13 مهر 1394, 13:51
خاطراتى از عالم تأثیرگذار
«در زمان کودکى من مرحوم آیت الله سید على اکبر آیت اللّهى[14] نماز جمعه را با شکوه متناسب اقامه مى فرمود. او به حق عالمى متعبّد و وارسته و متصلّب و محکم در امر دین بود و لذا مردم هم ارادت و اعتقادى بسیار عمیق به او داشتند و از نشانه هاى کمال ارادت آنها که با چشم خود هنگام ارتحال آن عالم بزرگ دیدم، این که جمعى از مؤمنان گرد جنازه محترم ایشان که در صحن مقبره پدر عالى قدرش بعد از غسل و نماز گزارده شده بود تا صبح سینه زده و عزادارى نمودند...
خطبه هاى نماز جمعه را آن مرد پاک با وقارى خاص و طمأنینه اى لایق مى خواند. براى انجام آن وظیفه الهى تجمّلى مخصوص با خضاب و لباس و دلى نورانى که موجب تأثر موعظه شان در قلوب مستعد و آماده بود، مى خواندند...
اعتراف مى کنم لذّتى که آن وقت از استماع خطبه جمعه برده ام تا این لحظه در کامم باقى مانده است و هنوز شیرینى معنوى آن را احساس مى کنم.
غیر از شرکت در نماز جمعه، خاطره هایى دیگر از معظم له دارم که بعضى آنها به طور حتم در زیر بناى عقیدتى من سهم وافر داشته و تا کنون هم دارد و بدون تردید براى دیگران نیز مؤثر بوده است...»[15]
دلبستگى به آیت الله حق شناسآیت الله شب زنده دار ارادت ویژه به استادش آیت الله حق شناس[16] دارد و در بعضى از نوشته هایش از آن بزرگوار به استاد عزیزتر از جانم تعبیر مى کند و در مناسبتهاى مختلف به یاد آن بزرگوار مى افتد و نکته اى از ایشان نقل مى کند. مقام استاد در نظرش به حدّى است که گاهى در مقام توسّل و دعا و عرض حاجت به درگاه الهى، خدا را به ایشان و دردها و آلام درونى وى سوگند مى دهند و این مطلبى است که براى بنده نقل کرده اند.
دورانى که براى ایّام تبلیغى ماه مبارک رمضان و ماه محرم و صفر به جهرم مى آمد با آنکه خانه پدرى ایشان بود و دوستان و رفقا نیز مقدم ایشان را در خانه هایشان ارج مى نهادند، نوعاً در اوقات فراغت در منزل استادش آیت الله حق شناس و کنار آن مرد بزرگ به سر مى برد. گویا بهترین لحظات عمر خود را زمانى مى دانست که در حضور آن بزرگوار باشد. از این رو شبهاى بسیارى را پس از پایان منبر و سخنرانى به خانه وى مى رفت و در آنجا استراحت مى کرد.
شگفت انگیز آنکه این رابطه روحى دو طرفه به حدّى است که گاهى در عالم خواب استاد بزرگوار خود را مى بیند و در رؤیا اشارات و الهاماتى از ایشان مى گیرد. نامه هایى که میان استاد و شاگرد ردّ و بدل شده و برخى از آنها را بنده مشاهده کرده است، گویاى کمال صمیمیت این دو بزرگوار نسبت به هم است.
بهر حال شخصیت آن مرد بزرگ در جان و وجود ایشان نفوذ کامل کرده است و از این رهگذر، ادب و کمال، ایثار و تواضع و اخلاص در عمل و مزایاى برجسته دیگرى که آن بزرگوار داشت، به ایشان منتقل شده است.[17]
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان