27 دی 1395, 8:59
غفلت از ارزشهای اصیل باعث برتربینی نسبت به امور چند روزه میشود كه در آن به میز و مقام، ثروت و مال یا علم و تحصیلات رو میكند و با خیال ماندگار بودن این عنوانهای پوچ، روزگار خویش را سپری مینماید به گونهای كه به جای امارت بر مال و مقام، اسارت گریبان او را میگیرد. توجه و هوشیاری یا تنبه و بیداری عامل شناخت خود، دوستان و نزدیكان و مشخصه انسانهای آرمانگرا و هدفمند است كه ارزشهای ماندگار حیات و هستی را میجویند و غفلت و بی خبری یا بی توجهی و نا آگاهی به حقایق راستین زندگی بیرق برافراشته كسانی است كه دل به سرگرمیهای پوچ و بی ارزش سپردهاند و به جای خردورزی و تعقل به خیال و رویاها و آرزوهای سراب گونه دلخوش كردهاند و بی احتیاط و پرشتاب به سوی عنوانها و منصبهای اعتباری و بی ارزش روانهاند.برخی معتقدند غفلت آگاه نبودن نسبت به چیزی هنگام نیاز به آن در خاطر و ذهن است و عدهای دیگر بر این باورند اتلاف وقت به بطالت و بیهودگی و بی توجهی نسبت به امور جدی زندگی است، چنانكه تفكر و اندیشه زمینه ساز نورانیت دل و دیده میشود و باعث خروج آدمیاز غفلت یعنی بی توجهی یا بی خبری میشود.عالمان اخلاق، سستی و ضعف نفس نسبت به هدف و مقصود خود را غفلت دانستهاند كه مقابل آن نیت یا یاد و ذكر و توجه است كه باعث برانگیخته شدن نفس و گرایش به منظور و محبوب آدمیدر حال و آینده میشود.
آشنایی با آیات و روایات، كه واژه واژه آن باعث ایمنی خاطر و روشنی روح و روان آدمیاست، زمینه ساز ایجاد اندیشه و سپس ایجاد انگیزه میشود تا هر یك از ما دست كم به فهم زیان دست یابیم و از زمره غفلت زدگان رهایی یابیم. سوره اعراف آیه 178 میفرماید: اولئك هم الغافلون. با توجه به این آیه شریفه اگر به فهم زیان هم برسیم سود است.همچنین در سوره ماعون آیه 4 و 5 خداوند میفرماید: وای بر نمازگزاران كه در نماز خود سهل انگاری میكنند. سخن خداوند مهربان خطاب به غافلان و بی خبران است كه در حال نماز توجهی به گفتههای خود ندارند و چشم و دل به جای دیگری دوخته اند.امر به یاد و نام خالق در لحظات تضرع و خوف و در صبحگاهان و شامگاهان و دوری از غفلت (ولا تكن من الغافلین) از دیگر سخنان پروردگار با هریك از انسان هاست تا به هوشیاری و توجه رو كنند. چنانچه در آیهای دیگر با هشدار نسبت به دور افتادگان از خود آگاهی و احساس مسئولیت میفرماید: مرگ بر دروغگویان، همانها كه در جهل و غفلت فرو رفتهاند (ذاریات آیه 10 و 11).
آشنایی با آثار زیانبار غفلت، همت ما را برای غفلت زدایی در زندگی بیشتر میسازد تا با شور و شناخت و تمرین و تلاش، عزم و جزمیفراوانتر یابیم و خود را از تیرگیها و تاریكیهای غفلت خارج سازیم. نخستین پیامد غفلت، غرور و خود خواهی است. امام علی(ع) میفرماید: بیداری و هوشیاری نور و روشنایی است و غفلت و بی خبری، غرور و خود خواهی (غررالحكم،ص 448).اثر دیگر غفلت مردگی قلب یا دوری از خردورزی و دستیابی به راه هدایت است، زیرا غبارهای غفلت یكی پس از دیگری باعث سیاهی و تباهی دل میشود و راه رشد و شكو فایی را بر آن میبندد. همراه با این زیان بزرگ، كوری دیده دل هم فرا میرسد و بصیرت انسان غافل، باعث نابینایی نسبت به حقایق روشن و آشكار میشود.تاثیر دیگر غفلت و دل مشغولی نسبت به امور ظاهری و فریبنده دنیوی است، باعث ریا یعنی خوش آمدن اطرافیان و یافتن مقام و موقعیت در نگاه دیگران و از دست دادن فرصتهای زیبا در زندگی میشود.
حقیقت انسان چیست و از چه راهی میتوان به آن دست یافت؟ یا اصلا چه نیازی به شناخت انسان وجود دارد!؟ پاسخ این است که شناخت هر چیز، اولین قدم برای رساندن آن چیز به مقصد و کمال نهایی است و اولین قدم برای شناخت هر چیز، بررسی آن است. بعد از بررسی آن چیز و پی بردن به وجود پدیدآورنده و سازنده آن، گام بعدی مراجعه به سازنده است. انسان سازنده حکیمی دارد؛ این مطلب از منش و بازتابهای انسان به خوبی برمیآید. قرآن کریم، با زبانی شیوا و همه آشنا، هم به معرفی سازنده پرداخته و هم به معرفی سازه و حتی محیط سازه. از همه مهمتر بهترین شیوه برای استفاده از سازه و محیطش و رابطهاش با سازنده را بیان کرده که هر انسانی را محتاج رجوع به آن میکند.پس در این مرحله، برای شناخت انسان به قرآن کریم مراجعه میکنیم. قرآن کریم انسان را دارای جسم و ظاهر میداند و بیان میکند که او را در خلقت اولیه از گل خشک و سیاه و بدبو، و در خلقتی دیگر او را از نطفه آفریده است؛ اما اصل وجود انسان را روح میداند و او را بر طبق باطن و نهاد و استعداد و انسانیت و عواطفش مخاطب قرار میدهد. البته در قرآن، انسان از ابعاد مختلفی مورد توجه قرار گرفته؛ در آیاتی آفرینش انسان را تصویر کرده است. در آیاتی از صفات وی گفته است. در بعضی آیات به او امر و نهی شده و در بعضی آیات از کرامت وی سخنها گفته است.بخشی از آیات، مسخّر بودن جهان را برای انسان بیان میکند و بخشی از آیات، ناسپاسی او در نعمت و زاری او در شدت را توصیف میکند. از مجموع این آیات روشن میشود که انسان در منظر قرآن، خود عالَمی است با امکانات بیشمار. اما چگونه است که خداوند این موجود شگفت انگیز، که خلقت اَحسنِ خود خداوند است را به صفاتی مانند ظلوم و عجول و غیره توصیف کرده است!؟ طبق بیان قرآن کریم، انسان دو وجه وجودی در باطن خود دارد: از یک سو با توجه به جنبه دنیوی اش، ضعیف آفریده شده و در نتیجه ستمگر، ناسپاس، عجول، تنگ چشم، مجادله كن، نادان، خود پسند، كم صبر، پر طمع و طاغى است، و از سوی دیگر با توجه به جنبه عالی وجودیاش که به خدا نسبت داده میشود (نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوح) و با توجه به ایمان و درک و تربیت و عقلش، موجودی پر ارزش است که خداوند او را شایسته تکریم و مقام خلیفه الهی در روی زمین و مسجود فرشتگانِ درگاه باری تعالی قرار گرفتن میداند.البته باید به این نکته توجه نمود که انسان بهصورت واحد و غیر قابل تجزیه است. او موجودی است که پیوندی حقیقی و واقعی با نظام آفرینش دارد که با قوا، استعدادها و نیازهای جسمی و روحی خود با خدا، محیط پیرامون و افراد دیگر ارتباط برقرار میکند. این ارتباط موجب میشود که انسان به صورتی دلانگیز به سوی رشد و بالندگی سوق داده شود. از دیدگاه قرآن انسان موجودی است که قدرت خودسازی و اثرگذاری در خود و دیگران را دارد، همچنانکه از دیگران نیز اثر میگیرد. این مطلب برای همه ما روشن و آشکار است؛ یعنی بر اساس ویژگی هایی که خداوند در نهاد انسان به ودیعه گذاشته، انسان قابل تعلیم و تربیتپذیر است.تربیت مقولهای است که انسان با توجه به شناخت چند ویژگی از خود، همّ و غمّ خود را بر آن میگذارد تا بهترین نتیجه برایش حاصل شود. ویژگی هایی مانند دو بعدی بودن، اثرپذیر بودن و کمال طلب بودن انسان.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان