دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جدال احسن

No image
جدال احسن جدال احسن

دفاع از مرزهاى اعتقادى و باورهاى دینى بر عهده عالمان و نگهبانان حوزه دین است.

خلیل مى گوید:

در یکى از سفرها در حالى که باران به شدّت مى بارید و من بیمناک از صحرا بودم به صومعه راهبى پناه بردم و در زدم. راهب سؤال کرد:

ـ کیستى؟

ـ خلیل بن احمد هستم.

ـ تو همان کسى هستى که مردم او را یگانه در علوم عرب مى دانند؟

ـ چنین مى گویند. ولى من خود را در این نمى بینم!

ـ اگر پاسخ سه سؤال مرا دادى در را به رویت مى گشایم و از تو پذیرایى مى کنم.

ـ آن ها چیست؟

ـ آیا چنین نیست که آن چه در عالم غیب وجود دارد، نمونه اى از آن در این دنیا موجود است و ما به همین وسیله بر عالم غیب استدلال مى کنیم؟

ـ آرى، ]همینطور است[.

ـ تو معتقد هستى که خداوند جسم و مادّه ندارد، در حالى که در این دنیا چیزى را بدین نمونه نمى یابیم. و تو اعتقاد دارى بهشتیان مى خورند و مى آشامند و چیزى از خود دفع نمى کنند و این امر در این دنیا وجود ندارد. و تو بر این باور هستى که نعمت هاى بهشت پایان نمى یابد در حالى که آنچه در این دنیاست فناپذیر است.

ـ تمام این موارد، نمونه هایى در عالم دنیا دارد و ما بدینوسیله بر جهان غیب استدلال مى کنیم امّا در مورد خداوند، هر چند نظیرى براى او یافت نمى شود ولى نمونه آن، روح است که با تمام وجود آن را حس مى کنیم، ولى نمى دانیم کجاست و چگونه است و داراى چه خصوصیاتى است و در هنگام مرگ، خروج روح براى دیگران قابل حس نیست و در عین حال به وسیله افعال و حرکات و تصرفاتمان به وجود روح پى مى بریم.

و امّا آنچه در مورد خوردن و آشامیدن اهل بهشت بیان کردى پاسخ آن این است که جنین در رحم مادر غذا مى خورد در حالى که دفع نمى کند.

و امّا پایان نیافتن نعتمهاى خداوند در بهشت، نمونه آن در این دنیا عدد «یک» است که هر چه ]تا بى نهایت[ بشمریم از یک استفاده مى شود و در عین حال زوال ناپذیر است.

خلیل بن احمد در پایان این ماجرا مى گوید: پس از این جواب ها راهب در را به روى من گشود و از من پذیرایى نیکویى به عمل آورد.([47])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

پر بازدیدترین ها

No image

منشآت

No image

اخلاق ناصرى

No image

بحرالمعارف

در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابه‌لاى آن اشعارى دیده مى‌شود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.

 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخه‌هاى خطى از آن در کتابخانه‌هاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیت‌اللَّه مرعشى و کتابخانه‌هاى نجف و کربلا نگاهدارى مى‌شود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کرده‌اند.

 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.

 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت داده‌اند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.

No image

مقصدالواصلین

No image

رسالة لقاءاللَّه

Powered by TayaCMS