دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عدالت اسلامی؛ عدالتی مبتنی بر فطرت

«عدالت را باید به گونه ای تعریف و تفسیر کرد که با «فطرت» که مبنای همه احکام اسلامی است، سازگار باشد.»
عدالت اسلامی؛ عدالتی مبتنی بر فطرت
عدالت اسلامی؛ عدالتی مبتنی بر فطرت

«عدالت را باید به گونه ای تعریف و تفسیر کرد که با «فطرت» که مبنای همه احکام اسلامی است، سازگار باشد.» این گزاره مبنای قضاوت در باب عدالت در منظومه فکری علامه طباطبایی(ره) است.

این فیلسوف فقیه در تفسیرالمیزان عدالت را چنین معنا می‌کند: عدالت در لغت به معنای اعتدال و حد وسط بین عالی و دانی و میانه بین دو طرف افراط و تفریط است. عدالت، اقامه مساوات میان امور است. یعنی به هر امری آنچه سزاوار است، بدهی تا همه امور مساوی شود و هر یک‌ در جای واقعی خود که مستحق آن است، قرار گیرد.

1. عدالت در اعتقاد این است که به آنچه حق است، ایمان آوری.

2. عدالت در عمل فردی، آن است که کاری کنی که سعادتت در آن باشد و کاری که مایه شقاوت است، به خاطر پیروی هوای نفس انجام ندهی.

3. عدالت در مردم و بین مردم این است که هر کسی را در جای خود که به حکم عقل و یا شرع و یا عرف مستحق آن است، قرار دهی؛ نیکوکار را به خاطر احسانش احسان کنی و بدکار را به خاطر بدی اش عقاب نمایی و حق مظلوم را از ظالم بستانی و در اجرای قانون تبعیض قائل نشوی.

برخی در تفسیر علامه طباطبایی از عدالت این شبهه را ایجاد می‌کنند که اولاً امکان ندارد همه افراد جامعه از امکانات مساوی برخوردار باشند و ثانیاً، بر فرض محال که چنین امری تحقق یابد، لازمه چنین عدالتی، ظلم و ناعدالتی است چرا که همه افراد جامعه دارای تحصیلات، استعداد، توانمندی‌ها، وظایف و شغل یکسان نیستند.

علامه طباطبایی در پاسخ به این شبهه می‌گوید: مقتضای این تساوی در حقوق که عدل اجتماعی به آن حکم می‌کند، این نیست که تمامی مقام‌های اجتماعی متعلق به تمامی افراد جامعه شود. بلکه آنچه عدالت اجتماعی اقتضا دارد و معنای تساوی را تفسیر می‌کند، این است که در اجتماع، هر صاحب حقی به حق خود برسد و هر کس به قدر وسعش پیش برود، نه بیش از آن. پس تساوی بین افراد و بین طبقات، تنها برای همین است که هر صاحب حقی، به حق خاص خود برسد، بدون این که حقی مزاحم حق دیگری شود و یا به انگیزه دشمنی و یا تحکم و زورگویی یا هر انگیزه دیگر به کلی مهمل و نامعلوم گذاشته شود و یا صریحاً باطل شود.

در حقیقت علامه طباطبایی معتقد است که همه افراد اجتماع در این امر مساوی اند که باید به حقوق واقعی خود برسند و هیچ حقی از آنها ضایع نگردد اگر چه در این بین، حقوق افراد مختلف و متفاوت است.

با این بیان روشن می‌شود که عدالت اجتماعی در نگاه علامه، عبارت است از این که حق هر صاحب حقی به او داده شود و هر کس به حق خودش که لایق و شایسته آن است برسد، نه ظلمی به او شود و نه او به کسی ظلم کند.

علامه با چنین تبیینی از مفهوم عدالت، بین دو تعریف معروف از عدالت ـ وضع کل شیء فی موضعه (هر چیزی را به جای خود نهادن) و اعطاء کل ذی حقٍ حقَه (حق هر صاحب حقی به او داده شود) ـ تجمیع کرده است.

وی معتقد است که این نوع تفسیر از عدالت همیشه مساوی و ملازم حُسن خواهد بود و در نتیجه همواره مورد پسند طبع انسان ها است.

در این تفسیر «ظلم»، مفهوم مقابل عدالت است به معنای پایمال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز می‌باشد که تقریباً پرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم می‌دهد و کاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم می‌کند و به هر چیز و هر کس مقصودی اختصاص می‌دهد.
No image

هرمنوتیک و رابطه آن با علوم شناختی

حکمت و فلسفه - مطالعه در تمثیل و امر نمادین، آن‌گونه که در تاریخ تفکر اسلامی طرح شده است، می‌تواند زمینه مناسبی برای بررسی تجربه زیباشناختی و امر متعالی فراهم آورد؛
در قلمرو تاریخ فلسفه

در قلمرو تاریخ فلسفه

ذات فلسفه، تاریخ فلسفه است. تحقیق در معنای فلسفه مستلزم تحقیق در معنی تاریخ فلسفه است.
Powered by TayaCMS