24 آبان 1393, 13:54
ابو حامد غزالی می گوید :
«اما دعای شروع نماز که آغاز ان با این جمله است :
«وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا مسلما»
مراد از «وجه » در این جمله «وجه ظاهری» که بسوی قبله می باشد نیست و خدای ، مقدس و منزه از آن است از اینکه محدود به جهات شود(مانند انسان) تا اینکه بتوان روی ظاهری را به سوی او نمود. و مراد از «وجه» ، قلب است که بوسیله آن به خالق آسمانها و زمین توجه می شود . پس بنگر ، ایا قلبت متوجه به آرزوها ومسائل درون خانه و بازار و پیروی شهوات است یا اینکه به خالق آسمانها و زمین توجه دارد؟ و بر حذر باش از اینکه آغاز مناجات با خدا از سر کذب و نادرستی باشد و هرگز قلب تو بسوی خدا متوجه نمی گردد، مگر اینکه از غیر او منصرف باشد.
پس سعی کن که همواره از غیر او منصرف باشی و اگر امکان این تو جه را دائما نداری باید دراین مسیر بکوشی ، تا لااقل به هنگام نماز سخنت راست باشد و فقط او را بخوانی . و اگر «حنیفا مسلما» گفتی ، سزاوار است ، به ذهنت بیاوری که «مسلم» کیست؟
«مسلم » کسی است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند .
و اگر اینگونه نبودی دروغگو هستی ، پس کوشش کن و آهنگ آن داشته باشش که در اینده اینگونه باشی ، و از گذشته احوال ، بازگشت نموده، توبه کنی .
و چون گفتی «وما انا من المشرکین» شرک خفی را بیاد آر که قول خداوند متعال را در این آیه «پس کسی که امید به لقای پروردگارش دارد ، باید عمل صالح انجام دهد و احدی را شریک خداوند قرار ندهد[1]» در باره فردی که عبادت را به نیت خداوند و مدح مردم انجام می دهد ، ناز ل شده است . ولی تو برحذر از این شرک باش . پس شرمنده باش از اینکه خود را به صفتی وصف می نمایی (من از مشرکین نیستم) که از این صفت ، کاملا مبری نیستی، زیرا که همراهی هم بر قلیل و هم بر کثیر آن اطلاق می گردد . (یعنی اندکی نیز شرک داشته باشی ، باز هم به تو مشرک گفته می شود .) و هنگامی که می گویی «محیای و مماتی لله » بدان ! که این جمله بیانگر حال بنده ای است که به خود باقی نبوده ، موجود به آقا و معبود خویش میباشد. اگر این سخن از کسی صادر شد که رضاء و غضبش و قیام و قعودش و رغبتش به زندگی و ترس او از مرگ ، برای امور دنیا است ، وضعیت او مناسبتی با این جمله ندارد.[2]»
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان