دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سور قضیه و الفاظ آن

No image
سور قضیه و الفاظ آن

كلمات كليدي : سور قضيه، حمليه، شرطيه، موجبه كليه، موجبه جزئيه، سالبه كليه، سالبه جزئيه

نویسنده : مهدي افضلي

از نظر منطق‌دانان تنها قضایای دارای سور (محصوره) در علوم اعتبار دارند. از سوی دیگر به اعتبار آنکه هر قضیه محصوره یا ناظر به تمام افراد موضوع است و یا به برخی از افراد ناظر می‌باشد، قضیه به دو قسم کلی و جزئی تقسیم می‌شود. با ملاحظه کیفیت در قضایا، دو قسم سالبه و موجبه نیز مطرح می‌شود. حاصل ضرب سلب و ایجاب در کلی و جزئی چهار قسم موجبه کلیه، موجبه جزئیه، سالبه کلیه و سالبه جزئیه است.

لفظی‌که بر مقدار افراد موضوع دلالت می‌کند، نزد منطق‌دانان "سور قضیه" نامیده می‌شود. نام‌گذاری الفاظ مورد نظر به سور از باب تشبیه آن به دیوار شهر است؛ چنان چه دیوار شهر، محدوده شهر را مشخص می‌کند، الفاظ به کار رفته در قضایا مرز صدق آنها را مشخص می‌کند. در هر قضیه الفاظ خاصی به عنوان سور به کار می‌رود که در زیر بیان می‌شود:

الف) سور موجبه کلیه: الفاظی همانند کل، جمیع، همه، تمام، سراسر و به طور کلی هر لفظی ‌که بر ثبوت محمول برای تمام افراد موضوع دلالت کند سور موجبه کلیه خواهد بود. مانند اینکه گفته می‌شود: "هر مسلمانی یکتا پرست است"، "تمام مسلمانان اهل بیت پیامبر را دوست می‌دارند".

ب) سور سالبه کلیه: هیچ یک، هیچ‌چیزی، و به طور کلی هر لفظی که بر سلب محمول از همه افراد موضوع دلالت کند سور سالبه کلیه به شمار می‌آید. مثل اینکه گفته می‌شود: "هیچ مسلمانی دروغ نمی‌گوید". "هیچ صفتی بدتر از خود برتر بینی نسبت به دیگران نیست".

ج) سور موجبه جزئیه: بعضی، یکی، بسیاری، تعدادی، اندکی و مانند آن که بر ثبوت محمول برای برخی از افراد موضوع دلالت می‌کند سور موجبه جزئیه خواهد بود. از باب نمونه قضیه "برخی انسان‌ها زندگی دیگران را بر خود ترجیح می‌دهند"، "اندکی از بندگان خدا سپاسگذار‌اند".

د) سور سالبه جزئیه: هر لفظی که بر سلب محمول از بعض افراد موضوع دلالت کند آنرا سور سالبه جزئیه می‌نامند. تمام سورهایی که در موجبه جزئیه به کار می‌روند با یک پیشوند منفی‌ساز یا علامت سلبی که در قضیه به کار گرفته می‌شود به سور سالبه‌ جزئیه تبدیل می‌شوند. مانند: "بعضی از افراد به قوانین احترام نمی‌گذارند"، "بسیاری از افراد به شایعات بی‌اساس توجهی نمی‌کنند".

سور در قضیه شرطیه

در قضیه حملیه، سور بیان‌گر کمیت و مقدار افراد موضوع است، لیکن در قضایای شرطی بر عمومیت و شمول یا خاص بودن حالات‌ و زمان‌ها دلالت می‌کند. قضایای شرطیه نیز هر یک همانند حملیه دارای سور‌های خاص است که از ذکر آن در گفتار، مخاطب به امور خاصی منتقل می‌شود.

الف) سور شرطیه موجبه کلیه: هرگاه، هرزمان، در قضایای اتصالی و همیشه در قضایای شرطی انفصالی به کار می‌رود. مانند: «هرگاه ماه ذی‌حجه فرا رسد، آنگاه افراد دارای توان مالی باید به سفر حج بروند». «همیشه عدد صحیح یا زوج است یا فرد».

ب) سور شرطیه سالبه کلیه: در سالبه کلیه در متصله و منفصله همان الفاظی که سور حملیه سالبه بود با تاکید بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. از باب نمونه واژگانی همانند البته، هرگز و مانند آن در قضیه اضافه می‌شوند تا بر ادعا بیشتر تاکید شود. مثلا گفته می‌شود: "هرگز چنین نیست وقتی انسان خیانت کار بود مورد اعتماد باشد"، "البته چنین نیست که انسان مسلمان باشد و فریبکار باشد".

ج) سور شرطیه موجبه جزئیه: در هر دو قسم اتصالی و انفصالی قیودی همانند؛ "گاهی چنین است"، برای افاده جزئیت در شرطیه موجبه به کار می‌رود. مانند "گاهی چنین است که انسان ژرف اندیش از درک حقیقت ناتوان می‌شود".

د) سور شرطیه سالبه جزئیه: قید "گاهی چنین نیست" برای متصله منفصله و قید "چنین نیست که هرگاه" برای متصله به کار می‌رود. از باب نمونه در سالبه جزئیه شرطیه منفصله گفته می‌شود: "گاهی چنین نیست که کلمه یا اسم باشد یا فعل". در متصله گفته می‌شود: "چنین نیست که هرگاه شوی ثروتمند باشد، بانو سعادتمند شود".

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز می‌باشد که تقریباً پرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم می‌دهد و کاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم می‌کند و به هر چیز و هر کس مقصودی اختصاص می‌دهد.
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
روش تحقیق وتفکر

روش تحقیق وتفکر

نویسنده محترم مقاله «نگرش انتقادى...» با هدف بررسى و تحقیق از عقب ماندگى علمى و صنعتى جامعه اسلامى به تحلیل فلسفه در میان مسلمانان پرداخته و از آنجا که فلسفه خاستگاه علوم و فنون در زمانهاى متاخر بوده، به این سؤال که چرا جوامع ما به لحاظ علمى عقب مانده است پاسخ گفته و ریشه آن را در وحدت فلسفه با دین و در نتیجه تقدس و قداست فلسفه و عدم نقد پذیرى و ثبات آن دانسته است.
Powered by TayaCMS