دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سیمای امیر مومنان (ع) در ایام طفولیت

No image
سیمای امیر مومنان (ع) در ایام طفولیت

سيماي امير مومنان(ع) در ايام طفوليت

امام علی(ع) در فرازی از خطبه قاصعه (طولانی‌ترین خطبه نهج‌البلاغه) می‌فرماید: من در دوران نوجوانی، بزرگان و دلاوران عرب را به خاک افکندم، و شاخه‌های بلند دو قبیله "ربیعه" و "مضر" را در هم شکستم، شما به خوبی پیوند نسبی و سببی و مکتبی مرا با پیامبر(ص) می‌دانید، پیامبر(ص) مرا در دامن خود پرورید، من کودک بودم، پیامبر(ص) مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش می‌فشرد، و در استراحتگاه مخصوص خود جای می‌داد، آنچنان به او نزدیک بودم که بوی پاکیزه او را استشمام می‌کردم، او غذا را می‌جوید و به دهانم می‌گذارد، هرگز نیافت که من دروغی بگویم و در کردار من اشتباهی رخ دهد.

در همان وقت که پیامبر(ص) را از شیر باز گرفتند،‌ خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را مامور نمود تا پیامبر(ص) را شب و روز به راههای بزرگواری و درستی و اخلاق نیک راهنمائی کند.

من همچون بچه شتری تازه‌زا که پیوسته بدنبال مادرش می‌باشد، به دنبال او می‌رفتم. او هر روز نکته‌های تازه از اخلاق را برای من آشکار می‌ساخت، و مرا فرمان می‌داد که در خط او حرکت کنم.

آنحضرت مدتی از سال در کوه حرا بسر می‌برد و کسی جز من او را نمی‌دید، و درآن روز غیر از خانه رسول خدا(ص) خانه دیگری که اسلام در آن راه یافته باشد، نبود. و اسلام تنها در خانه پیامبر(ص) بود. خدیجه نفر دوم بود و سومین مسلمان نیز من بودم. ما اسلام را پذیرفته بودیم، من نور وحی و رسالت را می‌دیدم و بوی خوش و دل‌انگیز نبوت را احساس می‌کردم. من هنگام نزول وحی بر پیامبر(ص) صدای فغان شیطان را شنیدم، از آن حضرت پرسیدم: "این ناله چیست؟!"

فرمود: این شیطان است که از (پاداش) عبادتش مایوس گشته (یا از اینکه مورد پرستش واقع شود) ناامید گشته و لذا ناله می‌کند و به من فرمود:

انک تسمع ما اسمع، و‌تری ما اری، الا انک لست بنبی ولکنک لوزیرو انک لعلی خیر: "ای علی! تو آنچه را که من می‌شنوم می‌شنوی، و آنچه را می‌بینم، می‌بینی، جز اینکه تو پیامبر نیستی،‌ولی وزیر من هستی و بر جاده خیر و سعادت قرار داری".

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

Powered by TayaCMS