دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عاقبت عثمانیه

No image
عاقبت عثمانیه

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : احمد بن حنبل، تربيع، حديث سفينه، اميرالمومنين(ع)،عثماني

در بین فقهای اهل سنت کسی که باعث تعدیل در اهل سنت شد و مذهب و تفکر عثمانی را کمرنگ کرد احمد بن حنبل می­باشد. تذکر این نکته لازم است که وی با اینکه این نقش را داشته است ولی در عین حال از اهل سنتی است که دوران خلافت عثمان را دوران فتنه ندانسته و اعتقاد او بر افضلیت بر اساس همان ترتیب چینش خلفا می­باشد. از وی منقول است که گفته است: هر کس علی(ع) را بر ابوبکر ترجیح دهد بر رسول خدا(ص) طعنه زده است و هر کس علی(ع) را بر عمر ترجیح دهد بر رسول خدا(ص) و ابوبکر طعنه زده است و هر کس وی را بر عثمان ترجیح دهد بر ابوبکر و عمر و عثمان و بر اهل شورا و بر مهاجرین و انصار طعنه زده است.[1]

نقش احمد بن حنبل

او با نوع بیان و اعتقادی که داشت باعث تعدیل در این تفکر شد. در نقلی آمده است که از احمد بن حنبل پرسیدند اگر کسی در اعتقاد خود در ترتیب خلفا بگوید ابوبکر و عمر و علی(ع) و عثمان، درست است یا نه؟ گفت از این رای خشنود نیستم سائل پرسید: می­گویند اگر فردی چنین اعتقادی داشته باشد مبتدع است. وی گفت این بدعت تندی نیست. سائل پرسید: اگر کسی بگوید ابوبکر و عمر و علی(ع) و بعد ساکت شود؟ احمد گفت از این سخن خشنود نیستم. سائل پرسید: آیا معتقد به آن مبتدع است؟ وی گفت: از نسبت دادن این سخن هم نیز خشنود نیستم. احمد ادامه داد: برخی از اصحاب پیامبر عثمان را مقدم می­داشتند. ابن مسعود درباره عثمان می­گفت: خیر من بقی (بهترین کسی که باقی مانده است) و عایشه هم می­گفت: اصبح عثمان خیر من علی(ع) [2]و آگاهیم که بعداً از هر دوی اینها چقدر بدگویی نسبت به عثمان منقول است. گرچه عایشه بعد از قتل عثمان از گفته­های خود پشیمان شد.

در این نوع گفتار بوضوح دو نکته را در می­یابیم:

1. احمد بن حنبل از ورود نام امیر المومنین علی(ع) در بین خلفا ابائی نداشته و آن را مثل عثمانی­ها بد و نا پسند نمی­شمرده است.

2. از تقدم امیر المومنین(ع) بر عثمان، بوی کفر استشمام نمی­کرده است و همین امر اولین قدم برای کمرنگ کردن اعتقاد عثمانی بوده است. هر چند احمد ابوبکر و عمر را بر امیرالمومنین(ع) تفضیل می­داده است.

از اینجا احمد بن حنبل کم کم عقیده تربیع[3] را داخل در حوزه اهل سنت بالخصوص اهل حدیث کرد.

مراحل از بین بردن اعتقاد عثمانی

قدم اول او این بود که با نوشتن کتاب فضائل الصحابه و اختصاص دادن حدود دویست صفحه از آن به فضائل امیرالمومنین(ع) و نقل احادیث فضائل امیرالمومنین(ع) در صدد شکستن جو مسموم آن زمان بر آمد و تا حدی هم موفق شد. وی احادیث خاصی درباره امیرالمومنین(ع) را بیان کرده و در بین مردم پخش می­کرد. مثلا نقل می­کند:

زمانی که آیه برائت نازل شد پیامبر اسلام(ص) آیه را به ابوبکر داد تا برای مشرکان بخواند. زمانی که رفت تا به ذا الحلیفه (مکانی است بین مدینه و مکه) رسید پیامبر(ص) او را برگردانید و فرمود این آیات را کسی بجز من یا اهل بیت من نباید برای مشرکان ببرد. سپس علی(ع) را فرستاد[4]. نکته­ای که لازم به تذکر است اعتراف احمد بن حنبل در نقل این حدیث، به ادخال امیرالمومنین(ع) در اهل بیت پیامبر و از آن طرف این ادخال، اثبات عصمت را برای امیر المومنین(ع) می­آورد.

در جای دیگر احادیثی را می­آورد که از جمله آن احادیث این است که پیامبر اسلام(ص) فرمود:

« یا علی(ع) لا یحبک الا مومن و لا یبغضک الا منافق »[5].

(علی(ع) جان تو را دوست نمی­دارد مگر انسان مومن و تو را دشمن نمی دارد مگر انسان منافق)

و در حدیث دیگری آورده است :

قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: « یا علی انه من فارقنی فقد فارق الله و من فارقک فقد فارقنی »

علی جان هرکسی از من جدا شود از خدا جدا شده و هر کسی که از تو جدا شود از من جدا شده است. [6]

نقل این احادیث تا آنجا بود که احمد به وضوح تصریح می­کرد که جابر بن عبدالله انصاری می­گفت: بنابر این احادیث ما انصار اگر می­خواستیم ببینیم کسی مومن یا منافق هست با حب و بغض علی(ع) می­شناختیم[7].

آوردن اینگونه احادیث در آن زمان که جو عثمانی غالب بود کار بسیار بزرگ و خطیری محسوب می­شود.

در قدم دوم برای اثبات خلافت امیر المومنین(ع) احمد بن حنبل چند اقدام در چند مرحله انجام داد.

در مرحله نخست سعی در اشاعه حدیث سُفَینه داشت. این حدیث با حدیث مشهور سَفینه که در فضائل اهل بیت است فرق دارد. در این حدیث طبق روایات اهل سنت منقول است که پیامبر(ص) فرمودند: خلافت و جانشینی بعد از من سی سال است و بعد از آن ملوک و پادشاهی است.[8] احمد این حدیث را بیان می­کرد و بعد تلویحا برای اثبات خلافت امیرالمومنین(ع) می­گفت: ابوبکر دو سال و اندی حکومت کرد و عمر ده سال و عثمان دوازده سال و امیرالمومنین(ع) شش سال[9]. پس علی(ع) در این سی سال بوده و خلیفه پیامبر( ص) است.[10]

در مرحله دوم همانطور که در بالا آمد اگر کسی نام امیرالمومنین(ع) را در لیست خلفا می­آورد او را بدعت نمی­دانست –بر خلاف عثمانیه که اگر کسی این اعتقاد را داشت او را اهل بدعت در دین می­دانستند- و می­بینیم که در مقابل این اعتقاد می­گفت: عیبی نمی­بینم اگر کسی قائل به این شود که امیرالمومنین(ع) خلیفه چهارم است؛ بخاطر نزدیکی وی با رسول خدا و...[11]

در مرحله سوم تصریح می­کرد که علی(ع) نزد ما از خلفای راشیدین می­باشد[12]

در مرحله چهارم در اثبات شدید اعتقادش می­گفت: هر کس که قائل به تربیع نباشد او از الاغ گمراه­تر است.[13]

با بکارگیری این شیوه احمد بن حنبل توانست طی چهار مرحله تفکر عثمانی را کم کم خنثی سازد و اهل سنت را به سمت عقیده تربیع بکشاند.

پس باید گفت: هر چند عثمانیه کار خود را با حرارتی تمام شروع کرد و در خیلی از جریانات قرون اولی تاثیرگذار بود اما با تلاشهای احمد بن حنبل این آتش رو به سردی گرائید و بالاخره در قرن چهارم بی­فروغ گردید.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز می‌باشد که تقریباً پرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم می‌دهد و کاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم می‌کند و به هر چیز و هر کس مقصودی اختصاص می‌دهد.
روش تحقیق وتفکر

روش تحقیق وتفکر

نویسنده محترم مقاله «نگرش انتقادى...» با هدف بررسى و تحقیق از عقب ماندگى علمى و صنعتى جامعه اسلامى به تحلیل فلسفه در میان مسلمانان پرداخته و از آنجا که فلسفه خاستگاه علوم و فنون در زمانهاى متاخر بوده، به این سؤال که چرا جوامع ما به لحاظ علمى عقب مانده است پاسخ گفته و ریشه آن را در وحدت فلسفه با دین و در نتیجه تقدس و قداست فلسفه و عدم نقد پذیرى و ثبات آن دانسته است.
Powered by TayaCMS