13 مهر 1394, 13:51
رویارویى با حاکمیت
آیت الله سید محمد صدر قصد داشت، سالروز ولادت با سعادت حضرت مهدى(علیه السلام)در 15 شعبان (1419 هـ .ق.) همراه شیعیان و مریدان خود از نجف براى زیارت امام حسین(علیه السلام) به کربلا مشرّف شود که با مخالفت رژیم بعث عراق روبه رو شد. حکومت مى ترسید، مردم در مسیر راه علیه رژیم صدام تظاهرات برگزار کنند. آیت الله صدر که اوضاع را این گونه دید به همه دستور داد براى حفظ جان خود برگردند.([42])
وى جمعه همان هفته، 19 شعبان (1419هـ .ق.) خطبه اى تاریخى ایراد کرد. او در این سخنرانى، رژیم صدام را خادم و نوکر اسرائیل معرفى کرد. و در این باره گفت:
«همانا مستعمرین از دین مبین اسلام، کراهت دارند و با هر مکر و حیله و هر وسیله اى مى خواهند مظاهر اسلامى را تضعیف و نابود کنند. به عنوان نمونه، مراسم زیارت، چاپ کتب دینى، ایراد سخنرانى و صلوات فرستادن را تضعیف مى کنند. به همین علت است که نماز جمعه در چشم استعمار گران، مخصوصاً اسرائیل عظمت دارد، زیرا نماز جمعه باعث عزت مذهب و دین و مایه هدایت مردم است.»([43])
سپس در ادامه سخنرانى اقدام صدام در بستن راه زائران را، به اقدام متوکل عباسى، تشبیه کرد و در پایان خطبه ها از عالمانى که در برابر این واقعه سکوت کردند، انتقاد کرد و گفت:
«بروید و از آنها (علما) سوال کنید که سبب این سکوت که مثل سکوت قبرهاست، چیست.»
وى در خطبه هاى بعدى تا زمان شهادت، بسیار تند و صریح صحبت کرد و از حزب بعث عراق انتقادهاى بسیارى نمود.
خطیب کفن پوش
صدام حسین رئیس جمهور عراق که از خطبه هاى آتشین هفته هاى اخیر سید، ناراحت و عصبانى بود، از آیت الله صدر خواست از برپایى نماز جمعه خوددارى کند ولى ایشان این پیشنهاد را رد کرده و گفت:
بر من واجب است که تکلیفم را انجام دهم.([44])
آیت الله سید محمد صدر براى برپایى آخرین نماز جمعه، در حالى که پارچه اى سفید به نشانه کفن روى دوش خود انداخته بود، با گامهاى استوار و با شجاعت به طرف مسجد کوفه، محل برپایى نماز جمعه، حرکت کرد.
وى که به خاطر ترور عده اى از نمایندگان و نزدیکانش([45]) توسط حزب بعث ناراحت بود، گفت:
من بارها گفته ام ترور هر کدام از مؤمنین مثل ترور من است. زیرا مؤمنین پیکر واحدى هستند که اگر به عضوى صدمه وارد شود، دیگر عضوها بى قرار مى شوند.([46])
سپس دعاى مفصّلى خواند و به 14 معصوم(علیهم السلام)پاک سلام داد. همچنین نکاتى را درباره قیام سیدالشهدا(علیه السلام) و مسائلى پیرامون مراسم عزادارى اموات ذکر کرد. گویا مى دانست روزهاى آخر عمر اوست، زیرا این خطبه بوى شهادت مى داد.
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان