دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نگاهی به فلسفه انکسیمندروس

انکسیمندروس (547-610 قبل از میلاد) معتقد بود ضرورتی ندارد آب یا هوا یا آتش را قطعاً به عنوان اصل یا صورت نخستین جسم مشخص سازیم.
نگاهی به فلسفه انکسیمندروس
نگاهی به فلسفه انکسیمندروس
نویسنده: دکتر عباس محمدی اصل

انکسیمندروس (547-610 قبل از میلاد) معتقد بود ضرورتی ندارد آب یا هوا یا آتش را قطعاً به عنوان اصل یا صورت نخستین جسم مشخص سازیم. علت مادی و عنصر نخستین اشیاء چیزی بی‌کران و نامتعین (آپایرون) است که همه اشیاء از آن پدید آمده و دوباره به آن باز خواهند گشت. این ماده نامحدود، همه جهان‌های بی‌شمار را در برگرفته و زمان بدین‌سان تعیین کننده پیدایش، هستی و از میان رفتن است. حرکت جاویدان است و در نتیجه همه آسمانها در آن به وجود می‌آیند؛ زیرا بدون حرکت، پیدایش و زوال وجود ندارد. مقدر است اشیاء بار دیگر از اصل خود دور گردند تا بتوانند بی‌عدالتی‌ها و کینه جویی‌ها و ستم‌های روا داشته خود نسبت به یکدیگر را در مدتی معلوم و محتوم جبران کنند. جهان به صورت مجموعه اضدادی نظیر گرمی و سردی و رطوبت و خشکی در مقابل ما نمایش می‌یابد و لذا مناسبتر است اضداد را همچون موجوداتی منفک از توده‌ای بدانیم که هیچ یک از اضداد را اختصاصاً به عنوان ماده اولی یا جوهر نخستین در بر نگرفته است. این عناصر با یکدیگر تضاد دارند؛ چنانکه هوا سرد است و آب، مرطوب و آتش، حرارت دارد و لذا در صورت بی‌کرانی یا عدم تناهی هر یک از این عناصر، دیگر عناصر مجالی برای ظهور نمی‌یافتند. پس جز یک جوهر جاوید و لایزال نباید وجود داشته باشد و آن عبارت از چیز یا امر نامتعینی است که ماسوا را به وجهی احسن پدید آورده است.

اصل موجودات چیزی نامتعین و غیرمتشکل و لایتناهی و ازلی و ابدی و جاوید و جامع اضداد خشکی و تری و گرمی و سردی است. به واسطه جدایی این اضداد، ظهور و بروز و تولد و حیات و در نتیجه تجمع آنها، ثبوت و مرگ روی می‌دهد. از تاثیر سردی و گرمی ماده مزبور نیز عناصری چون خاک سرد و آتش گرم و آب متمایل به سردی و هوای متمایل به گرمی به وجود می‌آید که با چینش مرتب خود بر روی یکدیگر، جهان را می‌سازند.

عنصر جاودانه زاینده گرما و سرما، هنگام پیدایش این جهان جدا شده و از این نوعی کره مشتعل پیرامون هوایی که زمین را احاطه کرده بود شکل گرفت و با دریدن این کره و محدود شدنش در حلقه‌هایی معین، خورشید و ماه و ستارگان برآمدند. زمین، استوانه‌ای شکل همچون ستون سنگی گرد و محدبی است و ژرفایش یک سوم پهنایش است و در فضا به لحاظ تساوی فاصله‌اش از همه سو، آزادانه معلق است.

ستارگان مانند حلقه‌های آتشینی به وجود آمده‌اند که از آتش جهانی جدا و با هوا احاطه شده‌اند. خورشید حلقه‌ای است 28 برابر زمین. بادها همچون تندر و آذرخش و گردباد و تندباد هنگامی روی می‌دهند که لطیفترین تبخیرهای هوا جدا می‌شوند و چون در هم فشرده شوند به حرکت در می‌آیند. در آغاز سطح زمین رطوبت بوده؛ ولی پس از خشک شدن در اثر تابش خورشید، قسمتی از آن بخار شد و انقلاب‌های خورشید و ماه را سبب گردید و قسمت باقی مانده دریاست. لذا دریا همواره در اثر خشک شدن کمتر می‌شود و سرانجام کاملاً مبدل به خشکی می‌گردد. نخستین جانداران در رطوبت و پیچیده در پوسته‌هایی خاردار پدید آمدند و با فزونی گرفتن عمرشان، به قسمت خشکتر بیرون آمدند و با شکسته شدن آن پوسته، در زمانی کوتاه تغییر زندگی دادند.

در آغاز، انسان از جاندارانی از شکل دیگر زاییده شده؛ زیرا جانداران دیگر بزودی برای خود خوراک می‌جویند، ولی تنها او نیازمند پرستاری طولانی است. جانداران از رطوبتی که به وسیله خورشید بخار شده بود، پدید آمدند و انسان در آغاز همانند جاندار دیگری یعنی ماهی بود. در ابتدا انسانها در درون ماهیان پدید آمدند و تغذیه شدند و پس از اینکه به اندازه کافی برای کمک به خود شایسته شدند، بیرون خزیدند و به خشکی آمدند.همه موجودات محکوم به زوالند و انگاشت بی آغاز و انجامی برای تنها ماده نخستین چونان اصل و مقصود همه حیات، خرسندی اخلاقی بار می‌آورد. هر موجود مجزایی متضمن بی‌عدالتی است که به خاطر آن، صور متخاصم حیات زیان می‌بینند. نظام طبیعی جهان چیزی جز نظام جامع و کامل عدالت نمی‌تواند باشد و معروض هستی در معرض نابودی است. هیچ چیز جز ماده اولی چونان ظرف یا مخزن نیرو و نمودار بی زمانی و جاودانگی، الهی محسوب نمی‌شود و در پایان ادوار دیرباز کیهان همه چیز به جوهر نخستین یا ماده اولی چونان وحدت اصیل و وجود کلی باز خواهد گشت.

مقاله

نویسنده دکتر عباس محمدی اصل

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز می‌باشد که تقریباً پرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم می‌دهد و کاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم می‌کند و به هر چیز و هر کس مقصودی اختصاص می‌دهد.
تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ موجودیتی آفاقی / برون ذات (objective) که مستقل از انسان باشد ندارد.
در قلمرو تاریخ فلسفه

در قلمرو تاریخ فلسفه

ذات فلسفه، تاریخ فلسفه است. تحقیق در معنای فلسفه مستلزم تحقیق در معنی تاریخ فلسفه است.
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
Powered by TayaCMS