5 اسفند 1396, 13:43
قال علی(ع): «غلبهُ الشّهوُهِ تَبطل العصمهَ و تُورِدُ الهلکَ» (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ، حدیث 6983)
اگر غرایز و شهوات در بستر عقل قرار بگیرد و تابع عقل انسان باشد زمینه رشد و شکوفایی انسان را فراهم میسازد؛ در روایات نیز وارد شده که انسان عاقل کسی است که مغلوب شهوات و هواهای نفسانی خویش نیست بلکه آنها را تحت سیطره و کنترل خود در آورده است. حضرت علی(ع) میفرمایند:
«العاقلُ من غَلَبَ نَوازِعَ أهوِیتِهِ»
انسان عاقل کسى است که بر از جا بر کنندههاى هواهاى خود غلبه کرده باشد
یعنى اینکه انسان عاقل بر هواها و هوسهاى خود که او را از جاى خود بر میکنند و به سعى و کوشش در تحصیل آنها مشغول میکنند، غلبه کرده است.
با بررسی اجمالی روایات به این نکته میتوان پی برد که اسلام هرگز در صدد از بین بردن غرایز و شهوات و به خصوص شهوت جنسی، نیست بلکه اسلام خواستار این است که انسان بر شهوات خود تسلّط داشته باشد نه آنکه مغلوب شهوات خود بگردد؛ چرا که اگر عقل انسان مغلوب شهوات گردد انسان از هیچ جنایتی و بی عفتی روی گردان نخواهد بود و مسلماً سرانجام چنین انسانی و چنین جامعهای چیزی جز هلاکت و بدبختی نخواهد بود.
اسلام برای ایجاد عفّت، غریزه شهوت را سرکوب نکرده و از بین نبرده است، بلکه آن را تعدیل فرموده و به مسیر صحیح هدایت نموده است
اهمیّت تعدیل غرایز چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد و نیاز به برهان داشته باشد
همه دانشمندان جهان و تمام ملل و اقوام به این اصل عقیده دارند که در زندگی اجتماعی بشر لازم است تمام غرائز تعدیل شود و خواهشهای نفسانی انسان با اندازهگیری صحیح اعمال شود در اسلام نیز مردم در ارضای غرائز و خواهشهای نفسانی خود مانند تمدّنهای مادی محدود هستند با این تفاوت که هدف دنیای مادّی تنها تأمین آسایش زندگی است و در آنجا سلب آزادی از اعمال غرائز در حدود و چهارچوب مصلحتهای مادّی و نظم و انضباط است ولی در اسلام علاوه بر این هدف، هدف بالاتری نیز وجود دارد و آن رسیدن به کمالات و ارزشهای والای انسانی است که اساس زندگی بشر را تشکیل میدهد.
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان