دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صدقه و انفاق

No image
صدقه و انفاق در اهمیت صدقه همین بس که رسول اکرم (ص) فرمود:
بر عهده هر مسلمانی است که در هر روز صدقه دهد، سؤال کردند چه کسی توان این کار را دارد؟ فرمود: اگر در مسیر راه آن چه موجب اذیت رهگذر باشد برطرف سازی صدقه است، چنان که نشان دادن راه به رهگذر صدقه، عیادت مریض، امر به معروف و نهی از منکر، و جواب دادن سلام همه صدقه می‌باشند.[1]
به روزگار سلامت شکستگان دریاب که جلب خاطر مسکین بلا بگرداند
چو مسائل از ره یاری طلب کند چیزی بده وگرنه ستمگر به زور بستاند

آثار صدقه
الف: دفع شرور
امام صادق (ع) می‌فرماید:
«من تصدّق بصدقةٍ اذا اصبح دفع الله عزّوجل عنه نحس ذلک الیوم»
«هر کس در صبح صدقه‌ای دهد خدای عزّوجل شر و نحوست آن روز را از وی دفع نماید»[2].
ب: درمان مرض
پیغمبر اکرم (ص) فرمودند:
«داووامرضاکم بالصدقة»
«بیماران خود را با دادن صدقه درمان کنید»[3]
و نیز فرموده‌اند:
«صدقه قضاء حتمی را از میان می‌برد.»[4]
آورده‌اند صاحب بن عباد، - که از بزرگان و وزیر مؤید الدوله دیلمی بود و تا زمان فخرالدوله وزارت داشت - در عصرهای ماه رمضان هر کس نزد او وارد می‌شد ممکن نبود قبل از افطار بیرون رود گاهی هزار نفر هنگام افطار بر سر سفره‌اش بودند، صدقه و انفاقش در ماه رمضان با یازده ماه دیگر سال برابری می‌کرد. آورده‌اند چون در زمان کودکی برای درس به مسجد می‌رفت هر صبح مادرش یک دینار و یک درهم به او می‌داد و سفارش می‌کرد که به هر فقیری رسد، تصدیق کن، و این کار برای صاحب بن عباد عادتی شده بود که هرگز ترک نکرد، چون به وزارت رسید از ترس آن که تصدق را فراموش کند به غلامش دستور می‌داد هر شب یک دینار و یک درهم زیر بالش وی بگذارد.
اتفاقاً شبی خادم دستور او را فراموش کرد، چون صاحب از خواب برخاست بعد از ادای فریضه دست برد تا پول را بردارد، متوجه شد که خادم غفلت کرده است، امر کرد هر چه در اتاق وی – که همه از دیبا و پارچه‌های گران قیمت بود – به جبران فراموشی خادمش به اولین فقیری که ببیند بدهند خادم آنها را از منزل بیرون برد لحظاتی بعد با سیدی که نابینائی همسرش دست او را گرفته بود روبرو شد، و به او گفت: این اساس را قبول می‌کنی؟ سید فقیر از شنیدن آن بی‌هوش شد. او را نزد صاحب بن عباد آوردند؛ صاحب پرسید برای چه بی‌هوش شدی؟ سید گفت مردی آبرومندم و مدتی است تهیدست شده‌ام، دختری دارم که او را شوهر داده‌ام، اینک دو سال است از خوراک و لباس خود ذخیره می‌کنم تا برای او جهیزیه تهیه کنم. دیشب همسرم می‌گفت باید برای دختر لحاف و بالش دیبا تهیه کنی، هر چه خواستم او را منصرف کنم، قبول نکرد ناچار گفتم فردا دست مرا بگیر و از خانه بیرون ببر تا از بین شما بیرون بردم. از این سخنان اشک‌های صاحب بر دامنش ریخت و گفت: اجازه بده تا من تمام جهیزه دخترت را فراهم کنم.
مورخین نقل کرده‌اند امام صادق (ع) شب هنگام انبانی را پر از نان و گوشت و ذرت بردوش خود می‌گرفتند و به خانه فقرای مدینه رفته و برایشان قسمت می‌کردند آن چنان که کسی آن حضرت را نمی‌شناخت، چون حضرت از دنیا رحلت فرمود دیگر کسی به در خانه فقرا نیامد فهمیدند که آن شخص حضرت صادق بوده است.
[1] . بحار، ج 72، ص 50.
[2]. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 269.
[3] .مدینة البلاغه، ج 2، ص 499.
[4] . بحار، ج 93، ص 137.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

Powered by TayaCMS