27 فروردین 1396, 23:18
بحث خود را با حدیث زیبایی از امام صادق(ع) شروع میکنیم که می فرمایند: «دوست ندارم جوانان شما را ببینم مگر در دو حالت:دانشمند(عالم) یا دانشجو(متعلم).» همانطور که در این حدیث زیبا مشاهده می شود امام ششم ما حساسیت زیادی روی مقوله دانش و دانشورزی دارند و تنها این دو حالت را برای جوانان می پسندند. حال باید هر جوانی وظیفه خود را به عنوان علاقه مند و ارادتمند امام(ع) به روشنی بداند که راهی جز حرکت در مسیر علم و رشد فکری نداریم. بعد از روشن شدن وظیفه ممکن است سؤالی ذهن ما را به خود مشغول کند که چه راه ها و ابزاری وجود دارد که ما را در این مسیر کمک می کند؟ در پاسخ باید گفت:راه های مختلفی وجود دارد و یکی از مهمترین آنها سؤال است، چنانکه قرآن کریم می فرماید: فسالوا اهل الذکر إن کنتم لا تعلمون؛ یعنی اینکه از اهل فن سؤالی کنید اگر نمی دانید و پیامبر(ص) در تشبیه زیبایی می فرماید:«دانش گنجینه ای است و کلید آن پرسش است.» حال با توجه به مطلب فوق روشن می شود که باید به عنوان یک جوان همواره به دنبال کسب علم و علم اندوزی باشیم و وقت خود را به بیهودگی هدر ندهیم و برای کسب علم و ریشه فکری باید از ابزار مهمی به نام سؤال بهره ببریم در این جا لازم به نظر می رسد که از نوع پرسیدن هم سخن به میان آید چرا که گاه دیده می شود جوانان بیجا سؤال می پرسند یا اینکه سؤال را وسیله ای برای سختی انداختن طرف مقابل به کار می گیرند لذا ذکر نکاتی در زمینه آداب پرسش و پرسش گری از دیدگاه قرآن و عترت لازم به نظر می رسد؛پرسشگر باید شرایطی را قبل از پرسیدن خود مورد توجه قرار دهد تا بتواند از پرسش خود بهترین نتیجه را بگیرد.در یک نگاه پرسش خود را به انگیزه صحیح و منطقی بپرسد.جوان سؤال کننده باید بداند به چه چیزی جهل دارد و غرض او از این پرسش چیست و با قصد و غرض به سراغ سؤال برود و نیز پرسشگر باید به گونه ای زیبا و نیکو سؤال خود را مطرح و ادب خود را به شکل کامل رعایت نماید. حال در حد مختصر و اشاره به بیان شرایط و آداب پرسش در اسلام می پردازیم: شرط اول: پرسشگر باید خواهان روشن شدن نسبت به آنچه نمی داند باشد نه آنکه خود را دانا بداند و بخواهد تا طرف سؤال را به گمان خود آزمایش کرده تا او را به دشواری و احیانا رسوایی بیفکند. چنانکه امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید:«سل تفقها و لا تسل تعنتا» یعنی اینکه باید پرسش برای کسب فهم و اطلاعات باشد نه برای به سختی انداختن طرف مقابل. شرط دوم:پرسش به لحاظ ظاهری نیز باید نیکو مطرح شود.چنانکه رسول خدا(ص) می فرماید:«من احسن السؤال علمٌ و من احسن السؤال» یعنی اینکه کسی که نیکو پرسش می کند دانایی دارد و کسی که دانا باشد نیکو پرسش می کند. شرط سوم:سؤال کننده جوان ما باید سؤالاتی را بپرسد که مرتبط با او باشد و از سؤالات بی ربط یا غیرعقلانی پرهیز کند.امام صادق(ع) وقتی که ابوبصیر که یکی از یاران خاص اوست درباره سخن گفتن رعد پرسش نمود در خطاب به او فرمود:«یا ابا محمد سل عمّا یعنیک و دع ما لا یغنیک» یعنی اینکه آنچه که به تو ارتباط دارد پرسش کن و آنچه که درخور فهم تو نیست واگذار. با امید به آنکه همواره در مسیر علم و دانش باشیم و بتوانیم از پرسش در مسیر خویش نهایت بهره را ببریم.
نگاه واقعگرايانه به مشكلات
يكي از راههاي اصلاح سبك زندگي اين است كه افراد بياموزند زندگي هميشه مطلوب نيست، و چه دوست داشته يا نداشته باشند وجود مشكلات كوچك و بزرگ يكي از مهمترين حقايق دنياست. يكي از مسائلي كه افراد بايد بياموزند اين است كه زندگي مجموعهاي از مشكلات است، چه از آن شكايت كنيم يا براي حل مشكلات كاري كنيم. زندگي هميشه به شكلي كه ما دوست داريم عمل نميكند. اگر ميتوانستيم راه خودمان را برويم، كار سادهتر ميشد، احساس انصاف بيشتري ميكرديم و تفريح و لذت بيشتري هم داشتيم، درد و رنج برايمان باقي نميماند و مجبور نبوديم كار كنيم. اما زندگي هميشه اينگونه نيست و ما را با واقعیتها روبهرو میکند، اما واقعيت هم آموزگار بزرگي است که به ما كمك ميكند تا بياموزيم. ما چه دوست داشته يا نداشته باشيم وجود مشكلات يكي از مهمترين حقايق دنياست. بنابراين اگر دنيا را درك نكنيم و آن را به اين شكلي كه هست نپذيريم خواهان چيز ديگري خواهيم بود و هرگز به آن نخواهيم رسيد و همچنان شكايت خواهيم كرد. بنابراين وقتي واقعيت زندگي كردن را بهتر بشناسيم و با كاستيهاي آن به درستي كنار بياييم و مشكلات و دشواريها را به درستي مديريت و كنترل كنيم از زندگي بيشتر و بهتر استفاده و بهتر آن را درك ميكنيم و بينش درستي از زندگي به دست ميآوريم. وقتي ميدانيم زندگي دشوار است و آن را ميپذيريم ميتوانيم زندگي موثري داشته باشيم. يكي از تفاوتهاي بارز ميان انسانهاي موفق و آنهايي كه شكست خوردهاند را ميتوان در نگرش آنها در قبال مشكلات زندگي جستوجو كرد. ناكامها ميخواهند از مشكلات اجتناب كنند يا آنها را دور بزنند، اما موفقها مشكلات را ميپذيرند و به استقبال آنها ميروند، حتي اگر در اين ميان متحمل رنج و ناراحتي شوند. اشكال بسياري از مردم، صرف نظر از سن و سال آنها، اين است كه يا متوجه نيستند يا اين حقيقت را قبول ندارند كه زندگي با سختيهايي روبه روست. از اين رو به جاي اينكه خود را با مشكلات تطبيق دهند به جنگ با اين مشكلات ميروند، مرتب شكايت ميكنند، هم به خودشان غر ميزنند و هم به ديگران. مرتب مشكلات زندگي خود را بزرگ جلوه میدهند، طوري صحبت ميكنند كه انگار مشكلات آنها منحصر به فرد و زندگي براي ديگران راحتتر است، اما شكايت كردن مشكلات را از ميان برنمیدارد، تنها بر شدت مشكلات ميافزايد زيرا با شكايت بر ابعاد گرفتاري افزوده ميشود. شكايت كردن اقداميبراي نشاندن مشكلات بر دوش ديگران است. ما انسانها وقتي اين حقيقت را بپذيريم كه زندگي دشوار است متوجه ميشويم كه هر مساله خود فرصتي مطلوب است و چالشهاي زندگي را ميپذيريم و به جاي اينكه به سختيها اجازه بدهيم كه ما را مغلوب كنند، آنها را به عنوان آزموني براي خود مورد استقبال قرار ميدهيم و ميتوانيم با استفاده از آنها به استقبال مشكلات برويم. اين يك واقعيت قطعي است كه زندگي هميشه مطلوب نيست، و حقيقتي است كه بايد آن را هميشه به ياد داشته باشيم. بايد قبول كنيم حوادث بد براي انسانهاي خوب هم اتفاق ميافتد، گاه براي ديگران، گاه براي ما و اغلب به نظر ميرسد كه اين حوادث براي كساني روي ميدهد كه كمتر شايسته و سزاوار آن هستند. از آن گذشته گاه شاهديم اتفاقات خوب براي كساني روي ميدهد كه ابداً سزاوار آن نيستند.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان