دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

يادآوری چند ذكر برای حل مشكلات

No image
يادآوری چند ذكر برای حل مشكلات

امام علي(ع) فرمود: ‌اي كميل اگر سختي و فشار بر تو روي آورد زياد بگو «لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم» تا برطرف شود و اگر نعمتي از جانب خدا به تو رسيد زياد بگو «الحمدلله» تا افزون شود و چون روزيت دير رسيد زياد بگو«استغفرالله ربي و اتوب اليه» تا وسعت يابي. (تحف العقول، ص 168). اذكاري كه توصيه شده‌اند، علاوه بر آنكه باعث غفلت‌زدايي از انسان مي‌شوند، معارف الهي را نيز آموزش مي‌دهند و ره‌توشه معرفتي مسافران به سوي خدا را فراهم مي‌كنند، چنانكه ذكر شريف «لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظيم» از گنجينه‌هاي آسماني است. امام باقر فرمودند: آنجا كه قدرتي را بجا صرف كرده و خدا را اطاعت كرده‌ايد، اين قدرت بر اطاعت، از ناحيه خداست و آنجا كه معصيت نكرده‌ايد، در حقيقت، عنايت‌ الهي بين شما و آن معصيت حائل شده است. پس لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم يعني: لا حول لنا عن معصية‌الله الا بعون‌الله و لا قوة لنا علي طاعة‌الله الا بتوفيق‌الله عزوجل. (بحارالانوار، ج 90، ص 187) گاهي انسان را به گناه دعوت مي‌كنند، اما مانعي در مسيرش پديد مي‌آيد. او نمي‌داند راهي كه به آن دعوت شده است، راه گناه است يا نمي‌داند چرا راه‌بندان شد، اما بعد مي‌فهمد او را به مجلس گناه دعوت كرده بودند و اين راه‌بندان، همان حول الهي بود كه بين او و گناه حائل شد. اينكه ما در نماز مي‌گوييم: «بحول‌الله و قوته اقوم و اقعد» به اين معنا نيست كه فقط در حال نماز كه برمي‌خيزيم و مي‌نشينيم، بقوه‌الله است؛ بلكه به اين معناست كه همه حركات و سكنات ما، در نماز و در غير نماز به قوت الهي است. پيامبر اكرم(ص) اين ذكر شريف را ذكر فرشتگان حامل عرش معرفي كرده است: تسبيح حمله العرش (بحارالانوار، ج 90، ص 191) و در برخي روايات تفسيري آمده است كه فرشتگان حامل عرش نيز كه ذات اقدس خداوند از آنان به الذين يحملون العرش (سوره غافر، آيه 7) ياد مي‌كند، هنگامي كه حمل عرش الهي، يعني مقام فرمانروايي خدا، برايشان دشوار بود ذكر «لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظيم» را به آنان آموختند.شايد چنين ذكري براي فرشتگان دفع سختي و دشواري باشد. ليكن، «بحول‌الله و قوته اقوم و اقعد» در نماز مصداقي از آن اصل كلي است. زيرا «لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم»؛ يعني، هيچ جا منع و قدرت و تواني نيست مگر به عنايت ذات اقدس خداوند و اختصاصي به نماز يا غير نماز و نيز اختصاصي به انسان و غير او ندارد.

درمان بيماری و نداری

اسماعيل بن عبدالخالق گويد: مردي از اصحاب پيامبر(ص) مدتي بود كه به خدمت ايشان نرسيده بود. رسول خدا(ص) به او فرمود: چه چيزي باعث شد كه دير نزد ما بيايي؟ عرض كرد: بيماري و نداري. پيامبر فرمود: آيا به تو دعايي ياد بدهم كه خدا به وسيله آن بيماري و نداري را از تو رفع كند؟ عرض كرد: بله يا رسول‌الله. پيامبر(ص) فرمود: بگو «لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم، توكلت على الحى الذى لا يموت و الحمدلله الذى لم يتخذ (صاحبة و لا) ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا. »آن فرد ذكر را گفت و زماني نگذشت كه نزد پيغمبر(ص) بازگشت و عرض كرد: يا رسول‌ا... خداوند بيماري و نداري را از من رفع نمود. (اصول كافي، ج 6، ص 249.)

عاملی برای جذب نعمت‌ها

يكي از مهم‌ترين عواملي كه سبب افزايش و فراواني نعمت مي‌شود، شكر و سپاس انسان به پيشگاه خداوندي است كه در آياتي از جمله آيه 7 سوره ابراهيم به آن توجه داده شده است. بنابراين، اگر كسي خواهان افزايش و فراواني نعمت نسبت به خود يا جامعه است مي‌بايست شكرگزار نعمت باشد. البته شكر نعمت ابعاد و مراتب متعدد و گوناگوني دارد كه از شكر زباني تا شكر قلبي را شامل مي‌شود؛ چنان كه شكر واقعي آن است كه انسان از نعمت به درستي در مسير كمالي از آن بهره گيرد و از هرگونه افراط و اسراف و تبذير نعمت خودداري نمايد. (بقره، آيات 271 و 581؛ اعراف، آيه 241؛ نحل، آيه 411؛ عنكبوت، آيه 71؛ لقمان، آيه 21 و سباء آيه 51 و آيات ديگر) . امام صادق(ع) نقل مي‌فرمايد: خداوند به موسي(ع) وحي كرد ‌اي موسي حق شكر مرا به جا آور. موسي(ع) گفت: خدايا چگونه حق شكر تو را به جا آورم و حال اينكه هيچ شكري را من به جا نمي‌آورم، مگر اينكه تو نعمتي بر اين شكرگزاري به من عنايت كرده‌اي و من بر اين نعمت اخير بايد شكري ديگر كنم. پس خطاب آمد‌ اي موسي همين قدر كه معرفت پيدا كرده‌اي اين شكرگزاري تو نيز از من است، شكر مرا به جا آورده‌اي. (كافي، ج 2، ص 98)

وسعت روزی

از آن جا كه يكي از عقوبت‌هاي گناه براي مؤمن در دنيا، فقر و تنگ دستي است كه همچون خوره‌اي به جانش افتاده، او را آزار داده و در اجتماع خوارش مي‌كند و نيز از آن جا كه استغفار شوينده گناهان و از بين برنده عقوبت آنها در دنيا با همه شدّت و عظمتشان است، و با از بين رفتن گناهان زمينه‌اي براي گرفتاري مؤمن در اثر ارتكاب گناه باقي نمي‌ماند؛ بدين خاطر يكي از بركات استغفار رهايي از ناداري و حل مشكلات اقتصادي شمرده شده است. پس استغفار از گناه و عذرخواهي از خداوند باعث زدايش فقر و بيچارگي، افزايش رزق و روزي، بركت در مال و ثروت و بهره مندي از نعمت‌هاي پروردگار. اين خود اثر پرباري است كه باعث توفيقات معنوي بسياري در دنيا مي‌شود. از اين روست كه خداوند با روشني از آن ياد كرده و مي‌فرمايد: (سوره نوح، آيه 10ـ 12). از پروردگار خويش آمرزش طلبيد كه او بسيار آمرزنده است (اگر چنين كنيد) او (باران) آسمان را پي درپي بر شما فرو مي‌فرستد و شما را با اموال و فرزندان بسيار كمك مي‌كند و باغ‌هاي سرسبز و نهرهاي جاري در اختيارتان قرار مي‌دهد. رسول خدا(ص) نيز در اين زمينه مي‌فرمايند: كسي كه زياد استغفار گويد و از خدا عذرخواهي كند خداوند از هر غصّه‌اي برايش گشايشي قرار دهد و از هر تنگنايي راه فراري پيش پايش گذارد و او را از جايي كه گمان ندارد روزي مي‌دهد. (بحارالأنوار، ج 90، ص 281) امام رضا(ع) حديث زيبايي را از پدران خويش، از رسول خدا (ص) روايت مي‌كنند كه فرمودند: منِ اسْتبْطأ الرِّزْق فلْيسْتغْفِرِ‌الله. (بحارالأنوار، ج 90، ص 277). كسي كه روزيش به كندي به دست مي‌آيد، بايد استغفار كند و از خدا آمرزش طلبد. اميرالمؤمنين(ع) نيز، در سخن پرباري استغفار را سبب افزايش روزي شمرده، مي‌فرمايند: الإسْتِغْفارُ يزيدُ فِي الرِّزْق. (بحارالأنوار، ج 90، ص 277). استغفار و طلب آمرزش از خداوند روزي انسان را زياد مي‌كند. در سخن پر نور ديگري نيز همين اثر را براي زياد گفتن استغفار ذكر مي‌فرمايند: أكثِرُوا الإِسْتِغْفار تجْلِبُوا الرِّزْق. (بحارالأنوار، ج 90، ص 277) . زياد استغفار گوييد و از خدا پوزش بطلبيد تا روزي را (به سوي خود) جذب نماييد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آيين زمامداری در سيره ي حكومتی اميرالمومنين علی عليه السلام

فتوحات خلفای پیش از امیرمومنان علی علیه السلام سرزمینی وسیع و پهناور برای حکومت ایشان به ارث گذاشت (که شامل تمام کشورهای کنونی شبه جزیره، ایران، عراق، شامات کنونی، مصر و...) زمامداری موفقیت آمیز ایشان برآن سرزمین با ابزار و سایل و سطح فرهنگی آن زمان می تواند بهترین الگوی زمامداری برای ما شیعیان ایشان باشد.
No image

برخورد با استهزاء گران از ديدگاه قرآن

آياتي كه در قرآن از استهزا به ميان آورده بيشتر مربوط به حوزۀ عقيده و دين بوده كه در آن دشمنان، انبياي الهي، مومنان، وحي، آيات قرآن، احكام عبادي، معاد، پيامبران و حتي خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزا به عنوان حربه اي براي رويارويي با دين الهي بهره مي جستند
No image

تربيت توحيدی در سیره اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم)

سیرۀ پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی در زمینۀاصل توحید دارای مراحل سه گانۀ تبیین، توصیف و تثبیت بوده است.اولا:در مواجهه با اکثریت مردم اصل وجود خدا را مفروض گرفته اما در برابر عقاید انحرافی از دلایل روشن و قوی استفاده می کردند. ثانیا: در مقام معرفی خدا تاکید بر بیان صفات خدا می کردند با رعایت سطح فکری مخاطب. ثالثا: برای ارتقا و رشد ایمان فرد را به ارتباط با خدا و حفظ و تقویت ارتباط با خدا دعوت می کردند.
No image

تربيت فرزند در سيره معصومان (عليهم السلام)

بانگاهی هر چند اجمالی به آیات و روایاتی كه در مورد فرزند وارد شده، می توان به نگرش عمیق اسلام درباره فرزند و جایگاهش در اندیشه اسلامی پی برد. فرزندان نعمت های الهی نزد والدین اند، هم می توان آنها را بر انجام اعمال ناشایست و خلاف فطرت الهی شان به خاك ذلّت و پستی نشاند.

پر بازدیدترین ها

No image

دشمن شناسي از ديدگاه امام علي (عليه السلام)

اکثر مشکلاتی که جامعه اسلامی را از درون و برون تهدید می کند و از سوی بعضی از مغرضین به ناکارآمدی و عقب ماندگی تفسیر می شود، در سایه ی عدم دشمن شناسی درست جوامع اسلامی است.
No image

حلم و بردباری در سيره اخلاقي ائمه معصومين

تعریف و مفهوم حلم ، اهمیت وفضیلت حلم در آیینه آیات و روایات ، ویژگی های شخص حلیم ، حلم وکظم غیظ ، همراهی حلم با علم و عقل و آثار و ثمرات حلم در نتیجه بحثی مختصر از سیره ائمه معصومین علیهم السلام در این باب از جمله مباحثی است که در اندک مجالی بحث خواهد شد .
No image

سیره پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی درباره معاد

یكی از مهمترین اصول اعتقادی كه در متون دینی اهمیت ویژه ای برای آن قائل شده اند مسألة حیات پس از مرگ و زندگی اخروی است كه اصطلاحا به نام معاد شناخته می شود. یك نظر اجمالی به آیات قران مجید نشان می دهد كه در میان مسایل عقیدتی هیچ مسأله ای در اسلام بعد از توحید به اهمیت مسألة معاد و اعتقاد به حیات بعد از مرگ و حسابرسی اعمال بندگان و پاداش و كیفر و اجرای عدالت نیست. در قرآن حدود 1200 آیه دربارة معاد وجود دارد.
Powered by TayaCMS