27 مرداد 1397, 13:57
تو را به تقوا و کشیک نفس سفارش میکنم؛ زیرا، تقوا راه نجات و عامل رستگاری است. هیچ کاری بدون تقوا پذیرفته درگاه ربوبی نشود. تقوا را پلکان بسیار و منزلگاههای والایی است که جز یکتاپرستان مخلص، محو شدگان در حق، فیروزمندان بر هواهای نفسانی و شایستگان درگاه الهی بدان نرسند. سکوی پرش به آن مقامات و درجات توکل، گستن از غیر، پیوستن به حق و فروتنی در راه خدا و در برابر خدا است به گونهای که نفس خود را نبیند، مقامات او را نگیرد و مکانت، موقعیت یافتن نزد مردم را به چیزی نینگارد،خاستگاه بدیها را خود بداند و همه خوبیها و نیکوییها را تفضل حق شمارد.
بدان! بزگترین و بایستهترین کار چنگ زدن به عنایت پیامبر اسلام و اهل پاک او و جلب شفاهت آنان است. آنان چونان ستارگاناند که وقتی یکی از دیده پنهان شود دیگری بدرخشد. آنان خورشید ظلمتزا، آموزگاران اهل تقوا و حجتهای خدا بر آفریدگانند و نیکوترین دعوت، ویژه آنان است. فروغ همه انوار و آشکار کننده و به فعلیت رساننده استعدادها و نتیجههایند. از پرتو نور آنان، هستی پیدا شده است و به برکت وجود آنان استعدادها به فعلیت رسد و موجودات بار و نتیجه دهد. گنجینه اسرار حقاند. آغاز هر گشایش و پایان هر فرجامی به برکت وجود مبارک آنه است. مبادا که از این انوار مقدس غافل شوی و از فیض کامل و همه گیر آنان محروم گردی. از رحمت پر دامنه آنان ناامید مباش. زندگی و خط مشی آنان را الگوی خویش کن. بیگمان، آنان بهترین الگو و پیشوایند.
به دنیا چونان بیرغبتان و رویگردانان بنگر؛ بیتردید، دنیا ساکنان و وطنگزینان خود را به زودی رها میکند. شادیهای آن امیخته با اندوه است. صلابت و نیروی مردانش با ناتوانی و سستی قرین. متاعهای چشم گیر و شگفتآور دنیا فریبت ندهد؛ زیرا آدمی جز کفنی از آنها نخواهد برد.
رحمت خدا بر کسی که بیندیشد ئ عبرت گیرد، پند آموزد ودل آگاه گردد. انچه از دنیا که نمای هستی دارد دیری نپاید و نمود اندکی که از آخرت، در این دنیا میبینی ازلی و جاویدان بماند؛ زیرا هر چه به شمارش در آید ماندگار نیست. آخرتی را که انتظار میبرید به زودی میرسد، و آنچه روی دادنی است بسیار نزدیک است. رحمت خدا بر کسی که جایگاه و اندازه خویش شناسد و پا از کلیم خود بیرون ننهد. در نادانی و جهالت مرد همین بس که اندازه خویش نشناسد. دانشمند واقعی کسی است که اندازه و ارزش خود شناسد و پا از قلمرو وجودی و ارزشی خود بیرون نگذارد، ...
آگاه باش! بدترین افراد کسی است که خداوند او را به خود وانهد و او از راه میانه منحرف شده، بیراهنما به حرکت خود ادامه دهد. چون او را به دنیا و متاع آن خوانند، آغوش گشاید و در انجام کارهای آخرت کسل و بیحال باشد. دریغا! ما در زمانی زندگی میکنیم که معارف دین و معالم هدایت کهنه و فراموش شده است. تنها مخلصان و سر سپردگان به حق در این روزگار نجات یابند. مردانی که در عین شناخت دقیق مردم و حضور در جوامع، ناشناخته و گمنانند. آنان چراغ فروزان هدایت و تابلوی راهنمایند.
اگاه باش! همانا خدا سنت مجازات زود رس را در دنیا از شما برداشته است. اما سنت ابتلا و آزمایش بر پا است؛ چنانچه خدای سبحان فرمود:« انّ فی ذلک لآیات و ان کنا لمبتلین» ما گرفتار دورانی هستیم که نادانیها بسیار است و براهین روشن و کتابهای هدایت بی بها است. گناه و جهالت بر اهل حاکم شده و ستم و تجاوز بر آن استیلا یافته است.
راستی و صداقت کاستی پذیرفته است. دروغ فراوان شده است. در دل، بر یکدیگر کینه و خصومت برند و در زبان اظهار دوستی و محبت کنند. به خدا پناه میبرم از این مردمی که پندهای رسا، سودشان ندهد و حجتهای قاطع گویاشان نسازد، نشانههای روشن پرچمهای راهنما و براهین کامل هدایتشان نگرداند.
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان