6 بهمن 1387, 0:0
علی (علیه السلام) میفرماید: "اِحتَجِبْ عَن الغَضَبِ بِالْحِلْمِ وغُضّ عَن الْوَهْمِ بِالفَهْم"[1]:
شرح غررالحکم/ج 2،/ص 199
غضب را توسط حلم بپوشان و از وهم توسط فهم چشم پوشی کن.
(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
حجاب، دوطرفه است، یعنی اگر بدی، حجاب خوبی است، خوبی هم حجاب بدی است. اگر بَدان به انجام فضایل موفّق نیستند، نیکان از انجام رذایل منزّه هستند و همان گونه که غرور و غفلت، حجاب موعظه است، پندشنوی و موعظهپذیری هم حجاب "غَرّه" و غفلت است. شما در نماز تاثیر و تاثّر متقابل میبینید، یعنی همان طور که: "اِنّ الصّلوة تَنهی عنِ الفحشاءِ وَالمُنکَر"[2] باید گفت: "اِنّ الفَحشاء وَالمُنکَر یَنهَیانِ عَن الصلاة" اگر نماز جلو زشتی را میگیرد و نمازگزار، کار زشت نمیکند، انسان تبهکار هم توفیق اقامه نماز پیدا نمیکند. به عبارت دیگر هم نماز، حجاب بَدی است و هم بَدی، حجاب نماز است.
در بیانات نورانی امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده که "البِطْنَةُ تَحْجُبُ الفطنة"[3]: پرخوری، جلو فطانت و هوشمندی را میگیرد. کسی که بیش از اندازه غذا میخورد و پرخوری می کند به طوری که آروغش در کنار سفره به گوش دیگران میرسد ! هرگز حکیم و فرزانه نخواهد شد؛ زیرا روح الهی، که امانت خداست، مجبور می شود این بدن را اداره و تمام وقت خود را صرف زباله روبی و جذب و دفع مواد زاید کند؛ مثل این که، شما حکیمی الهی یا استاد متخصّصی را رفتگر شهر قرار بدهید. وقت او صرف کاری که در شأن او نیست میشود و از کار اصلی باز میماند. پس پرخوری، مانع هوشمندی است. عکس آن نیز درست است که باید گفت: "الفِطْنَةُ تَحجُبُ البِطْنَة": حکیم فرزانه پرخور نیست. اکثر بیماریهای ما بیماریهای گوارشی و ناشی از پرخوری و بدخوری است، خیال میکنیم هر چیزی را که بر سر سفره نهادهاند یا هر چه اشتها داریم باید بخوریم. علی (علیه السلام) میفرماید: "اِحتَجِبْ عَن الغَضَبِ بِالْحِلْمِ وغُضّ عَن الْوَهْمِ بِالفَهْم"[4]: همان طور که غضب، جلو حلم و بردباری را میگیرد و انسان عصبانی کمتر توفیق صبر و بردباری پیدا میکند، انسان حلیم و بردبار هم کمتر عصبانی میشود. اینها حجابهای متقابلند و همان گونه که اگر کسی به مغالطههای فکر مبتلا شود، به دام وَهم میافتد؛ زیرا در مدار بسته "واهمه" زندگی میکند و در فضای سبز و باز "فاهمه" نیست. نیز اگر کسی در فضای سبز و باز فاهمه باشد از خطر واهمه مصون است. پس فهم و وهم، حجابهای علمی متقابل هستند.
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان