دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادات عَرْض

"عَرْض" بر وزن "فَعْل" مصدر از ماده‌ی "عرض" و در لغت به معنای ظاهر و آشکار کردن، آمده است. در اصطلاح نحو "عَرْض" عبارت است از ترغیب و تشویق بر انجام یا ترک عملی با نرمی و مهربانی و "ادات عَرْض" حروفی هستند که این معنا را افاده می‌دهند
No image
ادات عَرْض

نویسنده: محسن بي باك

كلمات كليدي: "عَرْض"، فرق "عَرْض" و "تحضيض"، حروف صدارت طلب، اختصاص ادات عَرْض به فعل

"عَرْض" بر وزن "فَعْل" مصدر از ماده‌ی "عرض" و در لغت به معنای ظاهر و آشکار کردن، آمده است.[1] در اصطلاح نحو "عَرْض" عبارت است از ترغیب و تشویق بر انجام یا ترک عملی با نرمی و مهربانی[2] و "ادات عَرْض" حروفی هستند که این معنا را افاده می‌دهند. این حروف در ابتدای کلام واقع شده و عبارتند از: "لولا" "لوما"، "ألا"، "لو" و "اما"[3]. به عنوان مثال در جایی که میهمان از غذایی که آورده شده نمی‌خورد و میزبان به او می‌گوید: «ألا تأکل»؛ ‌در این مثال "ألا" از ادات عرض بوده و بر ترغیب به خوردن غذا با نرمی و مهربانی دلالت دارد.

وجه نامگذاری[4]

معنای لغوی عرض (ظاهر و آشکار کردن) در معنای اصطلاحی آن در نحو لحاظ شده است به این بیان که متکلم با عرضه و ظاهر کردن شیء‌ برای مخاطب در واقع او را با نرمی و مهربانی ترغیب به انجام یا ترک عملی در ارتباط با آن شیء می‌کند و به عبارت دیگر عرضه و آشکار کردن شیء به مخاطب، سبب ترغیب و تشویق او به انجام یا ترک عملی در رابطه با آن شیء می‌شود. به عنوان مثال در جمله "ألا تأکُلُ" متکلم با ظاهر کردن غذا و عرضه آن به مخاطب، او را با نرمی و مهربانی به خوردن غذا ترغیب می‌کند و یا در جمله ‌"ألا تبیع" متکلم با ظاهر کردن کالای خود، مخاطب را ترغیب و تشویق به خرید آن می‌کند.

جایگاه "ادات عرض"

عالمان نحو در تبیین و بررسی مبحث "عرض"، عنوان مستقلی را لحاظ نکرده‌اند بلکه در ضمن مبحث "تحضیض" و ادات آن[5] با ذکر فرق میان عرض و تحضیض به بررسی مبحث عرض و ادات آن پرداخته‌اند. در مقابل، بعضی[6] در بررسی تحضیض و ادات آن به مبحث عرض اشاره‌ای نکرده‌اند.

ذکر این نکته قابل توجه است که ابن هشام در "مغنی اللبیب" در ضمن بررسی مفردات، ‌هر یک از حروف عرض را به صورت جداگانه بیان کرده و به کاربرد آنها در عرض اشاره می‌کند.

فرق "عَرْض" و "تحضیض"

در فرق میان "عرض" و "تحضیض" و همچنین ادات آن دو، نکات ذیل قابل توجه است:

1. فرق اصلی میان آن دو همانطور که از تعریف آنها روشن می‌شود در نوع ترغیب است به این بیان که ترغیب در تحضیض، قوی و شدید بوده اما در عَرْض با نرمی و مهربانی واقع می‌شود.

2. در فرق میان ادات تحضیض (ألّا، ألا، هلّا، لولا و لوما) و ادات عَرْض سه رویکرد در میان عالمان نحو مشاهده می‌شود:

الف. بعضی[7] "ألا"، "لولا" و "لوما" را مشترک میان عرض و تحضیض، "لو" را مختص به عرض و "هلّا" و "ألّا" را مختص به تحضیض می‌دانند.

ب. بعضی،[8] از میان ادات تحضیض فقط "ألا" را مشترک میان عرض و تحضیض دانسته و کاربرد آن را در عرض بیشتر می‌دانند.

ج. از ظاهر کلام بعضی[9] اینطور برداشت می‌شود که ادات مذکور در تحضیض، در عَرْض نیز به کار رفته و عَرْض در صورت خالی بودن کلام از توبیخ واقع می‌شود.

3. با وجود فرق‌های ذکر شده، عَرْض و تحضیض در مواردی همچون وجود معنای ترغیب و تشویق، اختصاص به فعل، صدارت طلب بودن و جایگاه بحث در نحو، با هم مشترک هستند. برای فهم موارد مذکور به خواننده محترم توصیه می‌شود به عنوان "ادات تحضیض" مراجعه کند.

"ادات عَرْض" در قرآن و حدیث

1. آیه "فَقَرَّبَهُ إلیهم قال ألا تأکلون"،[10] (و نزدیک آنها گذارد و با تعجب دید دست به سوی غذا نمی‌برند گفت: آیا شما غذا نمی‌خورید؟)؛ در این آیه شریفه "ألا" از ادات عرض بوده و بر ترغیب به خوردن غذا با نرمی و مهربانی دلالت دارد.[11]

2. حدیث "ألا تحبّون أن تکونوا اصحاب الکفارات"،[12] (آیا دوست ندارید که [به واسطه‌ی بلاها، گناهان شما برطرف شود و] بلاها، کفاره‌ی گناهان شما باشد)؛ در این حدیث شریف "ألا" از ادات عرض بوده بر ترغیب با نرمی و مهربانی دلالت دارد.[13]

نکته

در پایان ذکر این نکته قابل توجه است که ادات مذکور ممکن است در غیر عرض به کار روند؛ از این رو در بخش مفردات هر یک از آنها با عنوان مستقل مطرح شده و کاربردهای دیگر آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

مقاله

جایگاه در درختواره نحو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

اندیشه تجدد، در بلندپروازانه‌ترین روایت آن، پذیرش این است که انسان هم ارز همان چیزى است که انجام مى‌دهد؛ و بر این مبنا باید تناسبى تنگاتنگ میان تولید، که با علم تقویت مى‌شود، فن‌آورى یا دیوان‌سالارى، سازمان‌دهى جامعه، که با قانون قاعده‌مند مى‌شود، و سامان‌دهى به زندگى شخصى، که از سودجویى و البته از میل به رهایى از الزام‌ها جان مایه مى‌گیرد، وجود داشته باشد.
Powered by TayaCMS