دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امانت و امانتداری

امانت را بازگردانید و ادای امانت کنید، اگرچه به قاتل پسر پیامبران باشد.
امانت و امانتداری
امانت و امانتداری

امانت و امانتداری

قال علی(ع): «أَدُّوا الأَمَانَةَ وَ لَوْ إِلَی قَاتِلِ وُلْدِ الأَنْبِیَاءِ» (کافی، ج5، ص133)

یکی از چیزهایی که در روایات مورد توجه و تأکید بسیار قرار گرفته، توجه به امانت و اجتناب از خیانت است. زشتی خیانت بر هیچ عقلی پوشیده نیست. خائن را از زمره جنس انسانی باید دور شمرد و ملحق به پست‌ترین شیاطین نمود. کسی‌که در زندگی به خیانت و نادرستی در بین مردم شناخته شود، در این دنیا نیز عرصه‌ی زندگی بر او سخت و ناگوار خواهد شد. نوعاً انسان در این دنیا با تعاون و همکاری بعضی با بعضی دیگر می‌تواند زندگی راحتی داشته باشد؛ چراکه زندگی فردی و انفرادی برای هیچ‌کس ممکن نیست. زندگی اجتماعی نیز چرخ بزرگ آن بر پایه اعتماد مردم به یکدیگر می‌چرخد، اگر اعتماد مردم نسبت به یکدیگر کم شود، ممکن نیست انسان بتواند به‌راحتی زندگی کند؛ و پایه بزرگ اعتماد، بر امانت و ترک خیانت گذاشته شده است.[1]

در سیره پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نقل شده که آنها نسبت به امانت حساسیّت فوق‌العاده‌ای نشان می‌دادند. امام سجاد(ع) در رابطه با آن خطاب به شیعیان خود می‌فرمایند:

«عَلَیْکُمْ بِأَدَاءِ الأَمَانَةِ فَوَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ أَنَّ قَاتِلَ أَبِیَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ(ع) ائْتَمَنَنِی عَلَى السَّیْفِ الَّذِی قَتَلَهُ بِهِ لأَدَّیْتُهُ إِلَیْه‌»[2]

بر شما باد به ادای امانت! قسم به کسی که محمّد(ص) را به پیامبری مبعوث کرد، اگر قاتل پدرم حسین بن علی(ع) من را بر شمشیری که پدرم را به آن کشته است، امین قرار دهد، امانت او را به او باز خواهم گردانید.

خداوند در قرآن می‌فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى‌ أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمِیعاً بَصِیراً»[3]

خداوند به شما فرمان مى‌دهد که امانت‌ها را به صاحبان آن برسانید و هنگامى که در میان مردم داورى مى‌کنید از روى عدالت داورى کنید، خداوند پند و اندرزهاى خوبى به شما مى‌دهد، خداوند شنوا و بیناست.

در شأن نزول آیه، در بعضى از تفاسیر اسلامى نقل شده که این آیه زمانى نازل شد که پیامبر(ص)، با پیروزى کامل وارد شهر مکه گردید؛ عثمان بن طلحه را که کلیددار خانه کعبه بود، احضار کرد و کلید را از او گرفت، تا درون خانه کعبه را از وجود بتها پاک سازد. عباس عموى پیامبر(ص) پس از انجام این مقصود تقاضا کرد که پیامبر(ص) با تحویل کلید خانه خدا به او، مقام کلیددارى بیت‌اللَّه که در میان عرب یک مقام برجسته و شامخ بود، به او سپرده شود (گویا عباس میل داشت از نفوذ اجتماعى و سیاسى برادرزاده خود به نفع شخص خویش استفاده کند)؛ ولى پیامبر(ص) برخلاف این تقاضا پس از تطهیر خانه کعبه از لوث بتها در خانه را بست و کلید را به عثمان بن طلحه تحویل داد؛ در حالى‌که آیه بالا را تلاوت مى‌نمود.[4]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

توجه به بعد معنوی انسان

در این بخش به موضوع "توجه به بعد معنوی انسان" پرداخته شده است.
No image

آراستن و پیراستن نفس

در این بخش موضوع "آراستن و پیراستن نفس " بیان شده است.
No image

تأثیر شناخت نفس در قرب الهی

در این بخش به "تأثیر شناخت نفس در قرب الهی" اشاره شده است.
No image

تبدیل نفس اماره به نفس رحمانی

در این بخش به موضوع "تبدیل نفس اماره به نفس رحمانی " پرداخته شده است.
No image

تبعات پیروی از هوای نفس

در این بخش "تبعات پیروی از هوای نفس" بیان شده است.

پر بازدیدترین ها

No image

حقیقت عبودیت و بندگی خداوند

در این بخش به موضوع "حقیقت عبودیت و بندگی خداوند" اشاره شده است.
No image

تأثیر شناخت نفس در قرب الهی

در این بخش به "تأثیر شناخت نفس در قرب الهی" اشاره شده است.
No image

نفخات الهی و آثار آن ها

در این بخش به "نفخات الهی و آثار آن ها" اشاره شده است.
No image

مراحل رسیدن به لقای الهی

در این بخش "مراحل رسیدن به لقای الهی " بیان شده است.
No image

مقامات الهی؛ حاصل تربیت نفس

در این بخش موضوع "مقامات الهی؛ حاصل تربیت نفس " بیان شده است.
Powered by TayaCMS