دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سهل بن سعد ساعدی

No image
سهل بن سعد ساعدی

كلمات كليدي : تاريخ، امويان، سهل، سهل بن سعد، سهل ساعدي

نویسنده : معصومه اخلاقي

ابو‌العباس سهل بن سعد بن مالک بن خزرج بن ساعده از صحابه مشهور رسول خدا(ص) و از راویان حماسه حسینی در کربلا بود.[1] شیخ طوسی او را از اصحاب و یاران امام علی(ع) نیز می‌داند.[2] سهل از طایفه بنی‌ساعده بود. گفته شده نام او حزن بود و پیامبر(ص) او را سهل نامید.[3]

در زمان وفات پیامبر(ص) 15 سال داشت و در مدینه می‌زیست. از جمله فضایل او را دو بیعت با پیامبر(ص)، و نماز گزاردن وی به دو قبله و همچنین تمجید پیامبر(ص) از وی دانسته‌اند.[4] وی از بزرگان اصحاب شمرده شده که خدمتگزار پیامبر(ص) و همواره ملازم آن حضرت بودند و غالب روایات نبوى از همین گروه و نظایر ایشان نقل شده است، چرا که عمر طولانى‌تر داشتند و مورد مراجعه مردم بودند.[5] خواهرانش نائله و عمره از زنانی بود که اسلام آوردند و با پیامبر(ص) در مدینه بیعت کردند.[6]

وی احادیثی از پیامبر(ص) و علی(ع) و فاطمه(س) و بعضی صحابه نقل کرده است. أبو هریرة و سعید بن المسیب، زهری، أبو حازم، و پسرش عباس بن سهل از او حدیث روایت کرده‌اند.[7] حدیثی از عباس پسرش نقل شده که ابوالعباس گفت از حضرت زهرا(س) راجع به امامان پرسیدم، ایشان در پاسخ فرمود که پیامبر(ص)، نام علی(ع) و یازده فرزندش را به عنوان امامان یکی پس از دیگری نام برده است.[8] او از شاهدان غدیر بود. از راویان حدیث خیبر و از راویان غدیر[9] و جمله مشهور پیامبر(ص) است که فرمود: فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول او ر ادوست می‌دارند. و او بر نمی‌گردد تا این که خدا پیروزش کند.[10]

در جنگ تبوک حاضر بود و از آن جا که سن کمی داشت، امور خدماتی چون جمع‌آوری هیزم و آماده کردن خمیر را به عهده او نهاده بودند. او خود می‌گوید: «من از همه دوستان خود کوچکتر و قرآن خوان ایشان در تبوک بودم».[11]

وی در سال 61 در کوفه بود. امام حسین(ع) در خطبه‌ای که برای کوفیانی که در مقابلش صف آرایی کرده بودند، ایراد کرد، او را به عنوان شاهد معرفی نموده و فرمود: «اگر مرا قبول ندارید، افرادی چون جابر بن عبدالله انصاری، زید بن ارقم، و سهل بن سعد ساعدی هستند، سخن رسول خدا(ص) درباره من را از آن‌ها بپرسید».[12] بعد از شهادت امام حسین(ع) وقتی اهل بیت را به شام بردند، او به شام رفته بود با کاروان اسرا برخورد کرد، خود را به کاروان اهل بیت رساند و از دختر امام حسین(ع) خواست اگر خواسته‌ای دارد به وی بگوید. ایشان خواست سر مبارک امام را دورتر از ایشان حمل کنند تا مردم کمتر به حرم پیامبر(ص) بنگرند.[13]

در سال 74 هجری روزی سهل بن سعد از طرف حجاج بن یوسف احضار شد. حجاج سعی در تحقیر وی داشت. از این روی او را به خاطر عدم حمایتش از عثمان مؤاخذه کرد بعد دستور داد گردنش را مهر بزنند. به گفته برخی منابع سهل از دوستان امیرالمؤمنین و خاندان او بود و از این جهت حجاج وى را آزار مى‌داد.[14]

روزگاری که او در مدینه می‌زیست، مردی از آل مروان بر این شهر حکومت یافت. وی سهل را احضار کرده و کنیه ابوتراب علی(ع) را مورد استهزاء قرار داد و از سهل خواست تا امام را ناسزا گوید؛ اما او نپذیرفت و خاطرنشان کرد که هیچ کنیه‌ای نزد امام چون ابوتراب محبوب نبود.[15] هم‌چنین نقل شده است، روزی بنى‌امیه از سهل بن سعد خواستند که بر منبر بنشیند و ابو‌تراب را ناسزا گوید. سهل بن سعد در پاسخ گفت: «على(ع) کنیه ابو‌تراب را از هر کنیه‌ای بیشتر دوست می‌داشت و اکنون بنى‌امیه سعى می‌دارند که این کنیه‌ای محبوب را براى وى مایه سرکوبى و شماتت قرار دهند. على کنیه «ابوتراب» را فقط به این جهت مى‌پسندید که عطیه‌ى رسول اکرم الهى بود».[16]

در دوران ولید جز تنى چند از اصحاب رسول خدا(ص) باقى نمانده بودند که از جمله ایشان سهل بود. وی آخرین فردی بود، از صحابه که تا حدود سال 90 هجری باقی ماند.

او در اواخر عمر خود در مدینه زیست. در سال 88 یا 91 هجری در نود و شش یا نود و نه سالگی در این شهر درگذشت.[17] اقوال دیگری نیز در سال وفات او وجود دارد.[18]

مقاله

نویسنده معصومه اخلاقي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

سیر تحول مدرنیته و ایرادات آن

اندیشه تجدد، در بلندپروازانه‌ترین روایت آن، پذیرش این است که انسان هم ارز همان چیزى است که انجام مى‌دهد؛ و بر این مبنا باید تناسبى تنگاتنگ میان تولید، که با علم تقویت مى‌شود، فن‌آورى یا دیوان‌سالارى، سازمان‌دهى جامعه، که با قانون قاعده‌مند مى‌شود، و سامان‌دهى به زندگى شخصى، که از سودجویى و البته از میل به رهایى از الزام‌ها جان مایه مى‌گیرد، وجود داشته باشد.
Powered by TayaCMS