24 آبان 1393, 13:55
ورود شخص ثالث، خواهان، دعوا ، خوانده
نویسنده : خسرو بهمن یار
دعوای اصلی را همواره خواهان علیه خوانده اقامه میکند و معمولاً با مشارکت همین دو طرف به آن رسیدگی و به صدور رأی قطعی میانجامد در عین حال این احتمال وجود دارد که شخص ثالثی از دعوایی که بین خواهان و خواندۀ اصلی در جریان است اطلاع حاصل نموده و احساس کند حقوقی از وی در معرض تضییع است و با ورود در دادرسی در مقام حفظ آن برآید.
1- دعوائی قبلاً طرح شده باشد.
2-دعوا در جریان رسیدگی باشد. (رسیدگی بدوی یا تجدیدنظر)
3-نفعی برای شخص ثالث قابل تصور باشد.
4-ورود شخص ثالث دادخواست لازم دارد.
5-رسیدگی به دعوای اصلی منوط به رسیدگی به دعوای ورود ثالث باشد.
6-دعوا به منظور تبانی و یا تأخیر در رسیدگی به دعوای اصلی نباشد.
1- اصلی: آن در صورتی است که شخص ثالث در موضوع دعوای اصلی برای خود مستقلاً حقی قائل باشد.
2- تبعی: مستقلاً حقی برای خود قائل نیست و به حمایت یکی از طرفین وارد دعوا شده و خود را ذینفع در مُحِق شدن یکی از طرفین دعوا میکند. در این مورد احتمال دارد دادگاهی نفع معنوی را هم مجوز دخالت ثالث بداند و یا حتی بیم ضرر و زیان را برای وارد کافی تشخیص دهد.
الف) تبانی وارد ثالث با یکی از طرفین دعوا برای تطویل دعوای اصلی
ب) تأخیر دادرسی.
اگر دادگاه سوءنیت را احراز نماید باید دعوای ثالث را از دعوای اصلی تفکیک نموده به هر یک جداگانه رسیدگی نماید. پس اگر دادگاه تشخیص دهد که تبانی و یا تطویل دادرسی وجود دارد.یا اگر طرف مقابل که ورود ثالث به زیان او است دلائلی به دادگاه ارائه دهد که ورود ثالث مبنی بر تبانی یا تأخیر در رسیدگی است دادگاه تکلیف دارد قبل از رسیدگی به اصل دعوا، تکلیف ایراد مذکور را معین کند.
وارد ثالث باید ضمن ارائه دادخواست تمام شرایط آن را فراهم کند. رونوشت مدارک و ضمائم دادخواست به تعداد طرفین دعوای اصلی بعلاوه یک نسخه باشد. پس از تکمیل، وقت رسیدگی دعوای اصلی به ثالث اعلام شده و نسخهای از آن و ضمائم برای طرفین ارسال میگردد. طرفین میتوانند ایراداتی از جمله اهلیت، سمت، ذینفع بودن شخص ثالث و عدم ارتباط دعوای او با دعوای اصلی را وارد کنند که در این صورت دادگاه به ایرادات رسیدگی خواهد کرد. به هر حال دادخواست و سایر ترتیبات دادرسی در مورد ورود شخص ثالث در هر مرحله اعم از نخستین یا تجدید نظر مطابق مقررات عمومی راجع به آن مرحله خواهد بود.
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان