، مومنان، وحي، آيات قرآن، احكام عبادي، معاد، پيامبران و حتي خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزا به عنوان حربه اي براي رويارويي با دين الهي بهره مي جستند
No image

تربيت توحيدی در سیره اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم)

سیرۀ پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی در زمینۀاصل توحید دارای مراحل سه گانۀ تبیین، توصیف و تثبیت بوده است.اولا:در مواجهه با اکثریت مردم اصل وجود خدا را مفروض گرفته اما در برابر عقاید انحرافی از دلایل روشن و قوی استفاده می کردند. ثانیا: در مقام معرفی خدا تاکید بر بیان صفات خدا می کردند با رعایت سطح فکری مخاطب. ثالثا: برای ارتقا و رشد ایمان فرد را به ارتباط با خدا و حفظ و تقویت ارتباط با خدا دعوت می کردند.
No image

تربيت فرزند در سيره معصومان (عليهم السلام)

بانگاهی هر چند اجمالی به آیات و روایاتی كه در مورد فرزند وارد شده، می توان به نگرش عمیق اسلام درباره فرزند و جایگاهش در اندیشه اسلامی پی برد. فرزندان نعمت های الهی نزد والدین اند، هم می توان آنها را بر انجام اعمال ناشایست و خلاف فطرت الهی شان به خاك ذلّت و پستی نشاند.

پر بازدیدترین ها

No image

دشمن شناسي از ديدگاه امام علي (عليه السلام)

اکثر مشکلاتی که جامعه اسلامی را از درون و برون تهدید می کند و از سوی بعضی از مغرضین به ناکارآمدی و عقب ماندگی تفسیر می شود، در سایه ی عدم دشمن شناسی درست جوامع اسلامی است.
No image

فلسفه امتحان از دیدگاه قرآن و روایات معصومین

امتحان در فرهنگ قرآن، قرار دادن انسان ها در بستر حوادث گوناگون تلخ و شیرین با هدف رسیدن آنان به كمال لایق خویش است و در آیات پرشماری با واژه های یاد شده و غیر آنها مطرح گردیده است.
No image

سیره ی نبی مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله در تغییر نام افراد

هرکس تاریخ زندگانی نبی مکرّم اسلام حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله را مطالعه نماید درمی یابد که ایشان در موارد متعدد، نام افراد شهرها را عوض می نموده اند. امام صادق علیه السلامنیز در این باره می فرمایند: پیامبر نام های زشت شهرها و اشخاص را تغییر می دادند
Powered by TayaCMS