دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بیم و امید

مؤمن نمی تواند مؤمن باشد؛ مگر اینکه امیدوار و ترسنده باشد، و امیدوار و ترسنده نمی تواند باشد؛ مگر اینکه به آنچه امید و بیم دارد، عمل کند.» (حر عاملی؛ جهاد با نفس از وسائل‌الشیعه، مترجم حمید صالح ابوالقاسمی، قم، عصر رهایی، 1386، ص83.)
بیم و امید
بیم و امید

بیم و امید

قال صادق(ع): «لا یکون مؤمن مؤمناً حتی یکون خائفاً راجیاً و لا یکون خائفاً راجیاً حتی یکون عاملاً لما یخاف و یرجو»

 زندگی انسان‌ها در تمام دوره‌ها همراه با خطرات پیش روی آنها بوده و احتمال هر پیشامدی برای ایشان داده می‌شود؛ اما آنچه که انسان را برای زندگی و نگاه به آینده پابرجا می‌خواست، امید است. اما هر از چند گاهی از گوشه و کنار شهر خود اخباری به گوشتان می‌رسد که روح امید به خداوند در آن رخت بربسته؛ مثل ترک تلاش و کوشش یا خودکشی و... مثال آدمی باید مثال درخت تنومندی باشد که اگر سرما و گرما و تلخی ایام به برگ و میوه و شکوفه‌اش آسیب رساند، زود میدان را خالی نکند و تسلیم نشود؛ بلکه امیدوارانه بایستد تا که درشتی جای خود را به آسایش بدهد؛ «اِنَّ مع العُسرِ یسراً». افراد با ایمان که روحی بلند دارند و در برابر حوادث سخت زندگی صبور هستند و در همه حالات از کارهای شایسته فروگذاری نمی‌کنند. آنان از حالت افراط و تفریط بیرونند؛ هنگام فراوانی نعمت مغرور نمی‌شوند و خدا را فراموش نمی‌کنند، و هنگام سختی‌ها و مصیبت‌ها از رحمت خدا ناامید نشده و به تدبیر او در هستی کافر نمی‌شوند.

امید یعنى تجسم کردن روزهاى خوب در آینده، قبول داشتن تمامیت‌ خود، زیستن به‌طور سالم و داشتن یک زندگى با مفهوم[1] در مقابل ناامیدى حالت تکان دهنده‌اى است که با احساس عدم امکان و احساس ناتوانى و بى‌علاقگى به زندگى آشکار مى‌شود و فرد در اثر آن به شدت غیرفعال شده و نمى‌تواند موقعیت‌هاى زندگى را بسنجد، و در نتیجه این مشکلات، قدرت تطبیق با تغییرات زندگى را ندارد.[2] به دلیل آسیب‌های فراوانی که ناامیدی در پی دارد، اسلام آن را در زمره گناهان کبیره برشمرده و بسیار تقبیح نموده است، و با لحنی سراسر محبت و لطف، آغوش رحمت خویش را باز کرده، می‌فرماید:

«قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ...»

بگو ای بندگان من که بر خویشتن زیاده‌روی روا داشته‌اید، از رحمت خدا نومید مشوید.[3]

 مولوى نیز در نکوهش نومیدى و ستایش امید می‌گوید:

انبیا گفتند نومیدى بد است             فضل و رحمت‌هاى بارى بى‌حد است‌

از چنین محسن نشاید ناامید             دست در فتراک این رحمت زنید

اى بسا کارا که اوّل صعب گشت             بعد از آن بگشاده شد، سختى گذشت‌

بعد نومیدى بسى امیدها است             از پس ظلمت بسى خورشیدها است[4]

حضرت امیر(ع) نیز ضرورت امیدواری به فضل و رحمت الهی را این‌گونه بیان می‌فرماید:

«ام کیف تؤلمه النار و هو یأمل فضلک و رحمتک»[5]

چگونه آتش او را دربر می‌گیرد، در حالی‌که او امیدوار است و آرزوی فضل و رحمت تو را دارد.

امید به تنهایی کافی نیست

شخصی به امام صادق(ع) عرض کرد: عده‌ای از یاران شما مرتکب گناه شده، می‌گویند: ما امید به لطف و بخشش خدا داریم. امام فرمود: «دروغ می‌گویند؛ آنان پیرو ما نیستند، گروهی‌اند که آرزوهای بی‌پایه بر آنان غلبه یافته است. هرکس به چیزی امید دارد، برای آن کار و فعالیت می‌کند، و هرکس از چیزی بترسد از آن فرار می‌کند.»[6] هم‌چنین حضرت علی(ع) می‌فرماید: «از کسانی مباش که بدون عمل شایسته، به آخرت امید دارند، و توبه را با آرزوهای دراز به تأخیر می‌اندازند.»[7]

امید در کنار بیم (خوف و رجاء)

 فرد مؤمن دائم بین خوف و رجا (بیم و امید) قرار دارد؛ بدین معنا که او از یک سو، به فقر و نداری خود نگاه می‌کند که سر تا پا نقص و کمبود است، از خود هیچ‌گونه کمال، عزت و توانایی ندارد و آنچه دارد همه از خداوند است. او از عبادت‌های خود بیم دارد، چه رسد به گناهان و نافرمانی‌هایش از پروردگار؛ و از سوی دیگر، به رحمت گسترده الهی که تمام عالم را فرا گرفته است، نظر افکنده، و امید دارد که این رحمت شامل او نیز می‌شود.[8] آیه ذیل مؤید گفته‌های فوق است؛

«نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ‌ وَ أَنَّ عَذَابِی هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِیمُ»

بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم! و (اینکه) عذاب و کیفر من، همان عذاب دردناک است؛

زیرا آیه اول بشارت به مغفرت و رحمت الهى و آیه دوم انذار به عذاب دردناک است.[9]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

اندیشه تجدد، در بلندپروازانه‌ترین روایت آن، پذیرش این است که انسان هم ارز همان چیزى است که انجام مى‌دهد؛ و بر این مبنا باید تناسبى تنگاتنگ میان تولید، که با علم تقویت مى‌شود، فن‌آورى یا دیوان‌سالارى، سازمان‌دهى جامعه، که با قانون قاعده‌مند مى‌شود، و سامان‌دهى به زندگى شخصى، که از سودجویى و البته از میل به رهایى از الزام‌ها جان مایه مى‌گیرد، وجود داشته باشد.
Powered by TayaCMS