دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راز بزرگ

No image
راز بزرگ

راز بزرگ

راز بزرگ مرجع پاک رأى کاظمیه در قلمش نهفته بود، قلمى که همواره در دست داشت. چه بسیار روزها که میان پیروان مؤمنش مى نشست، گفتارشان را مى شنید، داورى مى کرد، پرسشهایشان را پاسخ مى گفت و همراه این کار دشوار، قلم بر کاغذ کشانده، مطالب ژرف فقهى، اخلاقى، قرآنى و اعتقادى را با استدلالهاى متین و مثالهاى روشن بر کرسى اثبات مى نشاند.([1])

شتاب وى در نگارش چنان بود که نویسندگان و منشیان یاریگرش هرگز به او نمى رسیدند.([2])گاه در مدت چند ساعت کتابى ژرف یا رساله اى پر ارج مى نگاشت و آگاهان را در شگفتى فرو مى برد. روزى یکى از آشنایان وى که از مطالب والاى یکى از کتابهایش شگفت زده شده بود، پرسید: این را در چه مدت نگاشته اى؟

فقیه بزرگ کاظمیه پاسخ داد: با آغاز شب آغاز کردم و نیمه شب به پایان بردم.([3])

میزان نگاشته هاى آن بزرگمرد وارسته چنان بود که شاگردانش او را تنها با حضرت علامه محمد باقر مجلسى قابل مقایسه دانسته، مجلسىِ دوم مى خواندند.([4]) راستى راز این موفقیت چه بود؟ هیچ کس چیزى نمى دانست، تا آنکه سرانجام پژوهشگر نستوه خاندان شبر، خود از این راز پرده برداشت. یکى از شاگردانش در این باره مى نویسد:

روزى استاد پس از زیارت حضرت جواد (علیه السلام)، اندکى بر مزار شیخ مفید و استاد ارجمند وى ابوالقاسم جعفر بن قولویه قمى درنگ کرد تا روان آن پاکان را با تلاوت آیات الهى شادمان سازد. چون قرائت «فاتحة الکتاب» به پایان رسید یکى از دانشمندان که سیدِ استاد را در این زیارت همراهى مى کرد، گفت: آقا! مى خواهم دو مسأله بپُرسم!

سید فرمود: بپرس!

گفت: نخست درباره زندگى روزانه تان است. شما با این برنامه سنگین و فشرده چگونه وضعیت اقتصادى خانواده را سامان مى دهید؟ و دیگر درباره بسیارىِ کتابهایتان چگونه است که شما با این فرصت محدود، کتابهایى چنین ژرف مى نگارید؟

آفتاب تابناک سپهر یقین سر به زیر افکنده، مدتى در اندیشه فرو رفت، سپس پاسخ داد: اما رسیدگى به وضع اقتصادى خانواده، این به فضل پروردگار بستگى دارد. اوست که همه ما را آفریده، روزى مى دهد. و اما سرعت نگارش، البته آن نیز نه هنر من، بلکه عنایت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) است. آن امام راستین در رؤیا فرمود:

اکتب وصنف فانه لایجف قلمک حتى تموت([5])

بنویس و کتاب پدید آور! همانا قلمت تا هنگام مرگ خشک نخواهد شد.



[1] - مقدمه اخلاق.

[2] - همان.

[3] - سفینة ,,البحار و مدینة ,,الحکمة و الآثار، شیخ عباس قمى، ج2، ص137.

[4] -الکنى و الالقاب، شیخ عباس قمى، ج2، ص352.

[5] - مقدمه الاخلاق.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)4

شبی در مسجدالحرام در مقابل شکاف دیوار کعبه (= مستجار) نشسته بودم و با یادآوری عظمت وجودی حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و ستمی که وهابیان در حق آن جانشین بلافصل پیامبر (صلی الله علیه و آله) روا می دارند و با پر کردن شکاف دیوار کعبه می خواهند یک واقعیت تاریخی را عالماً و عامداً منکر شوند، در حالت عجیبی به سر می بردم و برای مظلومیت امام متقیان می گریستم.
Powered by TayaCMS