دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غفلت از غرور

مغرور در دنیا بدبخت و بیچاره و در آخرت زیان دیده است؛ چراکه چیز با ارزش را به چیز پست فروخته است.
غفلت از غرور
غفلت از غرور

غفلت از غرور

قال الصادقُ (ع) : «المَغرُورُ فی الدّنیا مِسکینٌ و فی الآخرهِ مَغبُونٌ لأنَّهُ باعَ الأفضلَ بالأدنی» (بحارالانوار ، ج69، ص319، باب117)

غرور حالتی در وجود انسان است که از بینش غلط او نسبت به مظاهر زندگی و امور مادّی پیدا می‌شود و گاهی هم محصول غفلت انسان از واقعیّات الهی است که بر اثر افزایش کار مادّی و توسعه یافتن مال و زر و زیور به‌وجود می‌آید و در هر دو صورت رابطه انسان از خداوند و آخرت و بسیاری از واقعیّات قطع می‌گردد و شقاوت دنیا و آخرت را به‌دنبال دارد.[1] ممکن است انسان پیش خود بگوید که من آدم مغروری نیستم در حالی که در واقع مغرور باشد. روایت شده که مدتی در حضور پیامبر(ص) از یکی از اصحاب تعریف و تمجید می‌کردند تا اینکه روزی همان شخص را به پیامبر(ص) و گفتند: او را که تعریف می‌کردیم همین شخص است. پیامبر(ص) به چهره او نگریست و فرمود: نوعی سیاهی مربوط به شیطان در چهره او می‌نگرم. او نزدیک آمد و سلام کرد. پیامبر فرمودند: تو را به خدا سوگند می‌دهم آیا پیش خود نگفتی بهتر از من، در میان اصحاب، کسی نیست؟ او گفت: چرا، همین فکر را کردم.[2] آری، گاهی انسان خیال می‌کند که مغرور نیست در حالی‌که مغرور هست. گاهی انسان فریفته مال و ثروت و سلامتی خود است به خیال اینکه همیشگی هستند و گاهی انسان به عمر خود و فرزندان و دوستان خود مغرور می‌شود به‌خیال اینکه آنها باعث نجات او هستند. گاهی در زندگی، فریب حالات خود و آرزوها و رسیدن به آنها را می‌خورد و گمان می‌کند که همیشه راست و درست عمل می‌کند و هیچ وقت اشتباه نمی‌کند. چه بسا به علم و اصل و نسب خود و اینکه فرزند فلانی است، افتخار می‌کند و از اسرار خدا آگاه نیست و چه بسا که غیر خدا را بخواند و گمان کند خدا را خوانده ‌است و شاید که خود را خیرخواه مردم حساب می‌کند، در حالی‌که می‌خواهد آنها به او توجّه کنند. و چه‌بسا نفس خود را نکوهش می‌کند در حالی‌که در حقیقت آن را ستوده است.

آری انسان از تاریکی‌های غرور خارج نمی‌شود؛ مگر با انابه و خشوع در برابر خداوند و شناخت عیوب خود. انسان مغرور، اگر به حالتی که دارد راضی باشد، هیچ‌کسی مانند او با عملش بدبخت نشده و عمرش را ضایع نکرده است؛ چراکه او، مایه حسرت خود را در روز قیامت فراهم کرده است.[3] حضرت علی(ع) درنهج البلاغه هنگام تلاوت آیه

«یا أیّها الانسانُ ما غَرَّکَ بِربِّکَ الکَرِیم»[4]

ای انسان چه چیز تو را به خداوند کریم مغرور ساخته است.

در بیانی انسان را از غرور زدگی‌ها برحذر داشته و به بدبختی و بیچارگی انسان مغرور اشاره کرده و می‌فرمایند: ای انسان چه چیز تو را بر گناه جرأت داده؟ و در برابر پروردگارت مغرور ساخته؟ و بر نابودی خود علاقمند کرده است؟ آیا بیماری تو را درمانی نیست؟ و خواب‌زدگی تو را بیداری نیست؟ چرا آن‌گونه که به دیگران رحم می‌کنی به خود رحم نمی‌کنی؟ چه بسا کسی را که در آفتاب سوزان می‌بینی بر او سایه می‌افکنی یا بیماری را می‌نگری که سخت ناتوان است، از روی دلسوزی بر او اشک می‌ریزی، امّا چه چیز تو را بر بیماری خود بی تفاوت کرده؟ و بر مصیبت‌های خود شکیبا و از گریه بر حال خویشتن باز داشته است؟ در حالی‌که هیچ چیز برای تو عزیزتر از جانت نیست![5]

آری ‌انسان مغرور در دنیا بدبخت و در آخرت زیانکار است و در حقیقت، به ترحّم و دلسوزی سزاوارتر است؛ چراکه او به توهّمات واهی دل‌خوش کرده که نتیجه‌ای جز شقاوت دنیا و آخرت به‌دنبال ندارد.

    پی نوشت:
  • [1]. انصاریان، حسین؛ عرفان اسلامی؛ اصفهان، حجت، 1371، چاپ سوم، جلد 9و10، ص13.
  • [2]. صداقت، علی‌اکبر؛ یکصد موضوع پانصد داستان، قم، ناصر، 1379، ص386 به‌نقل از: محجة‌البیضاء، ج6، 204  یکصد موضوع پانصد داستان، قم، انتشارات ناصر، 1379هش، ص386
  • [3]. شبّر، سیدعبدالله؛ اخلاق، محمدرضا جباران، قم، هجرت، چاپ پنجم، 1379، ص320.
  • [4]. انفطار/6.
  • [5]. نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتی؛ قم، لقمان، چاپ سوم، 1379، خطبه223.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز می‌باشد که تقریباً پرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم می‌دهد و کاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم می‌کند و به هر چیز و هر کس مقصودی اختصاص می‌دهد.
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
روش تحقیق وتفکر

روش تحقیق وتفکر

نویسنده محترم مقاله «نگرش انتقادى...» با هدف بررسى و تحقیق از عقب ماندگى علمى و صنعتى جامعه اسلامى به تحلیل فلسفه در میان مسلمانان پرداخته و از آنجا که فلسفه خاستگاه علوم و فنون در زمانهاى متاخر بوده، به این سؤال که چرا جوامع ما به لحاظ علمى عقب مانده است پاسخ گفته و ریشه آن را در وحدت فلسفه با دین و در نتیجه تقدس و قداست فلسفه و عدم نقد پذیرى و ثبات آن دانسته است.
Powered by TayaCMS