دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تفکر

حضرت علی (ع) فرمودند: «اندیشه آدمی آیینه‌ای است که نیک و بد کارش را به او می‌نماید.»(شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌4، ص415)
تفکر
تفکر

تفکر

قال علی(ع): «فکر المرء مرآة تریه حسن عمله من قبحه»

در حدیث ابتدایی آمده است که تفکر هم‌چون آینه است؛ از جمله ویژگی‌های آینه این است که واقعیت را بدون کم و زیاد به تو می‌نمایاند، پس باید این آینه را پیش روی داشته باشی تا از واقعیت‌ها دور نمانی. حضرت امیر(ع) در این‌باره دو عبارت عمیق می‌فرماید:

«طول الفکر یحمد العواقب، و یستدرک فساد الأمور»[1]

اندیشیدن بسیار (به هنگام اقدام به کارها) پایان هر کار را پسندیده می‌سازد، و از تباهی امور جلوگیری می‌کند.» و یا

«من فکّر قبل العمل، کثر صوابه؛[2]

«آن‌که پیش از هر کار بیندیشد، استواری کارش بیشتر باشد.»

حسن صیقل از امام صادق(ع) درباره آن‌چه مردم روایت می‌کنند که:

«یک ساعت اندیشیدن بهتر از عبادت یک شب است.»

پرسیدند؛ امام فرمودند: از خرابه یا خانه‌ای که می‌گذرید بگویید: ساکنینت کجایند؟ سازندگانت کجایند؟ چرا سخن نمیگویی؟ در این عبارت پیداست امام(ع) هم روایت را تصدیق فرموده است؛ چون اندیشیدن یک ساعت گاهی موجب توبه از گناهان و عبادت تمام عمر می‌شود، از این‌رو از عبادت یک شب و بلکه یک سال و هفتاد سال ـ‌چنان‌که در روایات دیگر وجود دارد‌ـ بهتر است و توضیح امام در دو جمله اول نتیجه‌اش این است که انسان زود گذشتن و فنای دنیا را از نظر دور ندارد و آن را تلقین به نفس کند تا از حرص و طمع و ستم و افزون‌طلبی او کاسته شود. از جمله اخیر این نتیجه گرفته می‌شود که انسان می‌فهمد خدا موجوداتی را جامد و غیرناطق آفریده است، پس او را لازم است در برابر نعمت حیات و عقل خدا را سپاس‌گزاری کند، و ممکن است دنباله نتیجه دو جمله اول باشد.[3]

دو بیت زیر افراد گمراه و دور از تفکر و اندیشه‌ی در عاقبت امور را مورد عتاب قرار می‌دهد و تلنگری می‌زند تا شاید او را به خود آورد و باقی عمر را عاقلانه‌تر سر کند.

عجبا منک کیف تضحک جهلا   و خطایاک قد بدت لالهی

فتفکر فی نفسک الیوم جهدا     و سل عن نفسک الکری یا تاهی

در شگفتم از تو که چگونه از نادانی می‌خندی با این‌که گناهانت برای خدا آشکار است

خوب امروز درباره خود بیاندیش، این خواب غفلت را رها کن ای گمراه.[4]

امام باقر(ع) به نقل از امیر مؤمنان(ع) می‌فرماید: همه خوبی‌ها در سه خصلت گرد آمده است: نظر، سکوت و کلام. هر نگاهی که در آن عبرت نباشد اشتباه است، و هر سکوتی که در آن اندیشه نباشد بی‌خبری است، و هر سخنی که در آن ذکری نباشد بیهوده است. خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت و سکوتش تفکّر و سخنش ذکر باشد، و بر گناهان خود بگرید، و مردم از شرّش در امان باشند.[5]

تفکر مقیاس مؤمن

در روایات اخلاقی می‌توان ویژگی‌های مؤمن از نگاه اسلام را جمع‌آوری کرد؛ از جمله این ویژگی‌ها، تفکر مؤمن در اموری چند از حقایق و معارف معنوی  که برای او سودمند باشد. قال علی(ع):

«المؤمن اذا نظر اعتبر و اذا سکت تفکّر...[6]»؛

مؤمن هرگاه نگاه کند پند گیرد، و هرگاه خاموش شود فکر کند....»

از حضرت نوح(ع) مروی است که می‌گفت: دنیا به نزد من، هم‌چون خانه‌ای است که دو در داشته باشد، که از یکی داخل شوم و از دیگری بیرون روم؛ هرگاه حضرت نوح که طول عمرش را دو هزار سال گفته‌اند، علاقه‌اش به دنیا چنین باشد، وای به حال دیگران که با وجود عمر کم، به اندازه‌ای دلبستگی به دنیا دارند که گویا، در خروج برای ایشان وجود ندارد و از در دیگر هرگز بیرون نخواهند رفت.[7]

تفکر در عاقبت امور

تفکر در عاقبت امور کفاره گناهان، جلا دهنده دل سنگ‌دلان و سبب خوش‌خلقی بداخلقان است؛ چراکه هرگاه بی‌اعتباری دنیا و سرعت زوال او، به کسی ظاهر شد، هرگز با کسی کج‌خلقی نمی‌کند. هم‌چنین تفکر سبب اصلاح معاد و صفای نفس است و صفای نفس از تیرگی، سبب کسب علوم است و از جمله این علوم، علم به احوال معاد و آخرت، اطّلاع بر عواقب است، چراکه هر کس اکثر اوقات در فکر آخرت باشد، کاری که خلاف رضای الهی باشد، انجام نخواهد داد.[8]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

اندیشه تجدد، در بلندپروازانه‌ترین روایت آن، پذیرش این است که انسان هم ارز همان چیزى است که انجام مى‌دهد؛ و بر این مبنا باید تناسبى تنگاتنگ میان تولید، که با علم تقویت مى‌شود، فن‌آورى یا دیوان‌سالارى، سازمان‌دهى جامعه، که با قانون قاعده‌مند مى‌شود، و سامان‌دهى به زندگى شخصى، که از سودجویى و البته از میل به رهایى از الزام‌ها جان مایه مى‌گیرد، وجود داشته باشد.
Powered by TayaCMS