24 آبان 1393, 14:7
نویسنده: مريم مظفّري
كلمات كليدي : حذف عامل "مفعولله"، تقدم "مفعولله" بر عامل، حذف "مفعولله" از كلام، عدم تعدد در "مفعولله"
"اصل در مفعولله"، از مجموعه مباحث "مفعولله" است که به صورت جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد از این رو به خوانندهی محترم توصیه میشود جهت فهم مطالب این نوشتار و شناخت جایگاه و اهمیت عنوان آن به مدخل "مفعولله" و مطالب مذکور در آن مراجعه کند. این مجموعه، چهار اصل در مفعولله را بیان کرده و در ضمن هر اصل به تبیین موارد مخالف با آن اصل میپردازد.
اصل در کاربرد مفعولله این است که بعد از عامل خود ذکر شود اما گاهی با این اصل مخالفت شده و بر عامل مقدّم میشود.[1] حکم تقدّم "مفعولله" بر عامل به دو گونه است:
در صورتی که "مفعولله"، محصورفیه واقع شود تقدم آن بر عامل جایز نیست؛[2] زیرا در صورت تقدم، معنای حصر از کلام فهمیده نمیشود؛ مانند: «وَ مَا أرسَلناکَ إلّا رَحمَةً لِلعَالمِینَ»؛[3] در این آیه شریفه "رحمةً" مفعولله واقع شده که به جهت رساندن معنای حصر، متاخر از عامل خود (أرسلنا) آمده است.
تقدم مفعولله بر عامل در غیر از موارد امتناع تقدم، جایز است؛[4] مانند: «طلباً للنزهةِ رکبتُ الباخرةَ»؛ در این مثال "طلباً" مفعولله است که بر عامل خود "رکبت" مقدّم شده است.
اصل در عامل مفعولله این است که در کلام ذکر شود اما گاهی در صورت دلالت قرینه بر آن، حذف میشود؛[5] مانند: «هدیً للناسِ» در جواب کسی که سوال کرده است: «لِماذا أُنزلَ القرآنُ؟»؛ در این مثال "هدیً"، مفعولله است که به علّت وجود قرینه (وقوع در مقام جواب از سوال)، عامل آن (أنزل) حذف شده است.
اصل در مفعولله ذکر آن در کلام است اگرچه در مواردی حذف آن با وجود قرینه و غالبا قبل از مصدر تأویل رفته به حرف "أنْ"، جایز است؛[6] مانند: «یُبَیِّنُ اللهُ لَکُم أن تَضِلُّوا»؛[7] در این آیه شریفه لفظ "کراهةً"، مفعولله محذوف و تقدیر عبارت "کراهةً أن تضلُّوا" بوده است.
ذکر این نکته قابل توجّه است که مصدر تاویل رفته، مضافالیه مفعولله بوده که با حذف مفعولله جانشین آن شده و در محلّ نصب است.[8]
در فرض عامل واحد، تعدد در مفعولله ممکن نیست؛ از این رو در این فرض اکتفا بر مفعولله واحد ضروری است؛[9] زیرا تنها علت واحد میتواند سبب وجود شیء واحد واقع شود و از طرفی سبب واحد، تنها مسبب واحد را ایجاد میکند.[10]
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان