2 آذر 1396, 9:28
ما برای انجام کارها و دستیابی به اهداف خود همواره از اسباب و وسایلی استفاده می کنیم و برای رسیدن به مرحله توکل باید نه تنها همه آن اسباب و وسایل را از خدا و خدا را «مسبّب الاسباب» بدانیم، بلکه باید نه خود مدعی استقلال در برابر خدا باشیم و نه برای اسباب و ابزار فعل، استقلال در سببیت قائل باشیم؛ البته توکل آن نیست که انسان کار را به خود یا سایر اسباب و علل نسبت ندهد، بلکه بایدخدای سبحان را سبب اصیل و سبب ساز هر کاری بداند و همه ماسوا را شئون و مظاهر فاعلیت خدا بداند؛ زیرا هیچ سببی در تأثیر و سببیّت خود مستقل نیست و تنها به میزانی که خدای سبحان به آن سببیت بخشیده، قدرت تأثیر دارد.
خدای سبحان بهترین وکیلِ انسانی است که از خود هیچ علم و قدرتی ندارد؛ زیرا او تنها وکیلی است که هر چه را اداره کند خبیرانه و قدیرانه می تواند به انجام رساند: ﴿ کذلک الله یفعل ما یشاء ﴾[2]، ﴿ ولکن الله یفعل ما یرید ﴾[3]، ﴿ ومن یتوکل علی الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لکل شیءٍ قدراً ﴾[4] و هر حکمی بخواهد می کند: ﴿ ان الله یحکم ما یرید ﴾[5].
پس او سبب غیر مغلوب و شکست ناپذیر است و هیچ مانعی نمی تواند جلو نفوذ اراده او را بگیرد و او را از رسیدن به مرادش بازدارد و یا به گونه ای بین او و هدف فعل او حایل شود: ﴿ والله یحکم لا معقّب لحکمه ﴾[6] و چون همه علل و اسباب به او منتهی می شود او برای هر متوکلی «کافی» است: ﴿ فأعرض عنهم وتوکل علی الله وکفی بالله وکیلاً ﴾[7].
اوست که انسان را هدایت می کند، هرگز به او خیانت نمی کند و جز خیر و نیکی برایش نمی خواهد، پس تنها بر او باید اعتماد و توکل کرد: ﴿ وما لنا ألّا نتوکل علی الله وقد هدانا سبلنا... وعلی الله فلیتوکل المتوکلون ﴾[8].
قرآن کریم می گوید هر مؤمنی که چهره جانش را به سوی خدا متوجه کند و بر
او اعتماد کند به دستاویزی ناگسستنی تمسک جسته است: ﴿ فمن یکفر بالطاغوت ویؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لاانفصام لها ﴾[9]؛ اما کسی که بر غیر خدا تکیه کند به تار عنکبوت چنگ زده است: ﴿ مثل الذین اتّخذوا من دون الله أولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاً وإن أوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون ﴾[10].
متوکل راستین کسی است که اراده خدا را بر اراده خویش ترجیح دهد و کار خداپسند را بر کار هوس پسند برگزیند؛ یعنی، به دین و احکام الهی عمل کند.
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان