دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آنارشیسم

No image
آنارشیسم

آنارشیسم، رواقیون، نهلیسم، انجمن‌های داوطلبان

آنارشیسم ‌‌‌Anarchism

واژه آنارشیسم ریشه در زبان یونانی دارد و ترکیبی از an و archos است.Archos به معنای تمرکز، سرور و رئیس است. پیشوند an هم برای منفی کردن به کار می‌رود. پس می‌توان سروری ستیزی یا حکومت ستیزی را معادلهایی برای این واژه دانست. آنارشیزم یا سروری ستیزی در اصطلاح، جنبش و نظریه‌ای سیاسی است که عقیده دارد مرجعیت و قدرت سیاسی در هر شکلی ناپسند و نالازم است و لذا خواهان برافتادن هرگونه دولت و جایگزینی انجمنهای آزاد و گروههای داوطلب به جای آن است.

ریشه نظریات آنارشیستی را در یونان باستان می‌توان یافت. برخی قرائتهای رواقیگری نیز شباهتهایی با اندیشه‌های آنارشیستی دارد. ولی این اندیشه و جنبش سیاسی مربوط به دوران جدید و در مقابل حکومت مدرن است که در اواخر قرن هجدهم و به دنبال انقلاب فرانسه به وجود آمده است. اولین کسی که خود را آنارشیست نامید پرودون فرانسوی(1809 - 1865) بود. او با کتاب مالکیت چیست، آنارشیسم را به صورت یک جنبش اجتماعی درآورد. او در این کتاب اعلام کرد که سازمان سیاسی باید قدرتش را به یک سازمان اقتصادی – اجتماعی که متکی به شرکت داوطلبانه انسانهاست بدهد.[1]

آنارشیسم در قرن نوزده دستمایه الهام آثار ادبی مهمی گردید. مثل چهره‌پردازی آنارشیستی داستایوسکی در کتاب جن‌زدگان و تولستوی که او را یک آنارشیست مذهبی با دعاوی آشتی‌جویانه و صلح‌طلبانه قلمداد می‌کنند. او وجود دولت را با اصول مسیحیت ناسازگار می‌دید و می‌گفت تنها محبت است که بر مردم حکومت می‌کند.

آنارشیستهای انقلابی در طول قرن نوزدهم به اعمال تروریستی و کشتار سیاستمداران، پادشاهان و رؤسای جمهوری دست می‌زدند و حتی عده‌ای از آنارشیستها به ناصرالدین شاه هم سوء قصد کردند. کنگره بین‌المللی آنارشیست‌های جهان در سال 1877 تشکیل شد؛ اما هرگز نتوانستند سازمان پایداری برای خود برپا کنند. البته سندیکالیسم که شاخه‌ای از آنارشیسم است در برخی کشورهای اروپا و آمریکای جنوبی به صورت جنبش گسترده توده‌ای درآمد و یا نهلیسم شاخه‌ای از جنبش آنارشیسم در روسیه، فعالیت داشت. اوج آنارشیسم در اسپانیا بود که با شکست نیروهای جمهوری خواه، حرکت آنارشیسم هم افول کرد، در ادامه این تفکر بیشتر در جنبش‌های مدافع صلح یا طرفداران حفظ محیط زیست یا سیاستهای سبز جلوه‌گر شده است. به این معنی که این جنبشها در مواضعی، از آنارشیسم الهام گرفته‌اند.[2]

روش علمی

از نظر روش‌های علمی، اقلیتی از آنارشیستها طرفدار روشهای خشونت‌آمیز و انقلابی هستند؛ اما اکثریت آنها به روش‌های آشتی جویانه و اصلاح طلبانه و مبتنی بر گفتگو معتقدند. هواداران این آموزه سیاسی بیشتر در میان غیر دانشگاهیان و خصوصاً نویسندگان داستانی یافت می‌شود. آنارشیسم در ارتکاز عموم جوامع معمولاً آموزه‌ای تخیلی و بیرون از واقعیت است، چرا که انسان‌ها به رغم همه آفتهایی که برای حکومت‌ها سراغ دارند ولی وجود آن را امری ضروری می‌دانند.

مدعای کانونی آنارشیسم دشمنی با حکومت سیاسی است؛ اما با این حال، نه تنها قدرت و مرجعیت سیاسی، بلکه هر گونه قدرت سازمان یافته دینی و اجتماعی را برنمی‌تابد. به همین جهت عده‌ای می‌گویند هر کسی اقتدار را انکار کند و با آن به ستیز برخیزد آنارشیست است. نظریه آنارشیسم برخلاف آنچه مشهور است خواهان هرج و مرج، آشوب و اغتشاش نیست و جامعه بی‌سامان را نمی‌طلبد؛ بلکه جامعه‌ای است که با همکاری آزادانه و همیاری داوطلبانه انتظام و انسجام یافته است.[3]

منابع :

[1]. بیات، عبدالرسول و دیگران؛ فرهنگ واوژه‌ها، قم، اندیشه، 1381، چاپ اول، ص 18.

[2]. فرهیخته، شمس‌الدین؛ فرهنگ فرهیخته، تهران، زرین، 1377، اول، ص 116- 113.

[3]. آشوری، داریوش؛ دانشنامه سیاسی، تهران، سهروردی، 1366، چاپ اول، ص 42 – 41.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز می‌باشد که تقریباً پرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم می‌دهد و کاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم می‌کند و به هر چیز و هر کس مقصودی اختصاص می‌دهد.
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
روش تحقیق وتفکر

روش تحقیق وتفکر

نویسنده محترم مقاله «نگرش انتقادى...» با هدف بررسى و تحقیق از عقب ماندگى علمى و صنعتى جامعه اسلامى به تحلیل فلسفه در میان مسلمانان پرداخته و از آنجا که فلسفه خاستگاه علوم و فنون در زمانهاى متاخر بوده، به این سؤال که چرا جوامع ما به لحاظ علمى عقب مانده است پاسخ گفته و ریشه آن را در وحدت فلسفه با دین و در نتیجه تقدس و قداست فلسفه و عدم نقد پذیرى و ثبات آن دانسته است.
Powered by TayaCMS