دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسابرسی در کلام امیر المومنین(ع)

ای فرزند آدم خودت وصیّ مال خویش باش، امروز به گونه‌ای عمل کن که دوست داری پس از مرگت عمل کنند. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
حسابرسی در کلام امیر المومنین(ع)
حسابرسی در کلام امیر المومنین(ع)

قال امیرالمؤمنین علیه السلام

یا ابن آدم، کُن وصی نفسک فی مالک واعمل فیه ما تؤثِر أن یُعمل فیه من بعدک

(نهج‌البلاغه/ حکمت 254)

اى فرزند آدم خودت وصىّ مال خویش باش، امروز به گونه‌اى عمل کن که دوست دارى پس از مرگت عمل کنند.

توضیح :

حسابرسی

قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): «یا ابن آدم، کُن وصی نفسک فی مالک واعمل فیه ما تؤثِر أن یُعمل فیه من بعدک»[1]؛ تو خود، وصی خود باش؛ یعنی، هرگز نگو بعد از مرگ من، این مال را چنین مصرف کنند. وصیّت دو گونه است: عهدی و تملیکی؛ وصیّتی که مربوط به بعد از مرگ است وصیّت عهدی است، که از انسان در حال حیات ساخته نیست؛ مانند وصیتهای مربوط به کفن و دفن. اینها مربوط به انسان مرده است؛ امّا در وصیّت تملیکی، نباید انسان زنده، مانند مرده باشد بلکه باید، وصی خودش باشد. جمله «کُن وصی نفسک» کلمه جامعه و فراگیر است؛ یعنی، «کُن حسیب نفسِک »، « کُن رقیب نفسِک » ، « کُن مُحبّ نفسک » ، و....

البته ما در قیامت حسابرس خود هستیم : ﴿کفی بنفسک الیوم علیک حسیباً﴾[2]. آن روز که انسان نمی‌تواند دروغ بگوید و کار خود را توجیه کند: ﴿وَ لا یکتُمونَ الله حدیثاً﴾[3]، ولی هنر این است که انسان در دنیا حسیب و محاسب خود باشد. اثر تهذیب روح آن است که انسان قبل از مرگ به این مقام رفیع بار یابد. .
در قیامت، همه انسانها، یکجا زنده می‌شوند: ﴿قُل إنَّ الاوّلین والآخرینَ٭ لَمَجموعونَ إلی میقاتِ یومٍ معلوم﴾[4]. در آن جا هیچ کس به فکر دیگری نیست. دراین دنیا نیز در یک حادثه تلخ آتش سوزی یا زلزله، هیچ کس به فکر دیگری نیست. مادر نیز در حادثه آتش سوزی یا زلزله بدون این که به فکر کودکش باشد فرار می‌کند. در حالی که زلزله قیامت، زلزله معمولی یا «زمین لرزه» نیست؛ بلکه «جهان لرزه» است: ﴿إنَّ زلزلة السّاعَةِ شی‌ءٌ عظیم﴾[5] در آن جا احدی به فکر اَحَدی نیست و کسی هم کسی را نمی‌شناسد. آن صحنه را هم اکنون می‌شود ممثّل یا مجسّم کرد تا انسان، در همین دنیا حسابرس خود باشد و بفهمد پیشنهادهایی که به او دادند، حقّ و یا باطل است.

دوم: انتخاب دوستان خردمند و فرزانه. دوست عاقل هرگز تبهکاری رفیق خود را توجیه نمی‌کند؛ بلکه آن را دوستانه تذکر می‌هد. دوست واقعی کسی است که عیب دوست خود را به او بگوید. ائمّه معصومین (علیهم‌السّلام) فرموده‌اند: هیچ هدیه‌ای به برادر مؤمن بهتر از بیان عیب او نیست. گرچه نباید عیوب کسی را در حضور دیگران به او گفت؛ زیرا ارائه عیب در انظار دیگران اثری ندارد و او را می‌رنجاند؛ چون چنین نصیحتی به منزله سرزنش است، نه نصیحت. بنابراین، باید آن را به صورت خصوصی و آن هم دوستانه و خیر خواهانه به او تذکّر داد؛ نه به صورت عیب جویانه و برای این که تذکر دهنده بخواهد خود را مطرح کند و ضعف او را به رُخش بکشد.

سوم : حُسن استفاده از انتقاد دشمنان خردمند. دشمن بر دو گونه است: دشمن حسود و عیبجو که فقط می‌کوشد عیب را ببیند گر چه عیبی در میان نباشد، و دشمن خردمند. دشمن حسود و عیب‌جو حشره گونه روی نقاط ضعف می‌نشیند. اما دشمن خردمندی که غرضش بد ولی کارش خوب است، حُسن فعلی و قُبح فاعلی دارد، چون از یک سو می‌خواهد انسان را از پا در بیاورد؛ ولی از سوی دیگر کارش خوب است و حساب شده، نقطه ضعفها را گوشزد می‌کند؛ مثلاً، اگر درحضور عدّه‌ای اعتراض کند و مقصودش ریختن آبروی انسان باشد، از این نظر کارش بد است؛ ولی تشخیص درست عیب کار خوبی است. عدّه‌ای سعی می‌کردند انتقاد سازنده دشمنان فرزانه را نیز مغتنم بشمارند. چون آنها به صورت حساب شده‌ای عیب را شناسایی می‌کنند.

ضعفهای دیگران را، هم حشره گونه می‌توان دید و هم پزشک گونه. اگر انتقاد حشره گونه باشد، هم قُبح فاعلی دارد و هم قبح فعلی و نارواست؛ امّا اگر انتقاد، پزشک گونه باشد، حُسن فاعلی و فعلی دارد. کسانی که درصدد تهذیب روح هستند از این شرط و راه سوم هم مدد می‌گیرند.

    منبع :برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج 11/ص 83-84
    پی نوشت:
  •  .[1] نهج‌البلاغه، حکمت 254.
  •  .[2] سوره اسرا، آیه 14.
  •  .[3] سوره نساء، آیه 42.
  •  .[4] سوره واقعه، آیات 49 ـ 50.
  • [5].سوره حج، آیه 1.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

عالم غیب چیست/ منکران و معتقدان عالم غیب کیستند

عالم غیب چیست/ منکران و معتقدان عالم غیب کیستند

آیت الله جوادی آملی در تفسیر آیه «یؤمنون بالغیب» در سوره بقره، با تشریح مفهوم و اقسام غیب تأکید می‌کند که اگر کسی به اصول کلّی دین که غیب است، مؤمن و معتقد نباشد، کافر است؛ خواه اصلاً غیبی را قبول نداشته باشد، مثل مادیین؛ یا غیبِ فی ‌الجمله را قبول دارند و نه بالجمله را، مثل مشرکین.
قتل انسان بی گناه- آثار اعمال در قرآنʇ)

قتل انسان بی گناه- آثار اعمال در قرآن(7)

در شش قسمت گذشته از سلسله مطالب «آثار اعمال در قرآن مجید» مباحث آثار: گناه، خودپسندی و غرور، مکر و حیله، خوردن مال حرام، دورویی و نفاق و ظلم و ستم مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
ظلم و ستم- آثار اعمال در قرآن ʆ)

ظلم و ستم- آثار اعمال در قرآن (6)

در قسمت‌های اول تا پنجم سلسله مقالات «آثار اعمال در قرآن»، مباحث آثار گناه، آثار خودپسندی و تکبر، آثار مکر و حیله، آثار مال حرام و آثار دورویی و نفاق در زندگی انسانها مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
6خصوصیت متقین در قرآن کریم

6خصوصیت متقین در قرآن کریم

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به مناسبت ماه مبارک رمضان اقدام به انتشار مطالبی با عنوان «سی روز، سی‌گفتار قرآنی» برگزیده سخنان رهبر معظم انقلاب کرده است که همه روزه در طول ماه مبارک رمضان منتشر می‌شود.
قرآن در حق چه کسانی «مرده باد» گفته است؟

قرآن در حق چه کسانی «مرده باد» گفته است؟

زنده باد و مرده باد از مصادیق دعا و نفرین است.

پر بازدیدترین ها

راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن

راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن

قرآن کریم که بزرگترین معجزه پیامبراکرم(ص) است و تمام آنچه را که بشر برای هدایت نیاز داشته ودر آن آمده است، کاملترین نسخه برای آرامش روح است.
قتل انسان بی گناه- آثار اعمال در قرآنʇ)

قتل انسان بی گناه- آثار اعمال در قرآن(7)

در شش قسمت گذشته از سلسله مطالب «آثار اعمال در قرآن مجید» مباحث آثار: گناه، خودپسندی و غرور، مکر و حیله، خوردن مال حرام، دورویی و نفاق و ظلم و ستم مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
No image

برای درخشش خانه بخوانید

در پرتو هدایت قرآن

در پرتو هدایت قرآن

اشاره: چگونه می‌توان خود را در معرض هدایت قرآن قرار داد؟ این پرسشی است که مرحوم آیت‌الله طالقانی در آغاز تفسیر پرتوی از قرآن با خواننده مطرح می‌سازد.
اخلاص در قرآن

اخلاص در قرآن

هرچند واژه‌ی اخلاص در قرآن به کار نرفته، ولی مشتقات آن 31بار در قرآن آمده است که با صراحت، موضوع اخلاص را مطرح می‌کند.
Powered by TayaCMS