28 بهمن 1395, 3:52
يكي از عوامل شكلگيري مشكلات خانواده، كميگفتوگو يا به تعبير بهتر، عدم وجود گفتوگوي سالم است، چرا كه با مهارتهاي كلامي و غير كلاميآشنا نيستيم و در ابتداي صحبت با همسرمان ناگهان چيزي ميگوييم كه يا خودمان يا طرف مقابل منفجر شده و بحث با جنگ و دعوا پايان مييابد. عدم وجود گفت و شنود مزمن، درك افراد را براي يكديگر مشكل ساخته و ادامه زندگي را غير ممكن ميسازد. آموزش مهارتهاي ارتباطي در اين رابطه عامل خوبي براي افزايش گفتوگو است. گفتوگو مؤثرترين ابزار براي رفع سوءتفاهمات و ناملايمات بوده و حتي بزرگترين اختلافها و دشمنيها و جنگها نيز، بالاخره با گفتوگو و ميز مذاكره مرتفع ميگردند. عدم استفاده از گفتوگو، باعث ميشود كه سيكلي معيوب طي شده و در نهايت و با تاخير، گفتوگو به عنوان آخرين راه امتحان شود، در صورتي كه گفتوگو نخستين اقدام براي تبادل اطلاعات و رسيدن به شناخت، قضاوت و رفع سوءتفاهمات است.
عملكرد مؤثر يك خانواده يعني موفقيتها، آرامش، رشد و تعالي، و عشق و همبستگي كه نتيجه آن پرورش فرزندان سالم است، بستگي به فراهم كردن روشها و نگهداري مراوده روشن دارد، مراوده يعني دوستي، آمد و شد. ارتباط سالم مستلزم داشتن كانون توجه و تمركز مشترك و رسيدن به معني و مقصود مشترك بين دو يا چند نفر است. در تمام خانوادهها، گفتوگو مؤثرترين وسيله اطلاعات واقعي است، ولي تعامل عاطفي زيادي از طريق پيامهاي غيركلامي، ايما و اشاره، لحن صدا، حالات چهره، حتي مقدار فاصله فيزيكي بين اعضا منتقل ميشود. گاهي اوقات، سكوت يك پيام نيرومند است، مثلاً هنگام رنجيدگي و خشم سكوت كرده و فكر كنيم، اما در خانوادههاي دچار اختلال، به جاي سكوت يا مكالمه و گفتوگو، براي همديگر سخنراني ميكنند و يكديگر را محكوم كرده يا به هم پشت كرده يا هنگام صحبت از برقراري تماس چشمياجتناب ميورزند.
مراوده سالم همان مراودهاي است كه در آن توجه مشترك، تمركز لازم، ابراز صريح و احترام آميز عقايد و احساسات رعايت ميشود و بيان عواطف توأم با آشنايي با تكنيك و مهارت ارتباطي و علائم غيركلاميانجام ميگيرد كه در آن گفتوگو و مكالمه برقراري تماس چشمي، لحن و تن صداي مناسب و... برقرار ميشود. «ديو رانتن» نويسنده كتاب پرفروش «زنان و مردان در گفت و شنود»، معتقد است كه در روش ابراز عقيده بين زن و مرد، تفاوتهاي بنياديني وجود دارد كه اين تفاوتها مانند دو زبان مختلف از دو فرهنگ متفاوت است. بر اين اساس، ارتباط كلاميبين زن و مرد به دشواري عبور از پلههاي شكننده بين دو فرهنگ است. هر چند تفاوت بين زنان و مردان در روشهاي ابراز عقيده و احساسات وجود دارد و زنان بيش از مردان به آشكار كردن شخصيت خود علاقه دارند و مردان نيز از سخنوري براي به دست آوردن كنترل و استقلال و ارتقای خود استفاده ميكنند، اما حقيقت آن است كه تفاوتهاي موجود در روشهاي كلامي بين زن و مرد اندك است و افراد هر دو گروه با يادگيري و آموزش مختصر و با استفاده از متدهاي صحيح ميتوانند از كلام واضح و روشن استفاده كرده و گفتوگوي سازنده داشته باشند. اينگونه صحبت نكنيد يكي از روشهاي مهارتهاي كلامي، استفاده نكردن از جملاتي است كه شخصيت طرف مقابل را خرد كرده يا به گونهاي خشم او را بر ميانگيزد كه ادامه گفتوگو، غير ممكن ميشود. يكي از عوامل ايجاد مشكلات خانوادگي ميتواند پيامهاي منفي باشد كه در ارتباطات كلامياستفاده ميشود. براساس نتايج بررسيها چهار روش عمده كنش و واكنش گفتاري به شرح ذيل قابل بررسي است: 1- انتقاد: به معناي حمله به شخصيت و منش يك فرد مانند «خيلي خودخواهي، به جز خودت به هيچ كس ديگري فكر نميكني» و... است. 2- تحقير: به معناي توهين از روي عمد يا سوءاستفاده و خشونت زباني است، مانند: «نميدانم چرا گير مرد ناداني چون تو افتادم؟»، يا «از يه آدم مثل تو ديگه چه انتظاري ميشه داشت؟» 3- دفاع از اشتباه خود: به معناي انكار مسئوليت، بهانه آوردن و شكايت كردن است. «به من چه، كي گفته من بايد فلان كار رو انجام بدم؟»، يا «تو هميشه دير مياي، حالا يكدفعه من دير اومدم، مگه چيه؟» 4- انصراف و عقبنشيني: به معناي جواب شكايت را با سكوت بيجا دادن و سپس قهر و بيمحلي به همسر. هر كدام از اين موقعيتها ميتوانند به آتشفشاني از قهر، خشم و نفرت بينجامند كه معمولاً ميشود با يك گفتوگوي ساده از بروز آن جلوگيري كرد. جلوگيری از اتلاف وقت اگر بتوانيم فرصتهايي كه در زندگي پيش ميآيد از دست ندهيم، توانستهايم به نوعي فرصتها را مهار كنيم. نخستين اصلي كه بايد ذكر كرد، اصل اميدواري و تسليم ناپذيري يا مقاومت است. چرا كه ياس و تسليم شدن يعني شكست را پذيرفتن و براي شكستهاي پياپي آتي خود را آماده كردن. اگر اميدوار نباشيم، يعني به اصل اميد در زندگي اعتقاد نداشته باشيم، ديگر نميتوانيم تصور كنيم فرصتي در آينده پيش رويمان خواهد بود. پس در لحظه نااميدي بايد به اين فكر كرد كه اوضاع هر لحظه ممكن است و ميتواند به سود ما تغيير كند. تسليم ناپذيري و ايستادگي هميشه رمز موفقيت بوده است و خواهد بود. آنان كه تسليم را پذيرفتهاند، هرگز در جهاني كه عرصه مبارزه و تلاش است، به جايي نرسيدهاند. تفكر و تدبير چارهاي ديگر براي مهار فرصت است. چارلز كترنيك، مخترع مشهور، ميگويد: «من علاقهاي به گذشته ندارم. آينده است كه بايد در آن زندگي كنم، آينده را نيروهاي خارج از تسلط ما نميسازد، بلكه نحوه برخورد با مسائل است كه آينده را آنگونه كه بخواهيم، شكل ميدهد.» امرسون ميگويد: «روزي كه به پايان رسيد، فراموش كن. فردا روز ديگري است و آن را با فكر باز و قواي تازه و آماده آغاز كن. سعي كن از توانايیهايت براي بهتر زندگي كردن در همان روزي كه ميگذراني، استفاده كني. امروز را به حساب بياور و اميدها و آرزوهاي گرانقدر را با يادآوري بديهاي گذشته بر باد مده. اصل ديگري كه به تفكر و تدبير وابسته است، پندپذيري از خطاهاي گذشته است. هر فرصتي در واقع آزمايش است و بهترين آزمايشها آن است كه موجب اندرز شود. پيروزي از آن كسي است كه از خطاهاي خود پندبگيرد و فرصتهايي كه از دام عقل وي گريختهاند، پس از رفوي دام، به بند كشد. لازم است متانت و خونسردي خود را هنگام برخورد با فرصتها حفظ كنيم و از فرصتها بهترين استفاده را ببريم و به خدا توكل كنيم. «براي التيام بخشيدن به گذشته و امن كردن آينده فقط بگوييد: در گذشته خدا با من بود، در حال خدا با من است و در آينده خدا با من خواهد بود، تمام زمانها مثل هم هستند». ديروز روز تجربه بود و فردا روز اميد است. روز كاميابي جز امروز نيست. پس تا میتوانيم از معنويت كام برگيريم نه از معصيت. از جواني غافل نمانيم و از زندگي غافلان درس بگيريم. آيا ميدانيد زندگي غافلان دو بخش است: نيمه نخست به اميد نيمه دوم و نيمه دوم در حسرت نيمه نخست.
همان مراودهاي است كه در آن توجه مشترك، تمركز لازم، ابراز صريح و احترام آميز عقايد و احساسات رعايت ميشود و بيان عواطف توأم با آشنايي با تكنيك و مهارت ارتباطي و علائم غيركلاميانجام ميگيرد كه در آن گفتوگو و مكالمه برقراري تماس چشمي، لحن و تن صداي مناسب و... برقرار ميشود. «ديو رانتن» نويسنده كتاب پرفروش «زنان و مردان در گفت و شنود»، معتقد است كه در روش ابراز عقيده بين زن و مرد، تفاوتهاي بنياديني وجود دارد كه اين تفاوتها مانند دو زبان مختلف از دو فرهنگ متفاوت است. بر اين اساس، ارتباط كلاميبين زن و مرد به دشواري عبور از پلههاي شكننده بين دو فرهنگ است. هر چند تفاوت بين زنان و مردان در روشهاي ابراز عقيده و احساسات وجود دارد و زنان بيش از مردان به آشكار كردن شخصيت خود علاقه دارند و مردان نيز از سخنوري براي به دست آوردن كنترل و استقلال و ارتقای خود استفاده ميكنند، اما حقيقت آن است كه تفاوتهاي موجود در روشهاي كلامي بين زن و مرد اندك است و افراد هر دو گروه با يادگيري و آموزش مختصر و با استفاده از متدهاي صحيح ميتوانند از كلام واضح و روشن استفاده كرده و گفتوگوي سازنده داشته باشند.
اينگونه صحبت نكنيد يكي از روشهاي مهارتهاي كلامي، استفاده نكردن از جملاتي است كه شخصيت طرف مقابل را خرد كرده يا به گونهاي خشم او را بر ميانگيزد كه ادامه گفتوگو، غير ممكن ميشود. يكي از عوامل ايجاد مشكلات خانوادگي ميتواند پيامهاي منفي باشد كه در ارتباطات كلامياستفاده ميشود. براساس نتايج بررسيها چهار روش عمده كنش و واكنش گفتاري به شرح ذيل قابل بررسي است: 1- انتقاد: به معناي حمله به شخصيت و منش يك فرد مانند «خيلي خودخواهي، به جز خودت به هيچ كس ديگري فكر نميكني» و... است. 2- تحقير: به معناي توهين از روي عمد يا سوءاستفاده و خشونت زباني است، مانند: «نميدانم چرا گير مرد ناداني چون تو افتادم؟»، يا «از يه آدم مثل تو ديگه چه انتظاري ميشه داشت؟» 3- دفاع از اشتباه خود: به معناي انكار مسئوليت، بهانه آوردن و شكايت كردن است. «به من چه، كي گفته من بايد فلان كار رو انجام بدم؟»، يا «تو هميشه دير مياي، حالا يكدفعه من دير اومدم، مگه چيه؟» 4- انصراف و عقبنشيني: به معناي جواب شكايت را با سكوت بيجا دادن و سپس قهر و بيمحلي به همسر. هر كدام از اين موقعيتها ميتوانند به آتشفشاني از قهر، خشم و نفرت بينجامند كه معمولاً ميشود با يك گفتوگوي ساده از بروز آن جلوگيري كرد. جلوگيری از اتلاف وقت اگر بتوانيم فرصتهايي كه در زندگي پيش ميآيد از دست ندهيم، توانستهايم به نوعي فرصتها را مهار كنيم. نخستين اصلي كه بايد ذكر كرد، اصل اميدواري و تسليم ناپذيري يا مقاومت است. چرا كه ياس و تسليم شدن يعني شكست را پذيرفتن و براي شكستهاي پياپي آتي خود را آماده كردن. اگر اميدوار نباشيم، يعني به اصل اميد در زندگي اعتقاد نداشته باشيم، ديگر نميتوانيم تصور كنيم فرصتي در آينده پيش رويمان خواهد بود. پس در لحظه نااميدي بايد به اين فكر كرد كه اوضاع هر لحظه ممكن است و ميتواند به سود ما تغيير كند. تسليم ناپذيري و ايستادگي هميشه رمز موفقيت بوده است و خواهد بود. آنان كه تسليم را پذيرفتهاند، هرگز در جهاني كه عرصه مبارزه و تلاش است، به جايي نرسيدهاند. تفكر و تدبير چارهاي ديگر براي مهار فرصت است. چارلز كترنيك، مخترع مشهور، ميگويد: «من علاقهاي به گذشته ندارم. آينده است كه بايد در آن زندگي كنم، آينده را نيروهاي خارج از تسلط ما نميسازد، بلكه نحوه برخورد با مسائل است كه آينده را آنگونه كه بخواهيم، شكل ميدهد.» امرسون ميگويد: «روزي كه به پايان رسيد، فراموش كن. فردا روز ديگري است و آن را با فكر باز و قواي تازه و آماده آغاز كن. سعي كن از توانايیهايت براي بهتر زندگي كردن در همان روزي كه ميگذراني، استفاده كني. امروز را به حساب بياور و اميدها و آرزوهاي گرانقدر را با يادآوري بديهاي گذشته بر باد مده. اصل ديگري كه به تفكر و تدبير وابسته است، پندپذيري از خطاهاي گذشته است. هر فرصتي در واقع آزمايش است و بهترين آزمايشها آن است كه موجب اندرز شود. پيروزي از آن كسي است كه از خطاهاي خود پندبگيرد و فرصتهايي كه از دام عقل وي گريختهاند، پس از رفوي دام، به بند كشد. لازم است متانت و خونسردي خود را هنگام برخورد با فرصتها حفظ كنيم و از فرصتها بهترين استفاده را ببريم و به خدا توكل كنيم. «براي التيام بخشيدن به گذشته و امن كردن آينده فقط بگوييد: در گذشته خدا با من بود، در حال خدا با من است و در آينده خدا با من خواهد بود، تمام زمانها مثل هم هستند». ديروز روز تجربه بود و فردا روز اميد است. روز كاميابي جز امروز نيست. پس تا میتوانيم از معنويت كام برگيريم نه از معصيت. از جواني غافل نمانيم و از زندگي غافلان درس بگيريم. آيا ميدانيد زندگي غافلان دو بخش است: نيمه نخست به اميد نيمه دوم و نيمه دوم در حسرت نيمه نخست.
يكي از روشهاي مهارتهاي كلامي، استفاده نكردن از جملاتي است كه شخصيت طرف مقابل را خرد كرده يا به گونهاي خشم او را بر ميانگيزد كه ادامه گفتوگو، غير ممكن ميشود. يكي از عوامل ايجاد مشكلات خانوادگي ميتواند پيامهاي منفي باشد كه در ارتباطات كلامياستفاده ميشود.
براساس نتايج بررسيها چهار روش عمده كنش و واكنش گفتاري به شرح ذيل قابل بررسي است:
1- انتقاد: به معناي حمله به شخصيت و منش يك فرد مانند «خيلي خودخواهي، به جز خودت به هيچ كس ديگري فكر نميكني» و... است.
2- تحقير: به معناي توهين از روي عمد يا سوءاستفاده و خشونت زباني است، مانند: «نميدانم چرا گير مرد ناداني چون تو افتادم؟»، يا «از يه آدم مثل تو ديگه چه انتظاري ميشه داشت؟»
3- دفاع از اشتباه خود: به معناي انكار مسئوليت، بهانه آوردن و شكايت كردن است. «به من چه، كي گفته من بايد فلان كار رو انجام بدم؟»، يا «تو هميشه دير مياي، حالا يكدفعه من دير اومدم، مگه چيه؟»
4- انصراف و عقبنشيني: به معناي جواب شكايت را با سكوت بيجا دادن و سپس قهر و بيمحلي به همسر. هر كدام از اين موقعيتها ميتوانند به آتشفشاني از قهر، خشم و نفرت بينجامند كه معمولاً ميشود با يك گفتوگوي ساده از بروز آن جلوگيري كرد.
اگر بتوانيم فرصتهايي كه در زندگي پيش ميآيد از دست ندهيم، توانستهايم به نوعي فرصتها را مهار كنيم. نخستين اصلي كه بايد ذكر كرد، اصل اميدواري و تسليم ناپذيري يا مقاومت است. چرا كه ياس و تسليم شدن يعني شكست را پذيرفتن و براي شكستهاي پياپي آتي خود را آماده كردن. اگر اميدوار نباشيم، يعني به اصل اميد در زندگي اعتقاد نداشته باشيم، ديگر نميتوانيم تصور كنيم فرصتي در آينده پيش رويمان خواهد بود. پس در لحظه نااميدي بايد به اين فكر كرد كه اوضاع هر لحظه ممكن است و ميتواند به سود ما تغيير كند.
تسليم ناپذيري و ايستادگي هميشه رمز موفقيت بوده است و خواهد بود. آنان كه تسليم را پذيرفتهاند، هرگز در جهاني كه عرصه مبارزه و تلاش است، به جايي نرسيدهاند. تفكر و تدبير چارهاي ديگر براي مهار فرصت است. چارلز كترنيك، مخترع مشهور، ميگويد: «من علاقهاي به گذشته ندارم. آينده است كه بايد در آن زندگي كنم، آينده را نيروهاي خارج از تسلط ما نميسازد، بلكه نحوه برخورد با مسائل است كه آينده را آنگونه كه بخواهيم، شكل ميدهد.» امرسون ميگويد: «روزي كه به پايان رسيد، فراموش كن. فردا روز ديگري است و آن را با فكر باز و قواي تازه و آماده آغاز كن. سعي كن از توانايیهايت براي بهتر زندگي كردن در همان روزي كه ميگذراني، استفاده كني. امروز را به حساب بياور و اميدها و آرزوهاي گرانقدر را با يادآوري بديهاي گذشته بر باد مده. اصل ديگري كه به تفكر و تدبير وابسته است، پندپذيري از خطاهاي گذشته است. هر فرصتي در واقع آزمايش است و بهترين آزمايشها آن است كه موجب اندرز شود. پيروزي از آن كسي است كه از خطاهاي خود پندبگيرد و فرصتهايي كه از دام عقل وي گريختهاند، پس از رفوي دام، به بند كشد. لازم است متانت و خونسردي خود را هنگام برخورد با فرصتها حفظ كنيم و از فرصتها بهترين استفاده را ببريم و به خدا توكل كنيم. «براي التيام بخشيدن به گذشته و امن كردن آينده فقط بگوييد: در گذشته خدا با من بود، در حال خدا با من است و در آينده خدا با من خواهد بود، تمام زمانها مثل هم هستند». ديروز روز تجربه بود و فردا روز اميد است. روز كاميابي جز امروز نيست. پس تا میتوانيم از معنويت كام برگيريم نه از معصيت. از جواني غافل نمانيم و از زندگي غافلان درس بگيريم. آيا ميدانيد زندگي غافلان دو بخش است: نيمه نخست به اميد نيمه دوم و نيمه دوم در حسرت نيمه نخست.
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان