دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جهل

No image
جهل

كلمات كليدي : جهل، جهل مرکب، جهل بسيط، جهل تصوري، جهل تصديقي

نویسنده : مهدي افضلي

جهل همان نبود علم در موجوداتی است که استعداد دانایی را دارند و می‌توانند آنرا بدست آورند. بر گوسفند عالم یا جاهل اطلاق نمی‌شود، زیرا استعداد علم را ندارد، ولی انسانی‌ که از دانایی بی‌بهره است نسبت به هر آنچه نمی‌داند نادان به شمار می‌آید.

اقسام جهل

جهل نیز همانند علم به دو قسم تصوری و تصدیقی[1] تقسیم می‌شود. یعنی در هر موردی‌ که جایگاه علم تصوری است با نبودش جهل تصوری صدق می‌کند و هر کجا جایگاه علم تصدیقی است با فقدان آن جهل تصدیقی صادق است. اگر کسی نسبت به خود کره مریخ معرفتی نداشته باشد، جاهل تصوری است ولی اگر نداند که مسکونی هست یا نه جاهل تصدیقی خواهد بود. منطق دانان جهل را در تقسیم دیگر به دو قسم بسیط و مرکبتقسیم کرده اند:

1)جهل بسیط: آن است که انسان نمی‌داند، لیک بر نادانی خویش واقف است و می‌داند که نمی‌داند. از باب نمونه ما نمی‌دانیم که در کره مریخ کسی ساکن هست یا نه، ولی بر جهل خویش آگاهیم.

2)جهل مرکب: آن است که انسان چیزی را نداند و بر نادانی خویش نیز نادان باشد و خود را آگاه بپندارد. مانند کسانی که باورهای باطل و خرافی دارند، نه تنها نمی‌دانند که نسبت به حقیقت ناآگاه‌اند، بلکه خود را آگاه به حقایق و دیگران را جاهل می‌پندارند.

راز مرکب نامیده شدن این قسم این است که از دو جهل ترکیب یافته است: جهل به واقع بعلاوه جهل به این جهل، بر خلاف جهل بسیط که صرفا واقع مجهول است و انسان می‌داند که نمی‌داند.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

اندیشه تجدد، در بلندپروازانه‌ترین روایت آن، پذیرش این است که انسان هم ارز همان چیزى است که انجام مى‌دهد؛ و بر این مبنا باید تناسبى تنگاتنگ میان تولید، که با علم تقویت مى‌شود، فن‌آورى یا دیوان‌سالارى، سازمان‌دهى جامعه، که با قانون قاعده‌مند مى‌شود، و سامان‌دهى به زندگى شخصى، که از سودجویى و البته از میل به رهایى از الزام‌ها جان مایه مى‌گیرد، وجود داشته باشد.
Powered by TayaCMS