13 دی 1396, 15:31
قال علی (ع) : « ألأمُ النّاسِ المُغتابُ » (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ، حدیث 4427)
غیبت ، متذکّر شدن و فهماندن عیب و نقص کسی در غیاب او، به دیگران است. به عبارت دیگر غیبت آن است که در غیاب کسی چیزی را در موردش بگویند که باعث ناراحتی او بشود.[1] مسلماً یکی از گناهان بسیار زشت که برخی از انسانها به آن مبتلا میباشند غیبت کردن دیگران است. چه بسا عدم توجه انسان به پستی و زشتی چنین کاری ، او را به این کار وا میدارد.
خداوند در قرآن میفرماید :
« یا أیّها الذّینَ آمنُوا... و لایَغتَب بعضُکُم بَعضاً أیُحِبُّ أحدُکُم أن یَأکُلَ لَحمَ أخِیهِ مَیتاً فَکَرِهتُمُوُه »[2]
ای کسانیکه ایمان آوردهاید... و بعضی از شما بعضی دیگر را غیبت نکنید. آیا شما دوست دارید گوشت برادر مرده خود را بخورید ، البته که از آن کراهت دارید.
خداوند دراین آیه به مؤمنان نهیب میزند که مرتکب چنین گناهی نشوند. و چه پستی و زشتیای بالاتر از این که انسان گوشت برادر مرده خود را به دندان بگیرد و بخورد.
حضرت علی (ع) میفرماید : مبغوضترین مخلوقات نزد خداوند شخص غیبت کننده است.[3]
در واقع کسی که غیبت دیگران را میکند با غیبت خود دو کار انجام میدهد : یکی اینکه سعی میکند تا دیگری را بیآبرو کند ؛ دوم آنکه بدین وسیله برای کسب وجاهت و آبروی خود دست و پا میزند و در حقیقت ترور شخصیت دیگران را مایه حفظ آبروی خود میپندارد و به اصطلاح شخصیّت خود را در گرو مردن و پایمال کردن آنها میبیند.[4]
بنابراین نه تنها انسان نباید مرتکب غیبت دیگران بشود ، بلکه باید در جایی که میبیند از برادر مؤمنش غیبت میشود ؛ آنها را از این کار باز دارد و در مقام دفاع و حمایت از برادر مؤمن خویش برآید و اگر قادر نیست آنها را از عمل زشتشان باز دارد لاأقل به نشانه اعتراض مجلس غیبت را ترک کند.
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان