دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عبادات در سیره و قول نبوی(ص) (2)

No image
عبادات در سیره و قول نبوی(ص) (2)

كلمات كليدي : تاريخ، سيره پيامبر(ص)، دعا

نویسنده : سيد علي اكبر حسيني

واژه" دعا"، در لغت برگرفته از کلمه "دعو"، به معناى «متمایل کردن چیزى به سمت خود بوسیله صدا و بیان است.»[1] بر این اساس، اصل در" دعا"، خواندن با صوت و لفظ است.

از دعا در احادیث و روایات پیامبر خدا(ص)، به عنوان "برترین عبادات"[2] و "مغز عبادات"[3] یاد شده است. عملی که هیچ چیز در نزد خداوند متعال، گرامى‌تر از آن نیست.[4] رسول خدا(ص) دعا را کلید [دَرِ] رحمت خواندند[5] و آن را سلاح مؤمن، ستون دین و نور آسمان‌ها و زمین معرفی کردند.[6] می‌فرمودند: «بوسیله [سلاح] دعا، به استقبال بلایا بروید»[7] و «امواج بلا را با دعا [از خود] برگردانید.»[8] رسول خدا(ص) بر دعا در زمان آسایش و گشایش تأکید بسیار داشتند و آن را خیر هر دو سرا برمی‌شمردند.[9] می‌فرمود: «هر کس مى‌خواهد که خداوند در سختى و مصیبت، دعاى او را اجابت کند، هنگام گشایش، فراوان دعا کند.»[10] حضرت(ص) هم‌چنین کم دعا کردن را موجب نزول بلاها معرفی کرده،[11] توصیه می‌فرمودند که «بسیار دعا کنید که دعا، حتّى قضاى محتوم (تقدیر قطعى خداوند) را برمى‌گردانَد.»[12]

می‌فرمودند: «هیچ چیز نزد خداوند عزوجل محبوب‌تر از آن نیست که از او درخواست شود، پس هیچ یک از شما شرم نکند از این که از خداوند، درخواست کند»؛[13] «پس هر یک از شما حاجتش را از پروردگارش بخواهد؛ حتّى نمک [غذایش را] و بند کفش پاره شده‌اش را از او درخواست کند.»[14] می‌فرمودند: «هر گاه یکى از شما [چیزی از خدا] مى‌خواهد، بسیار بخواهد؛ چرا که از پروردگار خویش درخواست مى‌کند.»[15] فرمودند: «خداوند، بسیارى از خوبى‌ها را از بنده‌اش دریغ مى‌دارد و مى‌فرماید: "به او نمى‌دهم تا از من بخواهد".»[16]

آداب دعا در سیره و کلام نبوی(ص)

1- سادگی الفاظ و عدم تکلّف در سجع‌پردازى

از آفت‌های دعا تکلف‌ورزی و الفاظ‌پردازی در دعاهاست. رسول خدا(ص) مسلمانان را از پرداختن به سجع‌گویى و انتخاب الفاظ درشت و ثقیل در دعا برحذر داشته[17] فرمودند: «کافى است که هر یک از شما بگوید:" بار خدایا! بهشت را و هر آن گفتار و کردارى را که بدان نزدیک مى‌گردانَد، از تو درخواست مى‌کنم و از آتش و هر آن گفتار و کردارى که موجب نزدیک شدن به آن مى‌شود، به تو پناه مى‌برم".»[18]

بررسى دعاهایى که از پیامبر خدا(ص) و نیز اهل‌بیت گرامی‌اش به ما رسیده، نشان مى‌دهد که این دعاها در عین حال که از حیث محتوا، دارای بلندترین مفاهیم معرفتى هستند از نظر سادگی و روانی الفاظ نیز، غالبا در شمار روان‌ترین و ساده‌ترین دعاها به شمار می‌روند.

2- حال دعا

از دیگر مواردی که در احادیث و روایات پیامبر خدا(ص) بعنوان جزئی از آداب دعا نام برده شده است، حال دعا است. رسول خدا(ص) مسلمانان را به غنیمت دانستن این فرصت‌ها سفارش می‌کردند و می‌فرمودند: «براى هیچ کس درِ دعایى گشوده نشد، مگر آن که خداوند، درِ اجابتى را هم در آن دعا برایش گشوده است. پس هر گاه براى یکى از شما درِ دعایى باز شد، (حال دعا براى دعا کننده پدید آمد) در دعا کردن بکوشد؛ چرا که خداوند عزوجل خسته نمى‌شود تا آن که شما خسته شوید.»[19] از جمله این حالت‌ها و فرصت‌هایی که به فرموده پیامبر خدا(ص) باید مغتنم شمرده شود، هنگام رقت قلب است. ایشان فرمودند: «اغتنموا الدّعاء عند الرّقّة فانّها رحمة؛ دعا هنگام رقت قلب را غنیمت بدانید که رقت قلب سبب رحمت است.»[20]

3- تذلل و خاکسارى کردن به درگاه الهی

از جمله اموری که در سیره و کلام نبی اکرم(ص) بدان پرداخته شده، از آن به عنوان یکی از آداب دعا یاد شده، فروتنی و تذلل بردن به درگاه احدیت است. خاکساری و فروتنی سائلان درگاه الهی، در احادیث رسول خدا(ص) مصادیقی دارد که در این بخش به مواردی از آن اشاره می‌شود:

الف: بلند کردن دست‌ها

از سفارشات رسول خدا(ص) به اصحاب و یاران خود، بلند کردن دست‌ها در موقع دعاست. ایشان بلند کردن دست‌ها به هنگام دعا را فروتنی و تذلل به درگاه الهی برشمردند.[21] می‌فرمودند: «پروردگار شما با حیا و بزرگوار است. او حیا مى‌کند از این که کسى دست‌هاى خود را به سوى او بلند کند و او آن‌ها را خالى و نا امید باز گرداند.»[22]

روایت شده که «رسول‌خدا (ص) در هنگام نیایش و درخواست از خداوند دستانش را هم چون مستمندی که غذا می‌طلبد بالا می‌آورد»،[23] آن قدر بالا که سپیدىِ زیر بغل‌هایش دیده مى‌شد.[24] به امیرالمؤمنین(ع) سفارش می‌فرمودند: «بر تو باد بلند کردن دست‌ها به سوى پروردگار، و بسیار پشت و رو کردن آن‌ها.»[25] می‌فرمودند: «هر گاه از خداوند عزوجل درخواست کردید، با کف‌دستانتان از او درخواست کنید و هر گاه از او پناه جُستید، با پشت دستانتان از او پناه جویید.»[26]

از دیگر روش‌های رسول خدا(ص) در ابراز و اظهار تذلل و خاکساری در برابر درگاه الهی این بود که به هنگام دعا دو انگشتش را نزدیک شانه‌هایش [رو به آسمان‌] مى‌گرفت و دعا مى‌کرد،[27] و گاه با انگشتش اشاره مى‌کرد؛ ولى آن را تکان نمى‌داد.[28]

ب: گریستن یا حالت گریه به خود گرفتن‌

تضرع و زاری به درگاه الهی نیز از دیگر مصادیق تذلل و خاکساری به درگاه الهی به هنگام دعا به شمار می‌رود. در احادیث و روایاتی که از پیامبر اکرم(ص) به دست ما رسیده است از گریستن بنده از ترس خدا، به عنوان "کلید رحمت و نشانه پذیرش و درِ استجابت [دعا]" یاد شده است.[29]

رسول خدا(ص) خود نیز به هنگام دعا و درخواست از خداوند بسیار می‌گریست[30] چندان که از شدت تضرع و زاری نزدیک بود که عبا از دوش حضرت(ص) بیفتد.[31] از امام صادق (ع) روایت شده که «پیامبر(ص) در شب نوبتىِ امّ سلمه، در خانه او بود. امّ سلمه متوجّه شد که پیامبر(ص) در بستر نیست و از این‌رو، بنا به خصلت زنانه، دچار شکّ و بددلى شد. پس برخاست و در اطراف خانه، به جستجوى ایشان پرداخت. ناگاه، دید که پیامبر خدا(ص) در گوشه‌اى از اتاق، ایستاده و دست‌هایش را به طرف آسمان برداشته است و گریه مى‌کند و مى‌گوید:" بار خدایا! خوبى‌هایى را که ارزانى‌ام داشته‌اى، هرگز از من باز مگیر ... بار خدایا! هرگز مرا [به اندازه‌] چشم بر هم زدنى، به خودم وا مگذار".

امّ سلمه برگشت و شروع به گریستن کرد، تا جایى که از صداى گریه او، پیامبر خدا(ص) برگشت و به او فرمود:" اى امّ سلمه! چرا گریه مى‌کنى؟".

عرض کرد: پدر و مادرم به فدایت، اى رسول خدا(ص)! چرا گریه نکنم، در حالى که شما با آن مقامى که نزد خدا دارى و خداوند، همه گناهان قبل و بعد تو را آمرزیده است [این گونه‌اى‌] ...؟!

پیامبر(ص) فرمود:" اى امّ سلمه! چه چیز مرا در امان مى‌دارد؟ خداوند، یونس بن متّى را یک چشم برهم زدن، به خودش واگذاشت و در نتیجه، آن شد که شد".»[32]

از عایشه -همسر پیامبر اکرم(ص)- نیز روایتی نقل شده که در آن آمده: «شبی رسول خدا(ص) به نماز ایستاد و قرآن خواند و گریست. سپس نشست و قرآن خواند و دعا کرد و گریست. باز نشست و قرآن خواند و دعا کرد و گریست و چون تمام کرد و به بستر رفت، باز قرآن خواند و گریست، چندان که گونه‌ها و محاسنش از اشک، تر شد. گفتم: اى پیامبر خدا(ص)! آیا نه این است که خداوند، گناهان گذشته و آینده تو را آمرزیده است؟ فرمود: "چرا؛ امّا آیا بنده‌اى سپاس‌گزار نباشم؟"»[33]

4- آهستگى صدا

از دیگر آدابی که رسول خدا(ص) مسلمانان را بدان سفارش می‌فرمود پایین آوردن صدا به وقت دعاست. ایشان بلند کردن صدا در دعا را از جمله اموری دانستند که خداوند آن را خوش ندارد،[34] می‌فرمود: «اربَعوا عَلى أنفُسِکُم. إنَّکُم لا تَدعونَ أصَمَّ و لا غائِبا. إنَّکُم تَدعونَ سَمیعا قَریبا، و هُوَ مَعَکُم؛ صدایتان را پایین بیاورید؛ چرا که شما ناشنوایى یا غایبى را صدا نمى‌زنید؛ بلکه شنواى نزدیکى را صدا مى‌زنید که همواره با شماست.»[35]

برخی از مفسران در تفسیر این آیه از قرآن که: "و نمازت را با صداى بلند و یا با صداى بسیار آهسته مخوان"[36] به حدیثی از رسول خدا(ص) استناد جسته منظور این آیه از "صلاة" را دعا دانستند.[37] و گفتند: «در هنگام دعا کردن، صدایت را بلند مکن که چون گناهانت را یاد کنى، دیگران بشنوند و بدانها سرزنشت کنند.»[38]

5- قاطعیّت‌ و پافشارى‌ در دعا

قاطعیت در دعا نیز از دیگر آداب دعا از سوی رسول خدا(ص) برشمرده شده است. حضرت(ص) از مسلمانان می‌خواستند که اگر خواهان اجابت دعایشان از سوی خداوندند، دعای خود را با لفظی قاطعانه از خدا بخواهند می‌فرمودند: «هر گاه یکى از شما دعا کرد، در دعا قاطع باشد و نگوید: خدایا! اگر مى‌خواهى، بده؛ چرا که خداوند، وادار کننده‌اى ندارد.»[39]

ایشان هم چنین اصرار و سماجت کردن در دعا را نیز از دیگر آداب دعا بر شمردند و سماجت کنندگان در دعا را، محبوب خداوند، بیان کردند،[40] و فرمودند: «"خداوند رحمت کند بنده‌اى را که از خداوند عزوجل حاجتى بخواهد و در دعایش پافشارى ورزد؛ خواه دعایش مستجاب شود، خواه نشود" سپس این آیه را تلاوت کرد:" پروردگارم را مى‌خوانم. امیدوارم که در خواندن پروردگارم، محروم نباشم".»[41]-[42]

از مصادیق اصرار و پافشاری در دعا تکرار دعا و درخواست است. در سیره رسول خدا(ص) آمده که ایشان هر گاه دعایی مى‌کردند، سه بار درخواستش را تکرار مى‌کرد.[43]

6-بلند همّتى در دعا

بلند همتی و داشتن طبعی منیع در دعا نیز از دیگر آدابی است که رسول خدا(ص) در برخی از احادیث و روایات خود بدان پرداخته‌اند. رسول خدا(ص) به اصحاب و یاران خود سفارش می‌فرمود: از خدا بخواهید و [در این خواستن از خداوند] فراوان[44] و بزرگ بخواهید؛ چرا که هیچ چیز براى او سنگین نیست.[45]

در روایتی بلند، از امیرالمؤمنین على(ع) آمده: «عادت پیامبر(ص) بر این بود که هر گاه چیزى از او خواسته مى‌شد، اگر مى‌خواست انجامش دهد، مى‌فرمود: "باشد" و اگر نمى‌خواست انجامش دهد، سکوت مى‌کرد و هرگز، پاسخ "نه" نمى‌داد. روزى، بادیه‌نشینى نزد ایشان آمد و چیزى خواست. پیامبر(ص) سکوت کرد. دوباره خواست. باز هم سکوت کرد. بار سوم خواست. پیامبر(ص) با حالت تَشَر، به او فرمود:" اى اعرابى! هر چه مى‌خواهى، تقاضا کن".

ما به حال او غبطه خوردیم و گفتیم: الآن، بهشت را تقاضا مى‌کند.

بادیه‌نشین گفت: مَرکبى از تو مى‌خواهم.

پیامبر(ص) فرمود: "باشد".

سپس فرمود: "باز هم بخواه".

گفت: توشه هم مى‌خواهم.

فرمود: "باشد".

ما از این درخواست‌ها تعجّب کردیم. پیامبر(ص) فرمود: "چه قدر فرق است میان درخواست این بادیه‌نشین و درخواست آن پیرِ زن بنى اسرائیل!".

آن گاه فرمود: "موسى(ع) فرمان یافت که از دریا بگذرد؛ پس چون به دریا رسید، مَرکب‌ها را هِى زدند؛ امّا آن‌ها باز می‌گشتند و از رفتن امتناع می‌کردند. موسى(ع) گفت: پروردگارا مرا چه شده است ؟ بدو فرمود: "تو نزدیک قبرِ یوسف هستى. استخوان‌هاى او را هم با خودت ببر".

امّا قبر با زمین، یکسان شده بود و موسى(ع) نمى‌دانست کجاست. گفتند: اگر کسى باشد که جاى قبر را بداند، آن کس، پیر زنى از بنى اسرائیل است. شاید او بداند که قبر کجاست.

موسى(ع) او را احضار کرد و فرمود: تو مى‌دانى قبر یوسف کجاست؟

گفت: آرى.

فرمود: آن را نشانم بده.

گفت: نه به خدا، مگر آن که آن چه از تو مى‌خواهم، به من بدهى.

فرمود: باشد.

گفت: از تو مى‌خواهم که در بهشت، با تو در یک درجه باشم.

فرمود: [فقط] بهشت را بخواه.

گفت: نه. فقط با تو باشم.

موسى(ع) سعى داشت او را از نظرش منصرف کند که خداوند تبارک و تعالى به او وحى فرمود که: "هر چه مى‌خواهد، به او عطا کن؛ زیرا از [درجه‌] تو، چیزى کم نخواهد کرد". موسى(ع) به آن پیرزن، قول داد و او جاى قبر را نشانش داد و موسى استخوان‌ها را بیرون آورد و از دریا گذشت".»[46]

7- عمومیت در دعا

پیامبر اکرم(ص) به مسلمانان توصیه می‌فرمود که «هرگاه دعایی می‌کنید دایره دعایتان را وسیع بگیرید و آن را به همه مردان و زنان مؤمن تعمیم دهید، زیرا چنین دعایی به اجابتْ نزدیک‌تر است.»[47] روایت شده که «روزی مردی در حضور رسول خدا(ص) در مقام دعا عرض کرد: خدایا پیامبر(ص) را بیامرز مرا[نیز] بیامرز. حضرت(ص) فرمودند: چرا دور رحمت خدا را سنگ‌چین کردی؟ چرا فقط من و تو؟ هرگاه دعا می‌کنید به دعای خود عمومیت دهید که اجابت را حتمی می‌کند.»[48]

8- شتاب نورزیدن‌ در استجابت دعا

تعجیل در استجابت دعا نیز از دیگر مواردی برشمرده شده که رسول خدا(ص) در بیان آن احادیث و روایاتی را بیان فرمودند. پیامبر خدا(ص) فرمود: «هیچ کس نیست که از خدا چیزى بخواهد، مگر آن که خواسته‌اش را اجابت مى‌کند؛ یا در همین دنیا به او مى‌دهد، یا گناهانش را به اندازه آن چه دعا کرده است، از او مى‌زداید به شرط آن که براى گناهى یا بُریدن پیوند خویشاوندى دعا نکند و یا [براى برآورده شدن دعایش‌] شتاب نورزیده باشد. گفته شد: اى پیامبر خدا(ص)! شتاب کردن چیست؟ فرمود: "بگوید: بارها پروردگارم را خواندم؛ امّا اجابتم نکرد، پس خسته شود و دعا کردن را وا نهد".»[49]

9- خوشبین بودن به اجابت‌

از دیگر لوازم و آداب دعا، خوشبین بودن به استجابت آن، از سوی خداوند است از این‌رو پیامبر اکرم(ص) به مسلمانان توصیه می‌فرمودند که: «خدا را با یقین داشتن به اجابت، دعا کنید و بدانید که خداوند، دعایى را که از دلى غافل و بى‌توجّه برخیزد را مستجاب نمى‌کند.»[50] در حدیثی دیگر نیز از آن بزرگوار آمده که: «به هر که [توفیق‌] دعا داده شود، از اجابت، محروم نمى‌شود؛ چرا که خداوند عزوجل مى‌فرماید: "مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم."»[51]-[52]

10- آمین گفتن‌ بعد از دعا

رسول خدا(ص) به آمین گفتن پس از دعا بعنوان پایان ‌بخش دعاها تاکید و سفارش فراوان داشتند.[53] ایشان آمین را "مُهر پروردگارِ جهانیان بر [دعای] بندگان مؤمنش" توصیف کردند.[54] حضرت(ص) هم چنین دعا کننده و آمین‌گو را در مُزد، شریک یکدیگر بیان کردند و فرمودند: «الداعی و المؤمّن فی الاجر شریکان.»[55]

مقاله

نویسنده سيد علي اكبر حسيني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

دوره پهلوی را می‌توان دوره رشد و گسترش بهائیت دانست. بسیاری از چهره‌های شاخص بهائیت در این دوره، با بهره‌مندی از حمایت‌های ویژه شاه، سمت‌های سیاسی و اقتصادی متعددی را به دست آوردند.
چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

درباره عوامل گرایش ایرانیان به علویان و مذهب تشیع، مورخان و پژوهشگران نظرات متفاوتی بیان کرده‌اند.
چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

انسان چگونه خودش را به اخلاق فاضله متخلق کند و از رذایل اخلاقی دوری نماید؟ چگونه این معنا را در مرحله عمل پیاده کند؟ علمای اخلاق می‌گویند: ابتدا انسان باید حالت موجود نفس را حفظ کند و سپس به تهذیب رذایل و جبران ضررهای گذشته بپردازد.
Powered by TayaCMS