دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق مدرن

No image
اخلاق مدرن

كلمات كليدي : اخلاق مدرن، اخلاق سنتی، مدرنیته، نظام‌ سنتی، انسان مدرن، معرفت، عقاید دینی، جوامع مدرن

همان‌گونه که در بسیاری از عرصه‌های حیات صنعتی، هنری، اقتصادی، رفاه اجتماعی و غیره تحولات بی‌شماری رخ داده که از حیث کمیت وکیفیت آن چنان است که دوران جدید را دیگر نمی‌توان تداوم طبیعی و منطقی دوران گذشته دانست بلکه باید آن را تافته جدا بافته‌ای به شمار آورد که در ذات خود با دوران سنتی متفاوت است. عرصه اخلاق و ارزش‌های اخلاقی نیز شاهد چنین تحولی بوده که مدرن بودن از خصوصیات مهم آن است. آنچه امروز به عنوان ارزش‌های اخلاقی نیکو از آن یاد می‌شود به طور کلی با آنچه در گذشته مورد توجه بوده است متفاوت است.

تضاد با سنت[1] و بالطبع تضاد با اخلاق سنتی (که طبیعتا اخلاقی دینی است) یکی از شاخصه‌های اصلی دوران مدرنیته است. در عصر مدرنیته تجدیدنظر در همه جنبه‌های زندگی انسان به عنوان یک اصل مهم و حیاتی مدنظر است. هر امر تازه‌ای حاصل این تجدیدنظر و بازاندیشی است. همان‌گونه که گیدنز معتقد است ویژگی مدرنیته این نیست که از هر چیز نویی به خاطر نو بودنش استقبال می‌شود؛ چرا که در نظام‌های سنتی هم‌، چنین واکنشی کمابیش وجود دارد؛ بلکه ویژگی مدرنیته فرض بازاندیشی در همه چیز و انکار هر امر سنتی است و این بازاندیشی حتی خود را نیز شامل می‌شود.

تجدیدنظر، رویکرد جدید انسان مدرن به مساله معرفت است. معرفت در عصر مدرنیته هیچ‌گاه قطعی نیست و نسبیت و شکاکیت بر سرتاسر علوم حاکم است.[2] این بازاندیشی شامل همه عرصه‌های زندگی بشری شده، هر آنچه رنگ وبوی سنتی دارد را کنار گذاشته آنچه نو وتازه است پذیرفته می‌شود. بدین صورت، دین و اخلاقِ دینی به عنوان یک امر سنتی کنار رفته دین‌های خود ساخته و اخلاق من‌درآوردی (سکولار) جانشین آن می‌شوند.

برخی از جامعه‌شناسان با تقسیم جوامع به دو دسته سنتی و مدرن، عقاید دینی را مختص ساخت‌های سنتی دانسته معتقدند با انتقال جوامع سنتی به ساخت مدرن، تحولات بنیادی در باورهای دینی و ارزش‌های اخلاقی مردم ایجاد می‌شود؛ زیرا این باورها وارزش‌ها نه تنها در جوامع مدرن کارکرد خود را از دست می‌دهند؛ بلکه گاهی به موانعی در راه رشد وترقی فردی واجتماعی بدل می‌گردند.[3]

به این ترتیب در عصر مدرن معیارهای اخلاقی نیز به طور کلی با آنچه که بشر به صورت سنتی قبول داشت ومطابق آنها عمل می‌نمود فرق دارد. این تفاوت فقط در شکل ظاهری رفتارهای اخلاقی انسان جدید نیست؛ بلکه اساسا ارزش‌های حاکم بر زندگی او تغییر کرده و به سبب تفاوت در نوع نگاهش به حیات این جهانی، رویه جدیدی در رفتارهای اخلاقی و تخلق به صفات مختلف برگزیده است. اگر زمانی حسادت از صفات زشت انسانی بود، امروزه به عنوان یکی از عوامل تحرک انسان‌ها برای سامان دادن به حیات جمعی محسوب می‌شود. به طور کلی هر آنچه روزگاری یکی از صفات بد وغیرقابل قبول تلقی می‌گشت امروزه جای خود را عوض کرده وتبدیل به یک صفت پسندیده مدرن گشته است، به نحوی که نه تنها متصف به آن مورد مذمت قرار نمی‌گیرد و خود نیز از داشتن چنین صفتی شرمنده نیست؛ بلکه چه بسا مورد تشویق نیز واقع می‌شود و به سبب داشتن چنین صفتی خود را شایسته احترام می‌داند. یکی از مدافعان اخلاق سکولار در این‌باره چنین می‌گوید:

آنچه روزگاری در اخلاقِ دینی رذیلت محسوب می‌شد، در دوران مدرن فضیلت به حساب آمده وجای خود را با آن عوض می‌کند. بر جوانب مذموم وجود انسانی وابعاد قبیح اخلاقی او مهر صحت و رسمیت زده می‌شود؛ چرا که خودخواهی وسودجویی وخودنمایی ولاف‌زنی واسراف، که همه مورد طعن عالمان اخلاقِ دینی است، خدمت مهمّی به تعدیل وتعادل معیشت جمعی می‌کنند. اگر سیئات فردی حذف شوند و همگان راه زهد و قناعت را در پیش گیرند، نظام زندگی مختلّ خواهد شد و رشته معیشت جمعی گسیخته خواهد گشت. سودجویان وزیادت‌طلبان و آزمندان و خوشگذران‌ها هستند که بازار تجارت را پر رونق می‌دارند؛ ... واگر روزی جهان، از این اغراض و امیال پست و مذموم تهی شود، مرگ و خفتگی، معیشت جمعی را در کام سرد خود خواهد کشید. خلاصه آنکه در جهان امروز عقل تابع نفس شده و بیرون به جای درون نشسته و رذیلت‌ها همنشین فضیلت‌ها شده‌اند.[4]

به نظر می‌رسد جمله آخر این نویسنده را باید چنین اصلاح کرد: «و رذیلت‌ها جانشین فضیلت‌ها شده‌اند»؛ چرا که با فضیلت محسوب شدن کبر در برابر تواضع دیگر نمی‌توان از هم‌نشینی آن دو سخن گفت.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز می‌باشد که تقریباً پرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم می‌دهد و کاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم می‌کند و به هر چیز و هر کس مقصودی اختصاص می‌دهد.
روش تحقیق وتفکر

روش تحقیق وتفکر

نویسنده محترم مقاله «نگرش انتقادى...» با هدف بررسى و تحقیق از عقب ماندگى علمى و صنعتى جامعه اسلامى به تحلیل فلسفه در میان مسلمانان پرداخته و از آنجا که فلسفه خاستگاه علوم و فنون در زمانهاى متاخر بوده، به این سؤال که چرا جوامع ما به لحاظ علمى عقب مانده است پاسخ گفته و ریشه آن را در وحدت فلسفه با دین و در نتیجه تقدس و قداست فلسفه و عدم نقد پذیرى و ثبات آن دانسته است.
Powered by TayaCMS