17 آذر 1397, 4:27
یکی از آداب سخن گفتن در اجتماع آن است که انسان درگوشی سخن نگوید و به تعبیر قرآنی نجوا نداشته باشد؛ زیرا این نجوا موجب می شود تا مؤمنان رنجیده خاطر شوند؛(مجادله، آیات 8 تا 10) خاستگاه چنین نجوایی شیطان است که می خواهد مؤمنان اندوهگین و رنجیده خاطر شوند.
نجوا دارای شرایطی است که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- نجوا زمانی حرام و گناه است که در اجتماع و محافل عمومی باشد، نه در یک محفل خصوصی دو نفره؛ پس اگر دو نفر با هم درگوشی سخن می گویند و کسی وارد شد، تازه وارد نباید به جمع آنان برود و بخواهد نجوای آنان را گوش دهد یا از آنان بخواهد دست از نجوا بردارند؛ زیرا اینان در محفل دوستانه خودشان نجوا داشتند و شخص تازه وارد، باید مراعات حقوق آنان را بکند؛(همان)
2- نجوا زمانی حرام و گناه است که موجب رنجش مؤمنان به اعتبار مؤمن شود، نه به اعتبار اینکه شخص انسانی است؛ (همان)
3- نجوا زمانیحرام و گناه است که درباره مسائل اجتماعی امت یا مؤمنان و علیه آنان باشد؛(همان)
4- نجوا زمانی حرام و گناه است که موجب ایجاد یا تقویت معصیت خدا، تجاوز به حقوق مردم یا مخالفت با احکام حکومتی باشد؛ یعنی یا گناه باشد یا تجاوز به حقوق مردم باشد یا معصیت حاکم اسلامی؛(همان)
5- نجوا زمانی حرام و گناه است که درباره امور بیهوده و لغو باشد. از نظر قرآن بیشتر نجواها لغو و بیهوده و زیانبار است.(نساء، آیه 114)
پس براساس آنچه بیان شد می توان گفت:
1- اگر نجوا در محافل خصوصی میان دو نفرباشد، حرام و گناه نیست؛
2- اگر نجوا موجب رنجش مؤمنان به عنوان مؤمن نشود، بلکه موجب رنجش شخص باشد که گاه به سبب سوء ظن یا بدگمانی ایجاد می شود، حرام و گناه نیست؛
3- اگر نجوا درباره مسائل خصوصی و شخصی باشد، حرام و گناه نیست؛
4- اگر نجوا موجب تقویت یا ایجاد نیکی و تقوا باشد، حرام و گناه نیست، همان طوری که تعاون بر نیکی و تقوا حرام نیست، بلکه تنها تعاون در کارهای گناه و تجاوزگری گناه است(مائده، آیه 2) نجوا نیز این گونه است. خدا در آیه 114 سوره نساء می فرماید که نجوا در سه امر صدقه، امر به معروف و اصلاح میان مردم از مصادیق نجوا به نیکی و تقوا است و کاری پسندیده میباشد.
روزنامه کیهان
تاریخ انتشار: یکشنبه 13 خرداد ماه 1397
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان